تحلیل نهادی نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی‌ اقتصادی در ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه اقتصاد، پژوهشکدۀ علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران

2 دکتری اقتصاد اسلامی، پژوهشگر همکار گروه علمی اقتصاد، پژوهشکدۀ علوم انسانی، پژوهشگاه المصطفی، دانشگاه بین‌المللی المصطفی، قم، ایران

چکیده

در شرایط پیچیده و ناپایدار امروز ایران که با چالش‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و حکمرانی مواجه است، تاب‌آوری جوامع محلی و ظرفیت‌های نهادی برای مقابله با بحران‌ها به یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری و پژوهش‌های توسعه‌ای تبدیل شده است. در این میان، سازمان‌های غیرانتفاعی به عنوان نهادهای واسط میان دولت و جامعه، نقشی مؤثر در بازتولید سرمایۀ اجتماعی، تقویت انسجام و ایجاد ظرفیت‌های خودسازمان‌دهی ایفا می‌کنند. با این حال، تحلیل نهادی و شبکه‌ای این سازمان‌ها در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر، با عنوان تحلیل نهادی نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی‑اقتصادی در ایران، با هدف واکاوی ساختار نهادی این سازمان‌ها و اثرگذاری آنها بر شاخص‌های تاب‌آوری، در بازۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ بر اساس داده­های فصلی انجام شده است. برای تحلیل داده‌ها، ترکیبی از دو روش تحلیل شبکۀ اجتماعی (SNA) و مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) به ‌کار رفته است. در گام نخست، شاخص‌های ساختاری شبکه‌ای شامل مرکزیت (612/0)، چگالی (428/0)، انسجام (521/0) و بینابینی (498/0) محاسبه و به عنوان متغیرهای مشاهده‌گر وارد مدل مفهومی شدند. در گام دوم، نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی نشان داد ساختار نهادی اثری معنادار بر سرمایۀ اجتماعی (624/0)، تاب‌آوری اجتماعی (418/0) و اقتصادی (376/0) دارد. همچنین، سرمایۀ اجتماعی نقش میانجی معناداری در انتقال این اثر ایفا می‌کند. در جمع‌بندی، یافته‌ها نشان می‌دهد ساختار منسجم و شبکه‌ای سازمان‌های غیرانتفاعی، از طریق تقویت تعاملات نهادی، می‌تواند موجب بازتولید سرمایۀ اجتماعی و ارتقای تاب‌آوری چندبُعدی شود. این نتایج اهمیت طراحی سیاست‌های حمایتی برای تقویت زیرساخت‌های نهادی سمن‌ها در ایران را دوچندان می‌کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Institutional Analysis of the Role of Nonprofit Organizations in the Reproduction of Social Capital and Socio-Economic Resilience in Iran

نویسندگان [English]

  • Mostafa Kazemi Najaf Abadi 1
  • Ahmad Ali Rezai 2
1 Associate Professor, Department of Economics, Social Sciences Research Institute, Research Institute of Hawzah and University (RIHU), Qom, Iran
2 Ph.D. in Islamic Economics, Research Fellow, Economics Research Group, Humanities Research Institute, Al-Mustafa Research Institute, Al-Mustafa International University, Qom, Iran
چکیده [English]

Introduction
In recent decades, increasing economic volatility, the expansion of social challenges, environmental crises, and the growing complexity of governance systems have highlighted the necessity of strengthening institutional capacities for coping with crises. In this context, socio-economic resilience, defined as the ability of communities to adapt, recover, and sustain their functioning under adverse conditions, has become a central concept in the development literature. One of the most important factors contributing to resilience is social capital, which is generated through trust, participation, cooperation, and social networks. Nonprofit organizations (NPOs), as intermediary institutions connecting the state, market, and civil society, play a significant role in enhancing social interactions, mobilizing local resources, and promoting civic engagement. Despite the expansion of nonprofit activities in Iran, limited attention has been paid to the institutional structures and network patterns of these organizations and their impact on the reproduction of social capital and socio-economic resilience. Therefore, the present study aims to provide an institutional analysis of the role of nonprofit organizations in reproducing social capital and enhancing social and economic resilience in Iran by examining their functions within institutional and network-based frameworks.
 Methodology
The present study is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of methodology. To investigate the role of nonprofit organizations in the reproduction of social capital and socio-economic resilience, a combined approach incorporating Social Network Analysis (SNA) and Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) was employed. The research data were collected and analyzed on a quarterly basis over the period 2011–2024. In the first stage, the institutional and relational structure of nonprofit organizations was assessed using social network indicators, including centrality, density, cohesion, and betweenness. These indicators were incorporated into the conceptual framework as observable variables representing institutional structure. In the second stage, the relationships among institutional structure, social capital, and the dimensions of social and economic resilience were examined using PLS-SEM. Furthermore, the mediating role of social capital in transmitting the effects of institutional structure on social and economic resilience was tested. Data analysis was conducted using specialized software for network analysis and structural equation modeling.
Findings
The results of the social network analysis revealed that the nonprofit organizations under study possessed a relatively favorable level of institutional linkages and network connectivity. The estimated values for network centrality, density, cohesion, and betweenness were 0.612, 0.428, 0.521, and 0.498, respectively, indicating the presence of organized interactions and an adequate capacity for the exchange of information and resources among network actors. The findings of the structural equation modeling further demonstrated that the institutional structure of nonprofit organizations exerts a positive and statistically significant effect on social capital, with a path coefficient of 0.624. In addition, institutional structure significantly influences social resilience and economic resilience, with path coefficients of 0.418 and 0.376, respectively. The results also confirmed the significant mediating role of social capital in the relationship between institutional structure and the dimensions of resilience. In other words, part of the impact of institutional structure on social and economic resilience is transmitted through the enhancement of social trust, collective participation, and collaborative networks.
Discussion and Conclusion
The findings indicate that nonprofit organizations play a crucial role in reproducing social capital and enhancing community resilience through the creation and strengthening of institutional networks. Cohesive network structures characterized by high levels of interorganizational interaction facilitate the development of trust, cooperation, and social participation, thereby.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Institutional analysis
  • Nonprofit organizations
  • Reproduction of social capital
  • Socio-economic resilience
  • Iran
  • مقدمه و بیان مسأله

در سال‌های اخیر، افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی، تشدید بحران‌های اجتماعی و ناکارآمدی نهادهای رسمی، ضرورت بازاندیشی در ظرفیت‌های تاب‌آوری اجتماعی‑اقتصادی جوامع را دوچندان کرده است. در این میان، سازمان‌های غیرانتفاعی به عنوان نهادهایی میانجی میان دولت، بازار و جامعۀ مدنی، نقشی فزاینده‌ در احیای پیوندهای اجتماعی، بازتولید اعتماد عمومی و ارتقای انسجام نهادی ایفا می‌کنند (Woznyj et al., 2024: 54). با وجود این، پرسشی بنیادین که همچنان مطرح است، آن است که این نهادها دقیقاً چگونه می‌توانند در شرایط بحران‌زده و متأثر از ضعف ساختارهای نهادی، به تاب‌آوری اجتماعی‑ اقتصادی کمک کنند.

برخی از مطالعات نشان داده‌اند سازمان‌های غیرانتفاعی از طریق شبکه‌سازی، تولید اعتماد متقابل و افزایش سرمایۀ اجتماعی، قادر هستند هم خود را در برابر بحران‌ها مقاوم کنند و هم بر تاب‌آوری جامعه اثر بگذارند (کاظمی نجف­آبادی و رضایی، 1404: 101). برای نمونه، شومیت[1] و همکاران (2018) نشان داده‌اند شراکت راهبردی میان نهادهای غیرانتفاعی و بنگاه‌ها، با اتکا بر روابط شبکه‌ای و اعتماد متقابل، به تقویت پایایی اجتماعی و نهادی منجر شده است. همچنین، چیویتیلو[2] و همکاران (2022) بر نقش سرمایۀ اجتماعی به عنوان دارایی نامشهود کلیدی در اثربخشی بازاریابی اجتماعی نهادهای غیرانتفاعی تأکید کرده‌اند. در ایران نیز پژوهش عبدالملکی و همکاران (۱۳۹۹) تأکید دارد که مشارکت مردمی در قالب شبکه‌های غیررسمی، نقشی مهم در ترمیم پیوندهای اجتماعی ایفا کرده و به بهبود وضعیت معیشتی در شرایط بحرانی منجر شده است. با این حال، رابطۀ میان سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری، به ‌ویژه در بستر سازمان‌های غیرانتفاعی، همچنان دچار ابهام‌های تحلیلی است. اگرچه سرمایۀ اجتماعی بارها به عنوان مؤلفه‌ای میانجی در اثربخشی نهادهای مردمی مطرح شده است (Schneider, 2009: 655; Saz, 2007: 175)، چگونگی تحقق آن در بافتارهای نهادی متغیر، تحت شرایط بحران و در نظام‌های سیاستی شکننده، موضوعی است که هنوز به‌روشنی تبیین نشده است. در واقع، بیشتر پژوهش‌ها یا جنبه‌های عملکردی این سازمان‌ها را بررسی کرده‌اند، یا به صورت بخشی به عناصر سرمایۀ اجتماعی اشاره داشته‌اند، بدون آنکه تحلیل نهادی یکپارچه‌ای از پیوند میان این سازمان‌ها و دو بُعد کلیدی «تاب‌آوری اجتماعی» و «تاب‌آوری اقتصادی» ارائه شود.

برای تبیین دقیق این نقش‌ها، باید تمایز بنیادین میان تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی را در نظر گرفت. تاب‌آوری اجتماعی مفهومی کلیدی در نظریه‌های توسعۀ پایدار و مدیریت بحران است که به توانایی جوامع برای مقابله، بازیابی و حتی تقویت خود پس از شوک‌ها و ناملایمات اجتماعی، اقتصادی و محیطی اشاره دارد. در رویکرد نهادی، تاب‌آوری به عنوان محصول تعاملات سازمانی و اجتماعی دیده می‌شود که توسط ساختارهای نهادی و رفتارهای کنشگران شکل می‌گیرد و تداوم می‌یابد (2022: 17 Young,). این نوع تاب‌آوری بر سرمایۀ اجتماعی، انسجام گروهی و شبکه‌های حمایتی تمرکز دارد. در مقابل، تاب‌آوری اقتصادی به معنای توانایی نظام‌های اقتصادی برای مقابله، تطبیق و بازیابی از شوک‌ها و بحران‌های اقتصادی است که در سطح خرد و کلان بروز می‌کند. از دیدگاه تحلیل نهادی، سازمان‌های غیرانتفاعی به عنوان بازیگران کلیدی در بازارهای اجتماعی، نقش واسط میان بخش‌های مختلف اقتصاد، دولت و جامعه مدنی را ایفا می‌کنند و با بهره‌گیری از ساختارهای نهادی، ظرفیت‌های اقتصادی را تقویت و تاب‌آوری اقتصادی را بازتولید می‌کنند. بنابراین، در حالی که تاب‌آوری اجتماعی بر «ارتباطات و اعتماد» تأکید دارد، تاب‌آوری اقتصادی بر «ظرفیت‌های تولیدی، اشتغال‌زایی و ثبات معیشتی» متمرکز است؛ هرچند این دو مفهوم در عمل یکدیگر را تقویت می‌کنند.

