رابطۀ سرمایۀ فرهنگی و کنش ایثارگرانه؛ بررسی تجربی در شهر یزد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 پژوهشگر پسادکتری جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

3 دکتری جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطۀ سرمایۀ فرهنگی با تقویت ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد انجام شد. این مطالعه به روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام شد. جامعۀ آماری شامل شهروندان بالای ۱۶ سال شهر یزد بود که از میان آنها، با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، ۳۷۹ نفر انتخاب شدند. سرمایۀ فرهنگی با ۱۸ گویه و ایثارگری اجتماعی با ۱۰ گویه اندازه‌گیری شد. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ (۰٫۷۶ و ۰٫۸۱) تأیید شد و داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS و با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. سطح سرمایۀ فرهنگی و ایثارگری اجتماعی در نمونۀ مورد مطالعه پایین‌تر از حد متوسط است. بین سرمایۀ فرهنگی و هر سه بُعد آن با ایثارگری اجتماعی، رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود داشت (01/0>p). قوی‌ترین رابطه مربوط به بُعد عینیت‌یافتۀ سرمایۀ فرهنگی بود. مدل معادلات ساختاری تأیید کرد سرمایۀ فرهنگی 28 درصد از واریانس ایثارگری اجتماعی را تبیین می‌کند و شاخص‌های برازش مدل نیز در حد مطلوب گزارش شد. سرمایۀ فرهنگی به‌ عنوان منبعی ساختاری، نقش تسهیلگر مهمی در افزایش احتمال و تداوم کنش‌های ایثارگرانه ایفا می‌کند. این رابطه در بافت شهری دارای میراث فرهنگی غنی مانند شهر یزد، به ‌ویژه از طریق عینیت‌های فرهنگی تقویت می‌شود. با این حال، سطح پایین سرمایۀ فرهنگی نهادی‌شده شکاف در دسترسی به مشارکت نهادمند را نشان می‌دهد. یافته‌ها بر لزوم توجه سیاست‌گذاران به تقویت سرمایۀ فرهنگی شهروندان برای نهادینه‌سازی ایثارگری اجتماعی تأکید دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relationship Between Cultural Capital and Altruistic Action: An Empirical Study in the City of Yazd

نویسندگان [English]

  • Seyed Alireza Afshani 1
  • Alireza Zarei Mahmoudabadi 2
  • Yazdan Karimi Monjarmooei 3
1 Professor, Department of Sociology, Faculty of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
2 Postdoctoral Researcher in Sociology, Department of Sociology, Faculty of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
3 PhD in Sociology, Faculty of Social Sciences, Yazd University, Yazd, Iran
چکیده [English]