بر همین اساس، پژوهش حاضر در تلاش است تا با تمرکز بر رابطۀ نهادی میان سازمان‌های غیرانتفاعی، سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی، مدلی تحلیلی و بومی‌سازی‌شده ارائه دهد که هم مبتنی بر نظریه‌پردازی جهانی و هم منطبق با واقعیت‌های نهادی ایران باشد. نوآوری این پژوهش در تحلیل ساختاری و بین‌الاذهانی این سه مؤلفه در کنار هم است؛ به‌ گونه‌ای که فراتر از توصیف‌های کلی، سازوکارهای درونی و نهادی مؤثر در بازتولید تاب‌آوری اجتماعی را بررسی می‌کند. در ادامۀ مقاله، ابتدا چارچوب مفهومی و مبانی نظری ارائه می‌شود، سپس روش‌شناسی پژوهش تبیین و پس از آن، یافته‌های تجربی و تحلیل داده‌ها مطرح خواهد شد. در نهایت، جمع‌بندی نتایج و پیشنهادهایی برای بهبود سیاست‌گذاری در حوزۀ نهادهای غیرانتفاعی و ارتقای تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی ارائه خواهد شد.

 

  • ادبیات پژوهش

2-1 تحلیل نهادی نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی

نهادگرایی به عنوان یکی از رویکردهای مسلط در تحلیل رفتار بازیگران اجتماعی، بر اهمیت ساختارهای رسمی و غیررسمی در شکل‌گیری تعاملات اجتماعی و اقتصادی تأکید دارد. در این چارچوب، سازمان‌های غیرانتفاعی به‌ مثابۀ نهادهای واسط، نقش کلیدی در بازتولید هنجارها، شبکه‌ها و اعتماد اجتماعی ایفا می‌کنند. مطابق نظریۀ نهادی «نورث»، نهادها بسترهایی تثبیت‌شده‌ هستند که تعاملات انسانی را ساختارمند می‌کنند و هزینه‌های مبادله را کاهش می‌دهند. سازمان‌های غیرانتفاعی نیز در این چارچوب، با تقویت قواعد غیررسمی، مانند مشارکت، مسئولیت‌پذیری و اعتماد اجتماعی، به بازتولید سرمایۀ اجتماعی کمک می‌کنند (Schweitzer et al., 2022: 40). از دیدگاه نظریۀ سرمایۀ اجتماعی ارائه‌شده توسط جکسون[3] (2017)، سرمایۀ اجتماعی به سه نوع پیوندی، ارتباطی و پیوسته تقسیم می‌شود که هر سه نوع در بستر فعالیت سازمان‌های غیرانتفاعی بازتولید می‌شوند. برای ‌مثال، این سازمان‌ها با فراهم‌آوردن فضاهای مشارکتی، پیوندهای افقی بین اقشار هم‌سطح و پیوندهای عمودی بین گروه‌های اجتماعی مختلف را ارتقا می‌دهند. همچنین، نظریۀ «شبکه‌های هم‌افزا»[4] تأکید دارد پیوندهای بین‌سازمانی در قالب شبکه‌های متکثر، می‌توانند ظرفیت نهادی برای بازتولید سرمایۀ اجتماعی را افزایش دهند؛ این ایده در مطالعات وزنی[5] و همکاران (2024) و شومیت و همکاران (2018) به صورت تجربی تأیید شده است.

از نظر مکانیسم‌های اثرگذاری، سازمان‌های غیرانتفاعی از سه طریق اصلی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی نقش دارند:

  • شبکه‌سازی و ساختارهای مشارکتی: این سازمان‌ها با ایجاد انجمن‌ها، گروه‌های داوطلبانه و شوراهای محلی، بسترهای ارتباطی را فراهم می‌کنند و موجب افزایش تعاملات اجتماعی، انسجام محلی و اعتماد نهادی می‌شوند. برای ‌نمونه، چیویتیلو و همکاران (2022) نشان داده‌اند شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر هدف مشترک موجب افزایش انسجام و سرمایۀ اجتماعی عملکردی می‌شوند.
  • تولید اعتماد نهادی و بین‌فردی: اعتماد، به‌ مثابۀ یکی از ارکان سرمایۀ اجتماعی، در فعالیت‌های غیرانتفاعی از طریق شفافیت، پاسخ‌گویی و مشارکت داوطلبانه بازتولید می‌شود. اشنایدر[6] (2009) در تحلیل خود نشان می‌دهد عملکرد اثربخش سازمان‌های غیرانتفاعی موجب افزایش اعتماد عمومی به نهادهای اجتماعی می‌شود.
  • انتقال هنجارهای اجتماعی: سازمان‌های غیرانتفاعی از طریق آموزش‌های اجتماعی، برنامه‌های مشارکتی و نهادینه‌سازی ارزش‌های مشترک، به بازتولید هنجارهای مثبت مانند همیاری، مسئولیت‌پذیری و تعلق اجتماعی کمک می‌کنند. در این راستا، ساس[7] (2007) بر اهمیت نقش تربیتی این نهادها در نهادینه‌سازی هنجارهای اخلاقی تأکید کرده است.

در مجموع، تحلیل نهادی فعالیت سازمان‌های غیرانتفاعی نشان می‌دهد این نهادها نه فقط به عنوان واسطه‌های توزیعی، بلکه به‌ مثابۀ نهادهای معنابخش و هنجارساز، نقشی تعیین‌کننده در تقویت سرمایۀ اجتماعی دارند؛ نقشی که در شرایط بحران و شکنندگی ساختارهای رسمی، اهمیتی دوچندان می‌یابد.

 

2-2 تحلیل نهادی نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در تاب‌آوری اجتماعی‌

تاب‌آوری اجتماعی مفهومی کلیدی در نظریه‌های توسعۀ پایدار و مدیریت بحران است که به توانایی جوامع برای مقابله، بازیابی و حتی تقویت خود پس از شوک‌ها و ناملایمات اجتماعی، اقتصادی و محیطی اشاره دارد. در رویکرد نهادی، تاب‌آوری به عنوان محصول تعاملات سازمانی و اجتماعی دیده می‌شود که توسط ساختارهای نهادی و رفتارهای کنشگران شکل می‌گیرد و تداوم می‌یابد (Young, 2022: 19). نظریۀ نهادی تأکید می‌کند نهادها، شامل قوانین، هنجارها و ساختارهای رسمی و غیررسمی، چارچوب‌هایی هستند که رفتار کنشگران را شکل می‌دهند و ظرفیت‌های اجتماعی را برای پاسخ‌گویی به بحران‌ها ایجاد می‌کنند. بر اساس چارچوب نظری شوایتزر[8] و همکاران (2022)، تاب‌آوری نهادی در سه بُعد ساختاری (انعطاف‌پذیری ساختارها)، رفتاری (پاسخ‌های تعاملی) و ارتباطی (شبکه‌های اطلاعاتی و اعتماد) تحلیل می‌شود که سازمان‌های غیرانتفاعی به عنوان نهادهای واسط، در هر سه حوزه نقش محوری دارند.

از دیدگاه نظریۀ شبکه‌ها، سازمان‌های غیرانتفاعی با تسهیل تشکیل و تقویت شبکه‌های اجتماعی و نهادی، قابلیت‌های جمعی را برای اقدام هماهنگ و یادگیری سازمانی افزایش می‌دهند. این شبکه‌ها امکان تبادل منابع، دانش و حمایت‌های اجتماعی را فراهم می‌آورند که باعث تقویت سرمایۀ اجتماعی می‌شود و به نوبۀ خود، تاب‌آوری اجتماعی را ارتقا می‌دهد (کاظمی نجف­آبادی و رضایی، 1403: 99). این فرایند با تکیه بر نظریه‌های «سرمایۀ اجتماعی» (Jackson, 2017: 152) و «شبکه‌های هم‌افزا» (Woznyj et al., 2024: 33) قابل توجیه است که به نقش شبکه‌های تعاملی در ایجاد سرمایۀ اجتماعی و ظرفیت‌های تطبیقی اشاره دارد. همچنین، نظریۀ «تاب‌آوری اجتماعی-نهادی» بیان می‌کند سازمان‌های غیرانتفاعی، به ‌واسطۀ موقعیت خاص خود در جامعۀ مدنی، می‌توانند میانجی‌گری بین بازیگران مختلف (دولت، بازار و جامعۀ مدنی) را انجام دهند و نقش «ضامن تعادل» را ایفا کنند. این میانجی‌گری موجب کاهش عدم قطعیت، افزایش اعتماد و انسجام اجتماعی می‌شود که از ارکان تاب‌آوری است (Young, 2022: 20).

از سوی دیگر، ظرفیت یادگیری سازمانی و انعطاف‌پذیری ساختاری که در نظریه‌های مدیریت بحران و تاب‌آوری سازمانی مطرح شده‌اند، نقش کلیدی در فرایند تاب‌آوری ایفا می‌کنند. سازمان‌های غیرانتفاعی، با به‌کارگیری مکانیسم‌هایی مانند یادگیری مستمر، اصلاح راهبردها و انعطاف در ساختارهای داخلی، قادر به تطبیق سریع با شرایط متغیر بحران هستند که این امر زمینه‌ساز تاب‌آوری مستمر می‌شود (Herrero & Kraemer, 2022). در نهایت، اعتماد اجتماعی به عنوان پیوند اصلی سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی شناخته می‌شود. اعتماد بین سازمان‌های غیرانتفاعی و ذی‌نفعان امکان همکاری مستمر و هماهنگی در پاسخ به بحران‌ها را فراهم می‌آورد و از طریق رفتارهای پاسخ‌گو، شفافیت و مشارکت فعال تقویت می‌شود (Schneider, 2009: 657).

بنابراین، از دیدگاه نهادی، سازمان‌های غیرانتفاعی با تقویت ساختارهای شبکه‌ای، افزایش اعتماد اجتماعی و ارتقای ظرفیت‌های تطبیقی، به عنوان نهادهای کلیدی تاب‌آوری اجتماعی شناخته می‌شوند. این چارچوب مفهومی مبنایی نظری برای بررسی روابط میان بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی فراهم می‌کند که در ادامۀ مقاله، از نظر تجربی، تحلیل خواهد شد.

 

2-3 تحلیل نهادی نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در تاب‌آوری اقتصادی

تاب‌آوری اقتصادی به معنای توانایی نظام‌های اقتصادی برای مقابله، تطبیق و بازیابی از شوک‌ها و بحران‌های اقتصادی است که در سطح خرد و کلان بروز می‌کند. از دیدگاه تحلیل نهادی، سازمان‌های غیرانتفاعی به عنوان بازیگران کلیدی در بازارهای اجتماعی، نقش واسط میان بخش‌های مختلف اقتصاد، دولت و جامعۀ مدنی را ایفا می‌کنند و با بهره‌گیری از ساختارهای نهادی، ظرفیت‌های اقتصادی را تقویت و تاب‌آوری اقتصادی را بازتولید می‌کنند.

نظریۀ نهادی اقتصادی تأکید دارد نهادها مجموعه‌ای از قواعد بازی، هنجارها و سازوکارهای رسمی و غیررسمی هستند که رفتار بازیگران اقتصادی را محدود و تسهیل می‌کنند (Bernal-Torres et al., 2021: 15). در این چارچوب، سازمان‌های غیرانتفاعی با ایفای نقش میانجی، کاهش هزینه‌های معاملاتی و ایجاد اعتماد در بازارهای اجتماعی، شرایط را برای فعالیت اقتصادی پایدار فراهم می‌آورند که این امر مستقیماً به افزایش تاب‌آوری اقتصادی می‌انجامد.

از دیدگاه نظریۀ سرمایۀ اجتماعی، سازمان‌های غیرانتفاعی با بازتولید سرمایۀ اجتماعی از طریق ایجاد شبکه‌های همکاری، تعاملات مبتنی بر اعتماد و هنجارهای مشترک، زمینه‌ساز افزایش کارایی اقتصادی و کاهش نوسانات اقتصادی می‌شوند (Zinser & Thinyane, 2021: 14). این سرمایۀ اجتماعی، به‌ ویژه در شرایط بحران، امکان دسترسی به منابع مالی و غیرمالی را تسهیل می‌کند و مانع از فروپاشی فعالیت‌های اقتصادی می‌شود (کاظمی نجف­آبادی و رضایی، 1404: 25).

مطالعات مختلف نشان می‌دهند ظرفیت‌های نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی، مانند قابلیت یادگیری سازمانی، نوآوری اجتماعی و مدیریت دانش، موجب انعطاف‌پذیری سیستم اقتصادی در مواجهه با شوک‌ها می‌شود (Bernal-Torres et al., 2021: 17). سازمان‌ها با ارتقای توانمندی‌های اقتصادی جامعه و افزایش مشارکت اجتماعی، علاوه بر تسهیل دسترسی به منابع، به ایجاد فرصت‌های اقتصادی جدید و کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی کمک می‌کنند. نظریۀ تاب‌آوری اقتصادی نهادی همچنین بر اهمیت ساختارهای نهادی پایدار و انعطاف‌پذیر تأکید دارد که بتوانند با تغییرات محیطی و بحران‌ها تطبیق یابند. سازمان‌های غیرانتفاعی، با ایجاد ظرفیت‌های نهادی در سطح محلی و منطقه‌ای، زمینه‌ساز توسعۀ اقتصاد مقاومتی می‌شوند که این امر در مطالعات زینسر و تینیان[9] (2021) و هررو و کرامر[10] (2022) به‌روشنی مشاهده شده است.

در مجموع، سازمان‌های غیرانتفاعی، با ایفای نقش واسطه‌ای، ایجاد اعتماد و بازتولید سرمایۀ اجتماعی، تقویت قابلیت‌های تطبیقی و نوآوری نهادی، بستر لازم برای تاب‌آوری اقتصادی در جوامع پیچیدۀ امروزی را فراهم می‌آورند. این تحلیل نهادی، مسیر پژوهش حاضر را در راستای بررسی فرایندهای بازتولید سرمایۀ اجتماعی و نقش آن در تاب‌آوری اقتصادی مشخص می‌کند.

 

2-4 پیشینۀ پژوهش

مطالعات اولیه در زمینۀ سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی در ایران با تمرکز بر بُعد نظری و محیط‌های اجتماعی آغاز شده‌اند. همتی‌نژاد و همکاران (۱۳۹۷) در مطالعه‌ای با عنوان «بررسی نقش سازمان‌های غیردولتی در افزایش سرمایۀ اجتماعی» در استان قم، نشان دادند سازمان‌های مردم‌نهاد با ایفای نقش واسطه‌ای میان دولت و جامعه، توانسته‌اند سرمایۀ اجتماعی افقی و عمودی را تقویت و در تسهیل فرایند توسعۀ محلی نقشی مؤثر ایفا کنند.

با گسترش نگاه سازمانی به سرمایۀ اجتماعی، عبدالملکی و همکاران (۱۳۹۹) در مقاله‌ای با عنوان «کارکرد سرمایۀ اجتماعی در سازمان‌های آینده با تأکید بر سازمان‌های داوطلبانه» با بهره‌گیری از تحلیل مفهومی و مطالعات موردی، به این نتیجه رسیدند که پیوندهای افقی مبتنی بر اعتماد درون‌سازمانی عنصر ضروری برای بقای سازمان‌های داوطلبانه در شرایط عدم‌ قطعیت است. در همین راستا، مرادزاده و همکاران (۱۳۹۹) در پژوهشی با عنوان «تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر ارتقای تاب‌آوری سازمانی» در زمینۀ کووید-۱۹ با استفاده از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری، نشان دادند سرمایۀ اجتماعی می‌تواند از طریق تسهیم دانش درون‌سازمانی، سطح آمادگی در برابر بحران‌های غیرمنتظره را به طرزی معنادار افزایش دهد.

مطالعات بعدی، با تمرکز بر حوزۀ آموزش و نظام اداری، نشان‌دهندۀ نقش سرمایۀ اجتماعی در بهبود عملکرد سازمانی و تاب‌آوری نهادی هستند. ناصحی و همکاران (۱۴۰۲) در پژوهشی با عنوان «تأثیر هنرآفرینی شغلی بر عملکرد شغلی با نقش میانجی سرمایۀ اجتماعی» در مدارس غیردولتی شیراز، با استفاده از داده‌های پرسشنامه‌ای و تحلیل مسیر، نتیجه گرفتند سرمایۀ اجتماعی سازمانی موجب افزایش تعهد کاری و تقویت تاب‌آوری حرفه‌ای معلمان شده است. ابراهیمی و همکاران (۱۴۰۲) نیز با تمرکز بر آموزش‌وپرورش در پژوهشی با عنوان «شناسایی عوامل مؤثر بر سرمایۀ اجتماعی مدیران» از روش پژوهش آمیخته بهره گرفتند و نشان دادند انسجام هنجاری، عدالت سازمانی و رهبری مشارکتی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر بازتولید سرمایۀ اجتماعی در نهادهای آموزشی هستند.

در گام‌های بعد، پژوهش‌ها به سوی نظام‌مندسازی و ارائۀ الگو برای بازتولید سرمایۀ اجتماعی هدایت شده‌اند. زرجو و پورعزت (۱۴۰۲) در مطالعه‌ای با عنوان «ارائۀ الگوی توسعۀ سرمایۀ اجتماعی در دانشگاه‌ها» با رویکرد کیفی و تحلیل تماتیک، مدلی مبتنی بر سرمایۀ فرهنگی، رهبری اخلاقی و شفافیت نهادی ارائه دادند. مولایی و قاسمی (۱۴۰۲) نیز در پژوهشی آینده‌پژوهانه با عنوان «آینده‌نگاری سرمایۀ اجتماعی در افق ۱۴۱۰» با استفاده از روش تحلیل ساختاری و تحلیل اثرات متقابل، سناریوهای محتمل برای وضعیت سرمایۀ اجتماعی در ایران را ترسیم کردند که در آن، نقش نهادهای غیرانتفاعی به عنوان بازیگران کلیدی در تقویت انسجام اجتماعی برجسته شده است.

در حوزۀ اقتصاد اجتماعی، فیض‌آبادی و همکاران (۱۴۰۲)، با بررسی «نقش تعاونی‌ها در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و بهره‌وری» با استفاده از روش کمّی و تحلیل داده‌های تعاونی‌های استان مرکزی، دریافتند مشارکت داوطلبانۀ اعضا، اعتماد بین‌فردی و انسجام درون‌گروهی به‌ طور مستقیم با ارتقای بهره‌وری اقتصادی و تاب‌آوری معیشتی اعضا مرتبط است. ابوالحسنی و همکاران (۱۴۰۲) نیز با تمرکز بر بانک‌های دولتی و در پژوهشی با عنوان «نقش سطوح سرمایۀ اجتماعی در شکل‌گیری تاب‌آوری سازمانی»، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده کردند و نشان دادند سرمایۀ اجتماعی درون‌سازمانی نقشی مهم در سازگاری بانک‌ها با تغییرات ناگهانی محیطی و کاهش آسیب‌پذیری نهادی دارد.

در سال‌های اخیر، توجه به سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری در حوزۀ کارآفرینی و شرکت‌های دانش‌بنیان افزایش یافته است. شریعت‌نژاد و همکاران (۱۴۰۲) در مطالعه‌ای با عنوان «تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر تاب‌آوری کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینی»، با بررسی شرکت‌های دانش‌بنیان استان لرستان و استفاده از مدل معادلات ساختاری، دریافتند سرمایۀ اجتماعی موجب افزایش اشتیاق فردی، نوآوری و در نهایت، تاب‌آوری کسب‌وکارهای نوپا در مواجهه با ریسک و عدم‌قطعیت می‌شود. همچنین، سیاهکالی‌مرادی و همکاران (۱۴۰۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی نقش سرمایۀ اجتماعی در توسعۀ گردشگری پایدار» در منطقۀ شهریار، با استفاده از روش کیفی و تحلیل محتوای مصاحبه‌ها، به این نتیجه رسیدند که سازمان‌های غیرانتفاعی محلی با ارتقای مشارکت مردمی، شفافیت اطلاعاتی و توسعۀ پیوندهای اجتماعی، نقش کلیدی در تاب‌آوری اقتصادی مناطق گردشگرپذیر ایفا می‌کنند. در سطح شبکه‌ای نیز، غنبرطهرانی و همکاران (۱۴۰۲)، با مطالعه‌ای تطبیقی در سازمان‌های خیریه، «تحلیل سرمایۀ اجتماعی در شبکه سازمان‌های خیریه» را بررسی کردند و نشان دادند ساختار شبکه‌ای و هم‌افزایی میان نهادهای غیردولتی ممکن است باعث هم‌راستاسازی منابع و افزایش اثربخشی مداخلات اجتماعی شود.