Introduction
In contemporary urban societies, the gradual decline in voluntary participation and public‑good–oriented behavior has raised concerns regarding the sustainability of social cohesion and civic engagement (Bekkers & Wiepking, 2011). This challenge is particularly pronounced in heritage cities such as Yazd, where the preservation of tangible and intangible cultural heritage, tourism pressures, and tensions between long‑term residents and new actors require strong civic involvement. Within this context, social altruism—voluntary, other‑regarding actions in the public sphere—serves as an essential resource for maintaining solidarity and supporting urban governance.
The literature highlights the significant role of cultural capital in shaping prosocial and civic behaviors. Drawing on Bourdieu’s (1986) conceptualization, cultural capital includes embodied, objectified, and institutionalized forms of cultural resources. These resources enhance individuals’ sensitivity to public issues, communicative competencies, and access to networks in which altruistic actions are formed. Additionally, research on prosocial behavior identifies several explanatory dimensions such as empathy, moral orientation, social identity, group belonging, internalized norms, civic participation, social cohesion, and communication processes in the public sphere (Habermas, 1987; Bekkers & Wiepking, 2011).
Against this backdrop, the present study addresses a central question: To what extent, and through which dimensions, does cultural capital influence social altruism among citizens in the urban context of Yazd? his research fills a gap in the Iranian literature, where cultural capital is often examined in relation to education and inequality rather than as a structural resource for altruistic, public‑good–oriented behavior—particularly in a World Heritage city.
Methodology
This cross‑sectional survey utilized a structured questionnaire to examine the relationship between cultural capital and social altruism among residents of Yazd aged 16 years and older. A total of 379 participants were selected through multi‑stage cluster sampling, ensuring representation of diverse neighborhoods and social groups.
Cultural capital was measured using an 18‑item scale reflecting Bourdieu’s (1986) three dimensions: embodied cultural capital (habitus, cultural competencies, and tastes), objectified cultural capital (engagement with cultural goods and spaces), and institutionalized cultural capital (educational credentials and related resources). Social altruism was measured using a 10‑item scale assessing voluntary and other‑regarding actions within the public sphere. Reliability analysis showed acceptable internal consistency, with Cronbach’s alpha coefficients of 0.76 for cultural capital and 0.81 for social altruism.
Data analysis was performed using SPSS and AMOS. Descriptive statistics assessed overall levels of cultural capital and social altruism. Pearson’s correlation coefficients examined the relationships between cultural capital dimensions and social altruism. Structural Equation Modeling (SEM) tested the hypothesized theoretical model, with fit indices and factor loadings reported at acceptable levels.
Findings
Descriptive results indicate that levels of both cultural capital and social altruism are below the midpoint of their respective scales. Correlation analysis reveals that overall cultural capital and all its subdimensions—embodied, objectified, and institutionalized—are positively and significantly related to social altruism (p < 0.001). This aligns with prior research emphasizing the role of cultural resources in enabling prosocial action.
Among the dimensions, objectified cultural capital shows the strongest correlation, suggesting that exposure to cultural goods, events, and spaces has a particularly meaningful influence on altruistic behavior.
SEM findings further support the hypothesis: all factor loadings exceed 0.50; the structural path from cultural capital to social altruism is β = 0.53, indicating a strong positive effect; and cultural capital accounts for 28% of the variance in social altruism (R² = 0.28). Overall model indices meet accepted standards.
Discussion and Conclusion
The findings offer empirical support for Bourdieu’s (1986) assertion that cultural capital shapes social action, extending this insight to social altruism in a heritage‑city context. In Yazd, cultural resources enhance individuals’ capacity to transform moral commitments into concrete social action, a pattern also emphasized in broader prosocial behavior research (Bekkers & Wiepking, 2011).
The particularly strong influence of objectified cultural capital highlights the importance of continuous engagement with cultural goods, events, and spaces as mechanisms that cultivate civic sensitivity and normalize participatory behavior. These processes are also influenced by communicative dynamics within the public sphere, aligning with Habermas’s (1987) theory of communicative action.
The study underscores the context‑dependent nature of cultural capital, as the ability to convert cultural resources into altruistic action is not evenly distributed and is shaped by structural and institutional conditions. Strengthening cultural capital—especially through equitable access to cultural infrastructures—can contribute to fostering sustainable, participatory urban governance in heritage cities like Yazd.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cultural Capital
  • Social Altruism
  • Civic Participation
  • Voluntary Action
  • Urban Heritage
  • Yazd

- مقدمه و بیان مسأله

در بسیاری از جوامع معاصر، یکی از دغدغه‌های مهم سیاست‌گذاران اجتماعی و پژوهشگران علوم اجتماعی تضعیف اشکال مختلف مشارکت داوطلبانه و کنش‌های مبتنی بر خیر عمومی است. در ادبیات جامعه‌شناسی، این نوع کنش‌ها عمدتاً در قالب مفاهیمی مانند نوع‌دوستی، رفتارهای یاریگرانه و مشارکت داوطلبانه بررسی می‌شوند؛ با این حال، در سطحی گسترده‌تر، می‌توان از مفهومی سخن گفت که به «ایثارگری اجتماعی»[1] اشاره دارد، یعنی آمادگی افراد برای صرف منابع شخصی از جمله زمان، توان، سرمایه یا منافع فردی در راستای منافع جمعی و بهبود وضعیت دیگران. تداوم و تقویت چنین کنش‌هایی یکی از پیش‌شرط‌های شکل‌گیری سرمایۀ اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی در جوامع شهری محسوب می‌شود. با این حال، مطالعات متعدد نشان داده‌اند در بسیاری از جوامع شهری معاصر، از جمله در جوامع در حال گذار، میزان مشارکت‌های داوطلبانه و کنش‌های ایثارگرانه با چالش‌هایی مواجه است و این مسأله به یکی از دغدغه‌های مهم حوزۀ سیاست‌گذاری اجتماعی تبدیل شده است (Bekkers & Wiepkin, 2011).