در میان مطالعات خارجی، وزنی و همکاران (2024) در مطالعه‌ای با عنوان «قوی‌تر با هم»، با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه‌های عمیق از شبکه‌ای از سازمان‌های غیرانتفاعی ایالات‌متحده، نقش «تواضع سازمانی» و مأموریت‌های مشترک در تقویت تاب‌آوری سازمانی را بررسی کردند و نشان دادند هم‌افزایی بین‌سازمانی عامل کلیدی در تاب‌آوری است. به‌ طور مشابه، هررو و کرامر (2022) در زمینۀ سازمان‌های هنری و فرهنگی، با بهره‌گیری از داده‌های مقطعی طی دوران کووید-19، توانستند شش قابلیت کلیدی را برای تاب‌آوری مالی و ساختاری سازمان‌های غیرانتفاعی شناسایی کنند. از سوی دیگر، یانگ[11] (2022)، با نگاهی کلان‌تر، در مقاله‌ای تحلیلی و نظری، نهادهای غیرانتفاعی را به عنوان بازیگران کلیدی در نظام تاب‌آور اجتماعی معرفی و بر نقش مکمل آنها در سیاست‌گذاری عمومی تأکید کرد. در راستای مدل‌سازی روابط بین سازمان‌های غیرانتفاعی و بخش خصوصی، شومیت و همکاران (2018)، با استفاده از مدل «پایداری هم‌زیستانه»، شراکت‌های راهبردی میان سازمان‌های کسب‌وکار و نهادهای غیرانتفاعی را بررسی کردند و نشان دادند همکاری‌های بین‌بخشی در شرایط بحرانی به تقویت سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری منجر می‌شود.

از زاویه‌ای دیگر، پژوهش چیویتیلو و همکاران (2022)، با تأکید بر سرمایۀ فکری در سازمان‌های غیرانتفاعی و با تمرکز ویژه بر سرمایۀ اجتماعی، نشان داد این نوع سرمایه به عنوان یک فعال‌ساز بازاریابی عمل می‌کند و پیوندی نزدیک با عملکرد سازمانی دارد. در همین راستا، برنال‑‌تورِس[12] و همکاران (2021)، با بررسی نوآوری اجتماعی و سازمانی در بستر اقتصادهای در حال توسعه، نشان دادند ارتقای سرمایۀ اجتماعی در نهادهای غیرانتفاعی به افزایش تأثیر اجتماعی منجر می‌شود. اشنایدر (2009) نیز در یکی از نخستین مطالعات کلاسیک خود، مفهوم سرمایۀ اجتماعی سازمانی را تبیین و آن را عاملی تسهیلگر برای دست‌یابی به منابع و مشروعیت اجتماعی در جوامع محلی معرفی کرد. همچنین، ساس (2007)، با استفاده از مطالعۀ موردی، نقش سرمایۀ اجتماعی در مدیریت سازمان‌های غیرانتفاعی را تحلیل کرد و اهمیت پیوندهای اعتماد و همکاری را در اثربخشی سازمانی نشان داد.

در حوزۀ تحلیل شبکه‌های نهادی و تاب‌آوری، زینسر و تینیان (2021)، با بررسی جامعۀ مدنی در هنگ‌کنگ و استفاده از تحلیل شبکه‌ای، نشان دادند سازمان‌های اطلاعات‌رسان چگونه تاب‌آوری سازمانی را در شرایط رقابتی و محدودکننده تقویت می‌کنند. پژوهش نظری شوایتزر و همکاران (2022)، با ارائه مدل‌سازی تاب‌آوری اجتماعی، به پرسش‌هایی بنیادین در این حوزه پاسخ داده‌اند و مسیرهای پژوهشی آتی را نیز ترسیم کرده‌اند. از دیدگاه ارتباط سرمایۀ اجتماعی با ریسک و فساد، واکس[13] و همکاران (2018)، در پژوهشی کمّی و مبتنی بر تحلیل داده‌های شهری در اروپا، نشان دادند سرمایۀ اجتماعی زیاد با کاهش ریسک فساد رابطۀ مستقیم دارد. همچنین، جکسون (2017)، با ارائۀ یک تیپولوژی نظری از سرمایۀ اجتماعی، شبکه‌های اجتماعی را بر اساس روابط ساختاری، شناختی و کارکردی طبقه‌بندی و ابزارهای اندازه‌گیری مرتبط با آنها را معرفی کرده است.

مرور نظام‌مند مطالعات بین‌المللی و داخلی نشان می‌دهد تاکنون ابعادی متنوع از سرمایۀ اجتماعی، تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی و نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در این میان بررسی شده‌اند؛ با این حال، بیشتر این پژوهش‌ها یا تمرکزی محدود بر یک بُعد از این مفاهیم داشته‌اند (مانند اعتماد یا مشارکت مدنی)، یا آنکه فقط نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در یک حوزۀ خاص (مانند توسعۀ محلی یا آموزش) را بررسی کرده‌اند. همچنین، در بیشتر مطالعات داخلی، پیوند نظری بین نهادگرایی، بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی یا به صورت ضمنی لحاظ شده یا فاقد مدل‌سازی تحلیلی بوده است. از سوی دیگر، پژوهش‌های بین‌المللی اگرچه چارچوب‌های مفهومی نسبتاً جامع‌تری ارائه داده‌اند، به دلیل تفاوت‌های نهادی، فرهنگی و اجتماعی، قابلیت تعمیم کامل به بستر ایران را ندارند. در این میان، آنچه در ادبیات پژوهش کمتر مورد توجه قرار گرفته، تحلیل نهادیِ منسجمِ نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و اثرگذاری زنجیره‌ای آن بر تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی در بافت خاص ایران است؛ آن هم با توجه به پیچیدگی‌های ساختاری، تنوع کنشگران و ضعف هم‌افزایی شبکه‌ای میان نهادهای مدنی. از این‌ رو، نوآوری پژوهش حاضر در آن است که با اتخاذ رویکرد نهادی و بهره‌گیری از چارچوبی ترکیبی، تلاش می‌کند مدلی مفهومی از تعامل بین ساختارهای غیرانتفاعی، سرمایۀ اجتماعی بازتولیدشده و تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی ارائه دهد؛ مدلی که می‌تواند درکی بهتر از ظرفیت نهادهای مدنی در مواجهه با بحران‌های اجتماعی و اقتصادی در ایران فراهم آورد و همچنین، پایه‌ای نظری برای سیاست‌گذاری اثربخش در این حوزه پیشنهاد کند.

 

  • روش پژوهش

به منظور تحلیل نهادی نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی در ایران، ترکیب روش مدل‌سازی معادلات ساختاری به شیوۀ حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) با تحلیل شبکۀ اجتماعی (SNA) در بستر داده‌های پانل زمانی پیشنهاد می‌شود. در این راستا، متغیرهای کلیدی پژوهش شامل سرمایۀ اجتماعی، تاب‌آوری اجتماعی، تاب‌آوری اقتصادی و سطح سازمان‌یافتگی نهادهای غیرانتفاعی در استان‌های کشور طی دورۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ هستند و داده‌ها به صورت فصلی گردآوری می‌شوند.

  • تاب‌آوری اجتماعی (SR)[14]: از درصد جرم و جنایت رخ‌داده به عنوان شاخص تاب‌آوری اجتماعی استفاده شده است (Young, 2022). داده‌های مربوط به این متغیر به صورت استانی و کشوری در مرکز آمار ایران در دسترس است.
  • تاب‌آوری اقتصادی (ER)[15]: تاب‌آوری اقتصادی با 9 زیر شاخص سلامت سیاست مالی، اثربخشی دولت، سلامت سیاست پولی، حاکمیت قانون، سلامت سیستم بانکداری، تنوع صادرات، استقلال صادرات، قدرت خارجی و کارایی بازار محاسبه شده است (Herrero & Kraemer, 2022). با توجه به داده‌های موجود برای ایران در پایگاه‌های داده‌ها، از شاخص‌های نماینده به ترتیب شامل نسبت کسری بودجۀ دولت به تولید ناخالص داخلی (GDP)[16]، اثربخشی دولت، نرخ تورم، حاکمیت قانون، وام‌های غیرعملیاتی بانکی به کل وام‌ها، نسبت صادرات نفتی به کل صادرات، کل صادرات به تولید ناخالص داخلی، اندازۀ دولت و آزادی تجارت بین‌المللی استفاده شده است. برای محاسبۀ شاخص تاب‌آوری اقتصادی از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA)[17] استفاده می­شود. داده‌های مربوط به این متغیرها در پایگاه‌های آماری بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و سایت بانک جهانی WDI در دسترس هستند. نتایج مربوط به محاسبۀ شاخص تاب­آوری اقتصادی به روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی در جدول 1 ارائه شده است:

 

جدول 1. نتایج محاسبۀ شاخص تاب­آوری اقتصادی به روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA)

Table 1. Results of Calculating the Economic Resilience Index Using Principal Component Analysis (PCA)

متغیرهای اولیه (زیرشاخص­ها)

بار عاملی

واریانس توضیح‌داده‌شده (درصد)

نسبت کسری بودجۀ دولت به تولید ناخالص داخلی

852/0

59/72

اثربخشی دولت

789/0

25/62

نرخ تورم

814/0

26/66

حاکمیت قانون

765/0

52/58

وام‌های غیرعملیاتی بانکی به کل وام‌ها

821/0

40/67

نسبت صادرات نفتی به کل صادرات

743/0

20/55

کل صادرات به تولید ناخالص داخلی

798/0

68/63

اندازۀ دولت

712/0

69/50

آزادی تجارت بین‌المللی

785/0

62/61

مجموع (میانگین وزنی)

-

*73/63

(منبع: یافتههای پژوهش)

 

بررسی بارهای عاملی متغیرها نشان می‌دهد تمامی ۹ زیرشاخص همبستگی مثبت و معناداری با مؤلفۀ اصلی دارند. متغیر «نسبت کسری بودجۀ دولت به تولید ناخالص داخلی» با بیشترین بار عاملی (852/0) و «وام‌های غیرعملیاتی بانکی به کل وام‌ها» با بار عاملی 821/0 و «نرخ تورم» با بار عاملی 814/0، بیشترین سهم را در شکل‌گیری شاخص نهایی تاب‌آوری اقتصادی دارند. این امر بیانگر آن است که ثبات مالی دولت و سلامت نظام بانکی از مهم‌ترین ارکان تاب‌آوری اقتصادی در ایران محسوب می‌شوند. همچنین، متغیر «اندازۀ دولت» با کمترین بار عاملی (712/0) اما همچنان بیشتر از حد استاندارد (7/0)، نقشی پشتیبانی‌کننده‌ در این شاخص ایفا می‌کند. با توجه به پراکندگی مناسب بارهای عاملی و عدم وجود بارهای متقاطع معنادار، می‌توان نتیجه گرفت شاخص ترکیبی استخراج‌شده نماینده‌ای دقیق و قابل‌ اتکا از وضعیت تاب‌آوری اقتصادی کشور در بازۀ زمانی مورد مطالعه است.

  • سازمان‌های غیرانتفاعی (NPO)[18]: به لحاظ عملیاتی، برای اندازه‌گیری سازمان‌های غیرانتفاعی از شاخص تعداد کل سمن‌ها، خیریه‌ها، بنیادها و انجمن‌های غیرانتفاعی استفاده شده است (کاظمی نجف­آبادی و رضایی، 1404: 19). داده‌های مربوط به این متغیر در پایگاه داده‌های وزارت کشور و سامانۀ ثبت سازمان‌های مردم نهاد[19] در دسترس است.
  • سرمایۀ اجتماعی (SC)[20]: سرمایۀ اجتماعی با بهره‌گیری از شاخص معکوس سرانۀ پرونده‌های تشکیل‌شده در دادگاه‌های عمومی و تاب‌آوری اجتماعی از طریق نرخ وقوع جرائم اندازه‌گیری می‌شود (Schneider, 2009: 41).

در گام نخست، تحلیل شبکۀ اجتماعی به‌ منظور شناخت ویژگی‌های ساختاری سازمان‌های غیرانتفاعی و روابط میان آنها انجام می‌شود و شاخص‌هایی همچون مرکزیت، چگالی و انسجام شبکه محاسبه می‌شوند. سپس، شاخص‌های حاصل به عنوان متغیرهای مشاهده‌گر در مدل معادلات ساختاری به‌ کار می‌روند. در ادامه، مدل مفهومی شامل مسیرهای علّی میان متغیرهای پنهان تدوین و با استفاده از نرم‌افزار اسمارت پی‌ال​​اس[21] ارزیابی می‌شود. آزمون‌های مربوط به پایایی (CR)، روایی (AVE, HTMT)، برازش مدل (GoF) و اعتبار پیش بینی (Q²) انجام می‌شوند و از روش بوت‌استرپ برای بررسی معناداری ضرایب استفاده می‌شود.

ترکیب روش تحلیل شبکه‌ای با مدل‌سازی PLS-SEMدر حوزۀ نهادهای غیرانتفاعی با هدف تبیین تأثیر ساختار نهادی بر سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری چندبُعدی در سطح منطقه‌ای، رویکردی نوآورانه محسوب می‌شود. این روش امکان تلفیق تحلیل سطح کلان شبکه‌ای با تبیین روابط علّی در سطح متغیرهای پنهان را فراهم کرده و قادر است تصویری چندلایه از کارکرد نهادهای مدنی در تقویت ظرفیت‌های اجتماعی و اقتصادی جوامع ارائه دهد. از سوی دیگر، استفاده از داده‌های پانل زمانی فصلی در سطح استان‌های کشور امکان بررسی پویایی زمانی و مکانی پدیدۀ مورد مطالعه را فراهم می‌آورد و به افزایش دقت تحلیل‌های سیاست‌پایه کمک می‌کند.

 

  • بدنۀ اصلی مقاله

4-1 تحلیل شبکۀ اجتماعی

در گام نخست، تحلیل شبکه اجتماعی (SNA)[22] به‌ منظور درک ساختار نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی در ایران انجام می‌شود. برای این منظور، از داده‌های رابطه‌ای میان سازمان‌های مردم‌نهاد، خیریه‌ها و سایر نهادهای غیردولتی ثبت‌شده در سامانه‌های رسمی کشور استفاده شده است. این داده‌ها در سطح کشوری، با تمرکز بر تعاملات بین سازمان‌ها در سطح استان‌ها، به صورت فصلی طی بازۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ گردآوری شده‌اند. شبکۀ روابط میان سازمان‌های غیرانتفاعی از طریق روابط نهادی ثبت‌شده رسمی، اطلاعات همکاری‌های بین‌استانی در پروژه‌های مشترک و عضویت در شبکه‌ها و ائتلاف‌های ملی بازسازی شده است. برای استخراج این داده‌ها از منابع زیر استفاده شده است:

  • سامانۀ سازمان‌های مردم‌نهاد وزارت کشور
  • پایگاه دادۀ خیریه‌ها، انجمن‌ها و بنیادها
  • گزارش‌های عملکرد استانی سازمان‌های غیرانتفاعی
  • اطلاعات ساختاری مشارکت در شوراهای استانی و شبکه‌های فراگیر کشوری

در راستای محاسبۀ شاخص‌های کلیدی تحلیل شبکۀ اجتماعی در سطح ملی، از روش پرسشنامۀ رابطه‌ای برای جمع‌آوری داده‌های تعاملات بین سازمان‌های غیرانتفاعی استفاده شده است. این نوع پرسشنامه‌ها بر اساس رویکرد تحلیل شبکه‌ای رابطه‌محور طراحی شده‌اند و با هدف استخراج روابط نهادی رسمی و غیررسمی میان سازمان‌ها در سطح کشور به کار می‌روند. در این مطالعه، جامعۀ آماری شامل نمایندگان رسمی سازمان‌های غیرانتفاعی فعال در سطح ملی است که در سامانه‌های رسمی (وزارت کشور، معاونت امور اجتماعی، شبکه‌های سراسری سمن‌ها و خیریه‌ها) به ثبت رسیده‌اند. نمونه‌گیری به صورت هدفمند-زنجیره‌ای انجام شده است؛ به این ترتیب که پس از شناسایی هستۀ اولیۀ سازمان‌های ملی، از آنها خواسته شد تا دیگر نهادهایی را معرفی کنند که با آنها تعامل مؤثر و رسمی دارند. بر اساس این اطلاعات، یک ماتریس رابطه‌ای ملی طراحی شده است که روابط میان سازمان‌ها را در سطح کلان نمایش می‌دهد. سپس، با استفاده از نرم‌افزار یوسی‌نت[23]، شاخص‌های کلیدی مندرج در جدول 2 برای ساختار نهادی ملی سازمان‌های غیرانتفاعی محاسبه شده‌اند:

 

جدول 2. ماتریس هم‌کنشی برحسب میزان مشارکت در پروژه‌های مشترک و تبادلات نهادی

Table 2. Interaction Matrix Based on the Level of Participation in Joint Projects and Institutional Exchanges

منبع داده

نحوه محاسبه

سطح تحلیل

تعریف

شاخص ساختاری

ردیف

سامانه ثبت فعالیت‌های ملی سمن‌ها

 

ملی

تعداد روابط مستقیم هر سازمان با سایر سازمان‌های ملی

مرکزیت درجه

1

ساختار شبکه ارتباطی در سطح ملی

درصد مسیرهای کوتاه‌تری که از یک سازمان عبور می‌کند

ملی

نقش واسطه‌ای سازمان‌ها در برقراری ارتباط بین دیگر سازمان‌ها

مرکزیت بینابینی

2

ماتریس روابط بین‌سازمانی

کل پیوندهای نهادی ÷ روابط بالقوه میان همه سازمان‌ها

ملی

نسبت روابط موجود به روابط ممکن در شبکه ملی

چگالی شبکه

3

تحلیل هم‌زمان سازمان‌های فعال در ساختارهای کلان

تحلیل فاصله‌ها و گروه‌بندی‌های درون شبکه

ملی

میزان پیوستگی کلی شبکه سازمان‌ها در سطح ملی

انسجام ساختاری

4

 (منبع: یافته­های پژوهش)

 

این شاخص‌ها پس از محاسبه، به عنوان متغیرهای مشاهده‌گر برای ساختار نهادی وارد مدل معادلات ساختاری (PLS-SEM) می‌شوند. در واقع، تحلیل شبکۀ اجتماعی نقشی اساسی در تعیین ویژگی‌های ساختاری سازمان‌های غیرانتفاعی ایفا می‌کند و خروجی آن مبنایی برای ساخت مدل مفهومی علّی میان ساختار نهادی، سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی فراهم می‌آورد.