در این میان، توجه به بافت‌های شهری خاص می‌تواند به درک دقیق‌تر سازوکارهای شکل‌گیری یا تضعیف کنش‌های ایثارگرانه کمک کند. شهر یزد از دیرباز به‌ عنوان یکی از کانون‌های مهم حیات فرهنگی و دینی در ایران شناخته شده و در حافظۀ اجتماعی آن، به اشکال گوناگون همیاری، مشارکت‌های محلی، فعالیت‌های خیرخواهانه و حمایت از امور عمومی حضور داشته است. با این حال، همانند بسیاری از شهرهای ایران که در دهه‌های اخیر با تحولات سریع اجتماعی، گسترش شهرنشینی، تغییر سبک زندگی و افزایش فردگرایی مواجه بوده‌اند، نشانه‌هایی از دگرگونی در الگوهای مشارکت اجتماعی و کنش‌های داوطلبانه نیز قابل مشاهده است. این وضعیت این پرسش اجتماعی مهم را پیش روی پژوهشگران قرار می‌دهد که در شهری که از یک سو، دارای پیشینۀ فرهنگی و نمادین غنی در زمینۀ همبستگی اجتماعی است و از سوی دیگر، با تحولات اجتماعی و فرهنگی معاصر روبه‌رو است، چه عواملی می‌توانند به تداوم یا تقویت ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان کمک کنند. طرح چنین پرسشی ضرورت بررسی منابع و ظرفیت‌هایی را برجسته می‌کند که ممکن است در شرایط جدید اجتماعی بتوانند زمینه‌های کنش‌های ایثارگرانه و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را تقویت کنند.

در ادبیات جامعه‌شناسی فرهنگی و نیز در سیاست‌گذاری اجتماعی معاصر، فرهنگ صرفاً قلمرو ذوق و نمادها نیست، بلکه به ‌مثابۀ مجموعه‌ای از منابع انباشتی و قابل تبدیل، در شکل‌دهی به کیفیت مشارکت شهروندی، دسترسی به فرصت‌ها و حتی بازتولید نابرابری‌ها نقش دارد. از این دیدگاه، سرمایۀ فرهنگی مفهومی صرفاً توصیفی نیست؛ چارچوبی تحلیلی است برای توضیح اینکه چرا کنشگران در میدان‌های مختلف اجتماعی - از آموزش و اشتغال تا سبک زندگی و مشارکت مدنی - توان کنشگری یکسانی ندارند و چگونه برخی از گروه‌ها از مزیت‌های نمادین و نهادی برخوردار می‌شوند (Hale et.al., 2023). پژوهش‌های جدیدتر نیز با تأکید بر تحولات میدان‌های فرهنگی، نشان می‌دهند سرمایۀ فرهنگی می‌تواند در صورت‌بندی‌هایی تازه‌تر (از جمله در پیوند با تجربه‌های یادگیری و دسترسی‌های جدید) بازتعریف شود و همچنان در توزیع فرصت‌ها و ظرفیت‌های مشارکت اثرگذار بماند (Feng & Tan, 2024).

از نظر مفهومی، سرمایۀ فرهنگی ماهیتی چندبُعدی دارد و در زیست روزمره به صورت‌هایی متفاوت بروز می‌یابد. از همین رو، تحلیل سرمایۀ فرهنگی در هر زمینۀ اجتماعی نیازمند آن است که هم به وجوه عینی دسترسی‌ها و هم به شایستگی‌ها، عادت‌واره‌ها و توانمندی‌های نهادی افراد توجه شود؛ زیرا توان مشارکت معمولاً محصول هم‌افزایی این ابعاد است و فروکاستن آن به یک شاخص منفرد بخشی مهم از مکانیسم‌های اجتماعی را پنهان می‌کند (Hale et.al., 2023; Feng & Tan, 2024).