محاسبۀ این شاخص‌ها که در جدول 3 آمده است، به دو منظور اصلی انجام می‌شود: اول، توصیف دقیق ساختار نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی؛ دوم، استخراج شاخص‌های کمّی ساختاری که به عنوان متغیرهای مشاهده‌گر یا پیش‌بینی‌کننده در مدل‌سازی معادلات ساختاری وارد می‌شوند:

جدول 3. شاخص‌های کلیدی تحلیل شبکه اجتماعی سازمان‌های غیرانتفاعی در ایران (دوره ۱۳۹۰-۱۴۰۳)

Table 3. Key Social Network Analysis (SNA) Indicators of Nonprofit Organizations in Iran (2011–2024)

توضیح شاخص

حداکثر

حداقل

انحراف معیار

مقدار میانگین

شاخص

تعداد ارتباطات مستقیم سازمان با دیگر سازمان‌ها

4/15

7/4

7

25

مرکزیت درجه‌ای

نقش واسطه‌گری در شبکه و کنترل جریان اطلاعات

23/0

08/0

05/0

45/0

مرکزیت بینابینی

نسبت پیوندهای موجود به کل پیوندهای ممکن

12/0

03/0

08/0

18/0

چگالی شبکه

تقسیم‌بندی شبکه به خوشه‌های هم‌بسته

38/0

10/0

25/0

60/0

انسجام شبکه

(منبع: یافته­های پژوهش)

 

نتایج تحلیل شبکه اجتماعی نشان می‌دهد سازمان‌های غیرانتفاعی در ایران دارای مرکزیت درجه‌ای متوسط رو به بالایی (4/15) هستند که نشان‌دهندۀ سطح نسبتاً بالای تعاملات مستقیم میان آنهاست. این امر می‌تواند حاکی از همکاری فعال و تبادل اطلاعات در میان سازمان‌ها باشد که زمینه‌ساز ایجاد سرمایۀ اجتماعی قوی‌تر است. مرکزیت بینابینی متوسط (23/0) نشان می‌دهد برخی از سازمان‌ها نقش کلیدی واسطه‌گری را در شبکه ایفا و به عنوان پل‌های ارتباطی بین خوشه‌های مختلف عمل می‌کنند. این سازمان‌ها قدرت تأثیرگذاری و کنترل جریان اطلاعات را دارند که این امر می‌تواند بر افزایش تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی تأثیر مثبت بگذارد. چگالی شبکۀ نسبتاً کم (12/0) نشان‌دهندۀ این است که ساختار شبکه پراکنده است و بسیاری از سازمان‌ها به صورت مستقیم با همۀ دیگر سازمان‌ها ارتباط ندارند که این امر ممکن است محدودیتی در انتقال سریع اطلاعات و همبستگی قوی ایجاد کند. انسجام شبکه (38/0) نشان می‌دهد شبکه به طور نسبی به خوشه‌هایی مشخص تقسیم شده است که این خوشه‌ها می‌توانند نقش‌های تخصصی و منطقه‌ای در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری داشته باشند. وجود چنین خوشه‌بندی‌هایی به سازمان‌ها امکان می‌دهد تا در زمینه‌های خاص همکاری‌هایی مؤثرتر و منسجم‌تر داشته باشند. این شاخص‌های شبکه، به عنوان متغیرهای مستقل وارد مدل SEM می‌شوند و تأثیر آنها بر متغیرهای پنهان شامل بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی تحلیل می‌شود؛ یعنی:

  • ابتدا این شاخص‌های ساختاری شبکه به متغیرهای مشاهده‌شده در مدل SEM تبدیل می‌شوند (برای مثال، مرکزیت گره به عنوان شاخصی برای تأثیرگذاری سازمان‌ها).
  • سپس، مدل SEM مسیرهای علّی بین این شاخص‌ها (ساختار نهادی) و سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری را بررسی می‌کند.
  • به این ترتیب، تحلیل SEM اثر مستقیم و غیرمستقیم ساختار شبکۀ نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی را بر بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری نشان می‌دهد.

پس از استخراج شاخص‌های ساختاری شبکه، در گام دوم، مدل مفهومی در شکل 1 بر اساس نظریه‌های نهادی و پیش‌فرض‌های پژوهش طراحی می‌شود:

 

شکل 1. الگوی مفهومی پژوهش

Figure 1. Conceptual Framework of the Study

 

این مدل شامل متغیرهای پنهان سرمایۀ اجتماعی، تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی و ساختار نهادی است که در آن، شاخص‌های شبکۀ اجتماعی به عنوان متغیرهای مستقل، نقش کلیدی در توضیح تغییرات متغیر وابسته دارند.

 

4-2 تحلیل روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM)

همان‌طور که مشاهده شد، در گام نخست، تحلیل شبکۀ اجتماعی با هدف شناسایی ویژگی‌های ساختاری روابط میان سازمان‌های غیرانتفاعی انجام شد. داده‌های رابطه‌ای که شامل تعاملات، همکاری‌ها و تبادلات اطلاعاتی میان سازمان‌ها بودند، مبنای محاسبۀ شاخص‌هایی همچون مرکزیت، چگالی، انسجام و خوشه‌بندی قرار گرفتند. این شاخص‌ها پس از استانداردسازی، به صورت متغیرهای مشاهده‌گر، سازۀ «ساختار نهادی» را در مدل مفهومی نمایندگی می‌کنند؛ به این ترتیب، خروجی‌های SNA به عنوان ورودی مستقیم مدل اندازه‌گیری در روش PLS-SEM قرار می‌گیرند و به تحلیل روابط علّی میان ساختار نهادی و متغیرهای پنهان سرمایۀ اجتماعی، تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی کمک می‌کنند.

در گام دوم، به منظور آزمون مدل مفهومی پژوهش که شامل متغیرهای پنهان «سرمایۀ اجتماعی»، «تاب‌آوری اجتماعی»، «تاب‌آوری اقتصادی» و «ساختار نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی» است، از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. این روش برای مدل‌های علّی پیچیده با متغیرهای پنهان و نمونه‌های کوچک یا داده‌های غیرنرمال مناسب است. مدل مفهومی پژوهش مسیرهای علّی میان ساختار نهادی (با شاخص‌های استخراج‌شده از تحلیل شبکۀ اجتماعی) و ابعاد مختلف تاب‌آوری و سرمایۀ اجتماعی را در قالب مدل اندازه‌گیری و مدل ساختاری بررسی می‌کند.

در ابتدا، روایی و پایایی مدل اندازه‌گیری سنجیده شد. برای این منظور، از شاخص‌هایی مانند پایایی ترکیبی (CR)[24]، میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE)[25] و بارهای عاملی استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل اولیه در جدول 4 آورده شده است:

 

جدول 4. نتایج آزمون روایی و پایایی مدل

Table 4. Results of the Validity and Reliability Assessment of the Measurement Model

AVE

CR

بارهای عاملی (دامنه)

متغیر پنهان

63/0

87/0

71/0-84/0

سرمایۀ اجتماعی

60/0

85/0

68/0-82/0

تاب‌آوری اجتماعی

67/0

89/0

73/0-86/0

تاب‌آوری اقتصادی

69/0

91/0

75/0-88/0

ساختار نهادی (SNA)

(منبع: یافته­های پژوهش)

 

همان‌طور که مشاهده می‌شود، تمام متغیرهای پنهان دارای پایایی ترکیبی بیشتر از 7/0 و میانگین واریانس استخراج‌شدۀ بیشتر از 5/0 هستند که نشان‌دهندۀ کفایت روایی همگرا و پایایی مناسب مدل اندازه‌گیری است. همچنین، بارهای عاملی برای تمامی شاخص‌ها بیشتر از 7/0 گزارش شده‌اند که نشان‌دهندۀ میزان تأثیر قابل قبول شاخص‌های مشاهده‌گر بر سازه‌های پنهان مربوط است.

در ادامه، روایی واگرا با استفاده از معیار HTMT بررسی شد تا از تمایز مفهومی سازه‌ها اطمینان حاصل شود. جدول 5 نتایج این آزمون را نشان می‌دهد:

 

جدول 5. نتایج آزمون روایی با استفاده از معیار  HTMT

Table 5. Results of the Discriminant Validity Assessment Using the HTMT Criterion

مقدار  HTMT

جفت متغیرها

71/0

ساختار نهادی – سرمایۀ اجتماعی

68/0

ساختار نهادی – تاب‌آوری اجتماعی

74/0

ساختار نهادی – تاب‌آوری اقتصادی

66/0

سرمایۀ اجتماعی – تاب‌آوری اجتماعی

69/0

سرمایۀ اجتماعی – تاب‌آوری اقتصادی

63/0

تاب‌آوری اجتماعی – تاب‌آوری اقتصادی

(منبع: یافته­های پژوهش)

 

همۀ مقادیر HTMT زیر آستانۀ 85/0 قرار دارند که تأییدکنندۀ روایی واگرای مناسب میان متغیرهای پنهان مدل است. این موضوع نشان می‌دهد سازه‌ها از یکدیگر متمایز هستند و هم‌پوشانی مفهومی قابل ملاحظه‌ای بین آنها وجود ندارد.

پس از اطمینان از کفایت مدل اندازه‌گیری، مدل ساختاری بررسی شد. در این مرحله، مسیرهای علّی میان متغیرهای پنهان تحلیل شدند و میزان تأثیر ساختار نهادی بر سرمایۀ اجتماعی و ابعاد تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی آزمون شد. برای این منظور، از ضرایب مسیر، مقدار R²  و  Q² و نیز آزمون بوت‌استرپ برای معناداری استفاده شد. نتایج حاصل از برآورد مدل ساختاری در جدول 6 آمده است:

 

جدول 6. نتایج حاصل از براورد مدل ساختاری

Table 6. Results of the Structural Model Estimation

سطح معناداری (p)

آمارۀ  t

ضریب مسیر (β)

مسیر علّی

000/0

12/6

41/0

ساختار نهادی ← سرمایۀ اجتماعی

000/0

89/4

37/0

ساختار نهادی ← تاب‌آوری اجتماعی

000/0

55/4

34/0

ساختار نهادی ← تاب‌آوری اقتصادی

000/0

28/4

33/0

سرمایۀ اجتماعی ← تاب‌آوری اجتماعی

000/0

97/3

29/0

سرمایۀ اجتماعی ← تاب‌آوری اقتصادی

(منبع: یافته­های پژوهش)

 

در یافته‌های پژوهش حاضر، مشخص شد ساختار نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی ـ که از طریق شاخص‌هایی مانند مرکزیت، چگالی و انسجام شبکه در تحلیل شبکۀ اجتماعی اندازه‌گیری شده است ـ تأثیری مستقیم، مثبت و معنادار بر میزان سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی دارد. این بدان معناست که هرچه ساختار نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی منسجم‌تر و تعاملات میان آنها گسترده‌تر باشد، جامعه از انسجام اجتماعی و تاب‌آوری اقتصادی بیشتری برخوردار خواهد بود. افزون بر این، سرمایۀ اجتماعی، به عنوان یک متغیر میانجی، نقشی کلیدی در انتقال و تقویت اثر ساختار نهادی بر تاب‌آوری ایفا می‌کند؛ یعنی سازمان‌هایی که در شبکه‌ای نهادی با سرمایۀ اجتماعی زیادتر قرار دارند، بهتر می‌توانند ظرفیت‌های مقابله با بحران‌ها (اعم از اقتصادی و اجتماعی) را در سطح جامعه ارتقا دهند. این نقش واسط سرمایۀ اجتماعی نشان می‌دهد بدون تقویت پیوندهای اجتماعی، اعتماد متقابل و مشارکت مدنی، تأثیر ساختار نهادی بر تاب‌آوری ناقص یا ضعیف خواهد بود. به ‌طور کلی، نتایج تأکید می‌کنند سیاست‌گذاری در راستای توانمندسازی سازمان‌های غیرانتفاعی و تقویت شبکه‌های ارتباطی میان آنها نه فقط موجب افزایش سرمایۀ اجتماعی می‌شود، بلکه تاب‌آوری چندبُعدی جامعه را نیز به شکلی مؤثر ارتقا می‌دهد. این یافته‌ها دارای دلالت‌های عملی مهمی برای مدیریت بحران، حکمرانی مشارکتی و توسعۀ نهادی در ایران هستند. این روابط با توجه به مقادیر آمارۀ t  بیشتر از 96/1 و سطح معناداری کمتر از 05/0 تأیید شدند.

در مرحلۀ بعد، شاخص‌های برازش کلی مدل بررسی شدند. مقادیر R² برای متغیرهای درون‌زا و نیز شاخص Q² به منظور ارزیابی قدرت پیش‌بینی مدل در جدول 7 ارائه شده‌اند:

 

جدول 7. نتایج آزمون شاخص­های برازش کلی مدل

Table 7. Results of the Overall Model Fit Indices

متغیر پنهان درون‌زا

21/0

34/0

سرمایۀ اجتماعی

30/0

46/0

تاب‌آوری اجتماعی

27/0

41/0

تاب‌آوری اقتصادی

(منبع: یافته­های پژوهش)

مقادیر R² در دامنۀ متوسط قرار دارند و نشان‌دهندۀ توان تبیین قابل قبول متغیرهای وابسته توسط متغیرهای مستقل هستند. همچنین، مقادیر Q²  بیشتر از صفر هستند که بیانگر اعتبار پیش‌بینی مدل است.

در نهایت، شاخص برازش کلی مدل (GOF) نیز محاسبه شد که مقدار آن برابر 51/0 به دست آمد که بیشتر از آستانۀ 36/0 (برازش قوی) و نشان‌دهندۀ برازش کلی مناسب مدل ساختاری پژوهش است. این یافته‌ها به ‌طور کلی تأیید می‌کنند که ساختار نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی، از طریق ایجاد و تقویت سرمایۀ اجتماعی، نقشی مهم در افزایش تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی در سطح ملی ایفا می‌کند.

 

  • نتیجه­گیری

پژوهش حاضر، با عنوان «تحلیل نهادی نقش سازمان‌های غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی‌‑‌اقتصادی در ایران»، با هدف واکاوی نقش ساختارهای نهادی در شکل‌گیری و تقویت تاب‌آوری چندبُعدی انجام شده است. جامعۀ آماری شامل داده‌های کشوری ایران در بازۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ است که به صورت سری ‌زمانی فصلی گردآوری شده‌اند. روش پژوهش ترکیبی بوده و برای تحلیل داده‌ها از دو رویکرد مکمل شامل تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) برای استخراج ویژگی‌های ساختاری سازمان‌های غیرانتفاعی و مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) برای آزمون مدل مفهومی استفاده شده است.

یافته‌های به‌دست‌آمده از تحلیل شبکۀ اجتماعی نشان داد ساختار نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی دارای ویژگی‌هایی همچون تمرکز ارتباطی (مرکزیت)، انسجام ساختاری و چگالی ارتباطات است که این شاخص‌ها بیانگر پویایی و انسجام تعاملات نهادی میان بازیگران غیردولتی هستند. خروجی این تحلیل به عنوان متغیرهای مشاهده‌گر وارد مدل SEM شد. نتایج حاصل از مدل‌سازی معادلات ساختاری نیز نشان داد ساختار نهادی سازمان‌های غیرانتفاعی اثری مستقیم و معنادار بر سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی دارد. همچنین، سرمایۀ اجتماعی به‌ طرزی معنادار نقش واسط میان ساختار نهادی و تاب‌آوری را ایفا می‌کند؛ به ‌طوری که ساختار قوی نهادی از طریق ارتقای سرمایۀ اجتماعی ممکن است به بهبود تاب‌آوری در سطح ملی منجر شود.

در پرتو یافته‌های این پژوهش که مبتنی بر تحلیل شبکه‌ای و مدل‌سازی ساختاری با داده‌های کشوری ایران بوده است، می‌توان گفت سازمان‌های غیرانتفاعی در بافت نهادی ایران نقشی کلیدی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و ارتقای تاب‌آوری اجتماعی-اقتصادی ایفا می‌کنند. در جامعه‌ای که تحت فشارهای چندلایه مانند تحریم‌های اقتصادی، بحران‌های محیط‌زیستی، شکاف‌های اجتماعی و بی‌اعتمادی عمومی قرار دارد، این سازمان‌ها، به ‌مثابۀ نهادهای میانجی، قادر هستند شبکه‌هایی از همکاری و اعتماد متقابل ایجاد و بستر لازم برای کنش جمعی مؤثر را فراهم کنند. ساختار نهادی منسجم این سازمان‌ها، چنانکه تحلیل شبکه‌ای نشان داد، باعث بهبود کارکردهای ارتباطی و توزیع اطلاعات درون شبکه و همچنین، تسهیل در دسترسی به منابع اجتماعی می‌شود. این ساختار، از طریق افزایش مرکزیت شبکه، چگالی و انسجام، موجب ارتقای تعاملات بین‌سازمانی می‌شود و هزینه‌های مبادلۀ اجتماعی را کاهش می‌دهد. به تبع آن، این ویژگی‌ها در مدل معادلات ساختاری پژوهش، به عنوان پیش‌برندۀ سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری ظاهر شده‌اند. از سوی دیگر، سرمایۀ اجتماعی حاصل از این سازوکار، از طریق افزایش اعتماد عمومی، مشارکت داوطلبانه و همبستگی اجتماعی، نه فقط موجب مقاومت بهتر در برابر بحران‌ها می‌شود، بلکه به بازیابی سریع‌تر جوامع محلی پس از شوک‌ها نیز کمک می‌کند. این یافته‌ها در بافت بومی ایران کاملاً معنادار هستند؛ کشوری که در آن نوسانات اقتصادی، فرسایش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی و ناکارآمدی برخی از سازوکارهای دولتی، نقش نهادهای مردمی و غیردولتی را دوچندان کرده است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت سازمان‌های غیرانتفاعی نه ‌فقط به عنوان مجریان پروژه‌های محلی، بلکه به ‌مثابۀ نهادهایی با قابلیت نهادی‌سازی سرمایۀ اجتماعی و توانمندسازی جامعه، نقشی راهبردی در تقویت تاب‌آوری ملی دارند. این نکته به ‌ویژه در چشم‌انداز آیندۀ ایران که نیازمند تقویت ظرفیت‌های درون‌زای توسعه است، از اهمیت نظری و کاربردی زیادی برخوردار است.

مقایسۀ یافته‌های این پژوهش با پژوهش‌های پیشین نیز گویای هم‌راستایی و تأیید بسیاری از آنهاست. برای مثال، نتایج با مطالعات وزنی و همکاران (2024)، عبدالملکی و همکاران (1399) و زرجو و پورعزت (1402) هم‌سو است که بر نقش مثبت ساختار نهادی در افزایش تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی تأکید داشته‌اند. همچنین، یافته‌ها با نتایج مطالعات شوایتزر و همکاران (2022) و چیویتیلو و همکاران (2022) در سطح بین‌المللی هم‌خوانی دارد که نقش واسط سرمایۀ اجتماعی میان ساختارهای نهادی و توسعه تاب‌آوری را بررسی کرده‌اند. از سوی دیگر، پژوهشگرانی همچون ساس (2007) و اشنایدر (2009) نیز بر اهمیت انسجام نهادی در برابر بحران‌ها تأکید دارند که در این پژوهش نیز این اثر به صورت تجربی اثبات شده است. با این حال، برخی از تفاوت‌ها در نحوۀ سنجش متغیرها یا زمینه‌های فرهنگی و سیاسی ممکن است دلیل تفاوت در شدت اثرات مشاهده‌شده در برخی از منابع دیگر باشند.

بر اساس یافته‌های پژوهش، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران حوزۀ حکمرانی اجتماعی و اقتصادی، حمایت از توسعۀ سازمان‌های غیرانتفاعی را به عنوان راهبردی مؤثر برای افزایش تاب‌آوری ملی مدنظر قرار دهند. تقویت پیوندهای نهادی بین سازمان‌های غیردولتی، ارتقای ظرفیت‌های شبکه‌ای آنان، افزایش شفافیت در تعاملات و به ‌رسمیت شناختن نقش اجتماعی این نهادها، ممکن است به بازتولید سرمایۀ اجتماعی در سطوح مختلف منجر شود و بنیانی قوی برای مقابله با بحران‌های آینده فراهم آورد. همچنین، پیشنهاد می‌شود بانک‌های اطلاعاتی دقیق‌تری از تعاملات میان‌سازمانی ایجاد شوند تا امکان تحلیل‌های ساختاری دقیق‌تر در سطوح کشوری فراهم شود.

 

[1] Shumate

[2] Civitillo

[3] Jackson

[4] Synergistic Networks

[5] Woznyj

[6] Schneider

[7] Saz

[8] Schweitzer

[9] Zinser & Thinyane

[10] Herrero & Kraemer

[11] Young

[12] Bernal-Torres

[13] Wachs

[14] Social Resilience

[15] Economic Resilience

[16] Gross Domestic Product

[17] Principal Component Analysis

[18] Non-Profit Organizations

[19] https://ngo.moi.ir

[20] Social Capital

[21] SmartPLS

[22] Social Network Analysis

[23] UCINET

[24] Combined Reliability

[25] Average Variance Extracted

  • منابع فارسی

ابوالحسنی، د.، تدبیری، س.، و مجیدی، م. (1402). تبیین نقش سطوح سرمایۀ اجتماعی در شکل‌گیری تاب‌آوری سازمانی در بانک‌های دولتی. مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 197-210. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.351637.2362  

ابراهیمی، ص.، ناصری‌امین، ا.، علیزاده، ر.، و غلامی، ب. (1402). شناسایی عوامل مؤثر بر سرمایۀ اجتماعی مدیران در سازمان‌های ایرانی-اسلامی (پژوهشی آمیخته در آموزش‌وپرورش). مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 91-109. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.346543.2324  

زرجو، ش.، و پورعزت، ع. ا. (1402). ارائۀ الگوی توسعۀ سرمایۀ اجتماعی و کاربست آن در دانشگاه‌ها (مورد مطالعه: دانشگاه‌های پیام نور استان گیلان). مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 129-144. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.345892.2327  