در سوی دیگر، ایثارگری اجتماعی را می‌توان گرایش و آمادگی کنشگر برای ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی، یا پذیرش هزینه‌هایی (زمانی، مالی، حیثیتی و...) در مسیر خیر عمومی و یاری‌رسانی به دیگران دانست؛ گرایشی که در قالب‌هایی همچون کمک‌های داوطلبانه، همیاری محلی، مسئولیت‌پذیری مدنی و مشارکت در امور عام‌المنفعه ظهور پیدا می‌کند (Pfattheicher et.al., 2022).  

 در ادبیات جدید، این حوزه معمولاً در پیوند با مفاهیمی مانند رفتارهای جامعه‌یارانه و نوع‌دوستی صورت‌بندی می‌شود و یکی از تمایزهای کلیدی آن، تفکیک میان یاریگری و نوع‌دوستی/ایثار برحسب انگیزش، هزینه‌مندی برای کنشگر و انتظار پاداش است؛ به بیان دیگر، همۀ رفتارهای کمک‌کننده الزاماً ایثارگرانه نیستند و فهم این مرزگذاری برای تحلیل جامعه‌شناختی کنش‌های خیر عمومی اهمیت دارد (Pfattheicher et.al., 2022). از نظر تبیینی نیز، پژوهش‌های روان‌شناختی/اجتماعی جدیدتر نشان می‌دهند رفتار کمک‌کننده و امتناع از کمک تابع ترکیبی از ارزیابی‌های شناختی موقعیت، برانگیختگی/هیجان و برآورد هزینه-فایده است و همین امر حساسیت پدیده به زمینه و موقعیت را برجسته می‌کند (Hao et.al., 2023).  

با وجود این، مسألۀ اصلی مقالۀ حاضر در ایثارگری اجتماعی متوقف نمی‌ماند، بلکه بر این پرسش متمرکز است که چه منابع و ظرفیت‌هایی می‌توانند زمینه‌ساز ظهور و تقویت آن شوند. در همین نقطه است که سرمایۀ فرهنگی اهمیت پیدا می‌کند. ادبیات داوطلبی و مشارکت نشان می‌دهد رابطۀ میان سرمایۀ فرهنگی و کنش‌های داوطلبانه/ایثارگرانه عمدتاً شرطی و زمینه‌مند است: سرمایۀ فرهنگی می‌تواند شرط ورود، تداوم و حتی نوع مشارکت در کنش‌های خیر عمومی باشد؛ برای مثال، از طریق آشنایی با کدهای نهادی، سرمایۀ زبانی، مهارت‌های ارتباطی و فهم قواعد میدان‌های مشارکت (Harflett, 2015; Storr & Spaaij, 2017). در این چارچوب، سرمایۀ فرهنگی صرفاً دانستن نیست؛ نوعی توان عملی برای حرکت در فضاهای رسمی/نیمه‌رسمی، مذاکره با نهادها و تبدیل تمایل اخلاقی به کنش مؤثر است؛ چیزی که می‌تواند هزینه‌های مشارکت را کاهش دهد و احتمال تداوم آن را افزایش دهد (Eimhjellen, 2023). از سوی دیگر، شواهد تجربی نشان می‌دهد ترکیب سرمایه‌ها (از جمله سرمایۀ فرهنگی در کنار سرمایۀ انسانی و اجتماعی) با پروفایل‌های متفاوت داوطلبی مرتبط است و افراد، بسته به ذخایر سرمایه‌ای خود، مسیرهایی متفاوت برای مشارکت انتخاب می‌کنند (Cheng et.al., 2022). حتی در برخی از حوزه‌ها، داوطلبی رویدادی (به ‌ویژه در میدان فرهنگ) به‌ گونه‌ای سازمان می‌یابد که خود، تا حدی متکی بر آستانه‌های خاصی از سرمایۀ فرهنگی است؛ یعنی کسانی راحت‌تر وارد می‌شوند که پیشاپیش از توانمندی‌های فرهنگی/نهادی لازم برخوردار هستند (Hersberger-Langloh, 2022). این صورت‌بندی‌ها وقتی با بحث نابرابری پیوند می‌خورند، اهمیت بیشتری می‌یابند؛ زیرا کنش خیر عمومی و داوطلبی می‌تواند هم‌زمان میدان بازتولید امتیاز و نابرابری هم باشد؛ میدانی که در آن، دسترسی نامتقارن به منابع و شبکه‌ها و مهارت‌ها، امکان ایثارگری را نیز نابرابر می‌کند (Eimhjellen, 2023; Kleiner, 2025).