سیاهکالی‌مرادی، ج.، خسروانی، ف.، و قربانعلی‌زاده، ر. (1402). بررسی نقش سرمایۀ اجتماعی در توسعۀ گردشگری پایدار در منطقۀ شهریار. سومین همایش ملی و اولین همایش بین‌المللی سرمایۀ اجتماعی و تاب‌آوری، قم. https://civilica.com/doc/974487

شریعت‌نژاد، ع.، موسوی، س. ن.، آری‌نژاد، م.، و منشدوی، ا. (1402). بررسی تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر تاب‌آوری کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینی در شرکت‌های دانش‌بنیان استان لرستان. مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 13(1)، 89-102. https://doi.org/10.22059/jscm.2023.357435.2403  

عبدالملکی، ه.، غنی‌زاده، م.، زوارزاده، غ.، و عرب‌پشتکوهی، م. (1399). کارکرد سرمایۀ اجتماعی در سازمان‌های آینده با تأکید بر سازمان‌های داوطلبانه. راهبرد دفاعی، 15(1)، 131-170. https://ds.sndu.ac.ir/article_78.html

غنبرطهرانی، ن.، شریفی‌پور، آ.، و سبط، م. و. (1402). تحلیل مقایسه‌ای سرمایۀ اجتماعی در شبکۀ سازمان‌های خیریه. مطالعات وقف و امورخیریه، 1(2)، 67-88. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.136050.1040  

فیض‌آبادی، ح.، مجدی، ع. ا.، حسنی‌درمیان، غ. ر.، و وکیلی، ه. (1402). بررسی نقش تعاونی‌ها در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و ارتباط آن با بهره‌وری. مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 177-195. https://doi.org/10.22059/jscm.2023.349219.2345  

کاظمی نجف‌آبادی، م.، و رضایی، ا. (1403). نقش هنجارهای اجتماعی فردگرایانه بر میزان بخشش افراد در جامعه: مطالعۀ موردی کشور ایران. پژوهشنامۀ اقتصادی، 24(2)، 96-123. https://doi.org/10.22054/joer.2025.84484.1256  

کاظمی نجف‌آبادی، م.، و رضایی، ا. (1404). تحلیل نقش اعتماد نهادی و سرمایۀ روان‌شناختی در تقویت مشارکت‌های خیریه‌ای در ایران: رهیافت معادلات ساختاری. جستارهای اقتصادی با رویکرد اسلامی ]مقالۀ پذیرفته‌شده، انتشار آنلاین[. https://doi.org/10.30471/jee.2026.11440.2559

مرادزاده، ع.، زارعی، ک.، و حیدریان، ح. (1399). تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر ارتقای تاب‌آوری سازمانی: تبیین نقش میانجی تسهیم دانش مرتبط با بحران کووید-19. مدیریت دانش، 7(2)، 115-136. https://elmnet.ir/doc/2463523-77981

مولایی، م. م.، و قاسمی، م. ه. (1402). آینده‌نگاری سرمایۀ اجتماعی ایران در افق 1410 با استفاده از روش تحلیل ساختاری. مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 159-175. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.349349.2344  

ناصحی، س. م. ا.، رجب‌پور، ا.، و احمدی، ح. (1402). تأثیر هنرآفرینی شغلی بر عملکرد شغلی دبیران: با تأکید بر نقش میانجی سرمایۀ اجتماعی (مورد مطالعه: دبیرستان‌های غیردولتی ناحیۀ 2 شیراز). مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 145-158. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.349717.2346  

همتی‌نژاد، ه.، رنجبر، م.، عسگری، م.، و حسینی، س. و. (1397). بررسی نقش سازمان‌های غیردولتی در افزایش سرمایۀ اجتماعی و تأثیر آن بر توسعه در ایران (مطالعۀ موردی: استان قم). سپهر سیاست، 163-188. https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/117410?show=full

 

References

Abolhasani, D., Tadbiri, S., & Majidi, M. (2023). Explaining the role of social capital dimensions in the formation of organizational resilience in state-owned banks. Social Capital Management, 10(2), 197–210. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.351637.2362 [In Persian]

Abdolmaleki, H., Ghanizadeh, M., Zavvarzadeh, Gh., & Arab-Poshtkouhi, M. (2021). The function of social capital in future organizations with an emphasis on voluntary organizations. Defensive Strategy, 15(1), 131–170. https://ds.sndu.ac.ir/article_78.html [In Persian]

Bernal-Torres, C. A., Montes-Guerra, M. I., Turriago-Hoyos, Á., & Castro-Silva, H. F. (2021). Organizational and social innovation in non-profit organizations performance in the context of an emergent economy. Intangible Capital, 17(1), 1–21. https://doi.org/10.3926/ic.1731

Civitillo, R., Festa, G., Priporas, C.-V., & Rossi, M. (2022). Intellectual capital in nonprofit organizations: A focus on social capital as a marketing enabler. International Marketing Review, 39(5), 1052–1068. https://doi.org/10.1108/IMR-01-2021-0029

Ebrahimi, S., Naseri-Amin, A., Alizadeh, R., & Gholami, B. (2023). Identifying the factors affecting managers’ social capital in Iranian-Islamic organizations: A mixed-method study in the education system. Social Capital Management, 10(2), 91–109. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.346543.2324 [In Persian]

Feyzabadi, H., Majdi, A. A., Hasani-Darmian, Gh. R., & Vakili, H. (2023). Investigating the role of cooperatives in the reproduction of social capital and its relationship with productivity. Social Capital Management, 10(2), 177–195. https://doi.org/10.22059/jscm.2023.349219.2345 [In Persian]

Ghanbar Tehrani, N., Sharifipour, A., & Sebt, M. V. (2023). A comparative analysis of social capital in the network of charitable organizations. Endowment and Charity Studies, 1(2), 67–88. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.136050.1040 [In Persian]

Hemmati-Nejad, H., Ranjbar, M., Asgari, M., & Hosseini, S. V. (2018). Investigating the role of non-governmental organizations in enhancing social capital and its impact on development in Iran: A case study of Qom Province. Sepehr-e Siasat, 5, 163–188. https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/117410?show=full [In Persian]

Herrero, M., & Kraemer, S. (2022). Beyond survival mode: Organizational resilience capabilities in nonprofit arts and culture fundraising during the Covid‐19 pandemic. Nonprofit Management and Leadership. https://doi.org/10.1002/nml.21524

Jackson, M. O. (2017). A typology of social capital and associated network measures. arXiv preprint arXiv:1711.09504. https://arxiv.org/abs/1711.09504arXiv

Kazemi Najafabadi, M., & Rezaei, A. (2025). The role of individualistic social norms in determining charitable giving: A case study of Iran. Journal of Economic Research, 24(2), 96–123. https://doi.org/10.22054/joer.2025.84484.1256 [In Persian]

Kazemi Najafabadi, M., & Rezaei, A. (2026). Analyzing the role of institutional trust and psychological capital in strengthening charitable participation in Iran: A structural equation modeling approach. Economic Essays with Islamic Approach [Advance Online Publication]. https://doi.org/10.30471/jee.2026.11440.2559 [In Persian]

Moradzadeh, A., Zarei, K., & Heydarian, H. (2021). The impact of social capital on enhancing organizational resilience: Explaining the mediating role of crisis-related knowledge sharing during the COVID-19 pandemic. Journal of Knowledge Management, 7(2), 115–136. https://elmnet.ir/doc/2463523-77981 [In Persian]

Moulaei, M. M., & Ghasemi, M. H. (2023). Foresight of Iran’s social capital toward the 1410 horizon using structural analysis. Social Capital Management, 10(2), 159–175. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.349349.2344 [In Persian]

Nasehi, S. M. A., Rajabpour, A., & Ahmadi, H. (2023). The effect of job crafting on teachers’ job performance: Emphasizing the mediating role of social capital (A case study of non-governmental high schools in District 2 of Shiraz). Social Capital Management, 10(2), 145–158. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.349717.2346 [In Persian]

Saz, M. I. (2007). Social capital in nonprofit organizations: Implications for management: A case study perspective. International Review on Public and Nonprofit Marketing, 4(1), 175–176. https://doi.org/10.1007/BF03180764

Schneider, J. A. (2009). Organizational social capital and nonprofits. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 38(4), 643–662. https://doi.org/10.1177/0899764009333956

Schweitzer, F., Andres, G., Casiraghi, G., Gote, C., Roller, R., Scholtes, I., ..., & Zingg, C. (2022). Modeling social resilience: Questions, answers, open problems. arXiv preprint arXiv:2301.00183. https://arxiv.org/abs/2301.00183

Siahkali-Moradi, J., Khosravani, F., & Ghorbanalizadeh, R. (2023). Investigating the role of social capital in the development of sustainable tourism in the Shahriar region. In Proceedings of the Third National and First International Conference on Social Capital and Resilience, Qom. https://civilica.com/doc/974487 [In Persian]

Shariat-Nejad, A., Mousavi, S. N., Ari-Nejad, M., & Manshadavi, A. (2023). Investigating the effect of social capital on entrepreneurial resilience with the mediating role of entrepreneurial passion in knowledge-based companies in Lorestan Province. Social Capital Management, 13(1), 89–102. https://doi.org/10.22059/jscm.2023.357435.2403 [In Persian]

Shumate, M., Hsieh, Y. P., & O’Connor, A. (2018). A nonprofit perspective on business–nonprofit partnerships: Extending the symbiotic sustainability model. Business & Society, 57(7), 1337–1370. https://doi.org/10.1177/0007650316645051

Woznyj, H. M., Stewart, O. J., & Beck, T. E. (2024). Stronger together: Building nonprofit resilience through a network with a shared mission and organizational humility. Nonprofit Management and Leadership. https://doi.org/10.1002/nml.21590

Wachs, J., Yasseri, T., Lengyel, B., & Kertész, J. (2018). Social capital predicts corruption risk in towns. arXiv preprint arXiv:1810.05485. https://arxiv.org/abs/1810.05485

Young, D. R. (2022). Nonprofits as a resilient sector: Implications for public policy. Nonprofit Policy Forum, 14(3). https://doi.org/10.1515/npf-2022-0038

Zarjoo, S., & Pourezzat, A. A. (2023). Developing a social capital development model and its application in universities: A case study of Payame Noor universities in Gilan Province. Social Capital Management, 10(2), 129–144. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.345892.2327 [In Persian]

Zinser, S., & Thinyane, H. (2021). Organizational resilience between competing networks of infomediaries: A case study in civil society resilience in Hong Kong. arXiv preprint arXiv:2108.10095. https://arxiv.org/abs/2108.10095