در ادبیات پژوهش، گاهی بر این نکته تأکید می‌شود که پیوند میان سرمایۀ فرهنگی و ایثارگری اجتماعی می‌تواند تا حدی ماهیت دوسویه داشته باشد؛ با این حال، در توضیح سازوکارهای اصلی، معمولاً سرمایۀ فرهنگی به‌ عنوان یکی از پیش‌نیازهای مشارکت‌های داوطلبانه و کنش‌های ایثارگرانه برجسته می‌شود. از این دیدگاه، سرمایۀ فرهنگی از طریق ظرفیت‌هایی مانند مهارت‌های ارتباطی، آشنایی با کدهای فرهنگی و قواعد نهادی و توان تبدیل تمایل اخلاقی به کنش اجتماعی مؤثر، زمینۀ ورود و تداوم افراد در فعالیت‌های خیر عمومی را فراهم می‌کند (Harflett, 2015; Storr & Spaaij, 2017). در کنار این مسیر غالب، برخی از پژوهش‌ها به ‌صورت محدود یادآور شده‌اند که مشارکت‌های تکرارشونده و سازمان‌یافته نیز ممکن است در گذر زمان به تقویت پاره‌ای از مؤلفه‌های سرمایۀ فرهنگی بینجامد (Harflett, 2015; Storr & Spaaij, 2017). با وجود این، در پژوهش حاضر، متناسب با چارچوب مفهومی و سنجش‌های انجام‌شده، جهت اصلی تحلیل بر سرمایۀ فرهنگی و ابعاد آن به ‌مثابۀ عامل تقویت‌کنندۀ ایثارگری اجتماعی استوار است؛ یعنی فرض می‌شود ذخایر و صورت‌های مختلف سرمایۀ فرهنگی شهروندان احتمال و شدت ورود آنان به کنش‌های خیر عمومی را تبیین می‌کند.

از میان عوامل متعددی که در ادبیات علوم اجتماعی برای توضیح رفتارهای مبتنی بر خیر عمومی مطرح شده‌اند، از جمله سرمایۀ اجتماعی، هنجارهای اخلاقی، دین‌داری و اعتماد اجتماعی، در این پژوهش بر نقش سرمایۀ فرهنگی تأکید شده است. دلیل این انتخاب آن است که سرمایۀ فرهنگی نه فقط مجموعه‌ای از منابع نمادین و شناختی را در اختیار کنشگران قرار می‌دهد، بلکه از طریق شکل‌دهی به سلیقه‌ها، نگرش‌ها و شیوه‌های درک جهان اجتماعی، بر نحوۀ مواجهۀ افراد با مسائل جمعی نیز اثر می‌گذارد. به بیان دیگر، افراد دارای سطوح بالاتر سرمایۀ فرهنگی معمولاً از توانایی بیشتری برای درک قواعد نهادی، مشارکت در عرصۀ عمومی و تبدیل تمایلات اخلاقی به کنش اجتماعی برخوردار هستند. از این رو، انتظار می‌رود تفاوت در میزان سرمایۀ فرهنگی شهروندان بتواند بخشی از تفاوت‌های مشاهده‌شده در سطح ایثارگری اجتماعی را توضیح دهد (Bourdieu, 1986; Lamont & Lareau, 1988).  

اهمیت این مسأله در بافت شهری یزد برجسته‌تر می‌شود. شهر یزد به‌ عنوان شهری تاریخی-فرهنگی با میراث ملموس و ناملموس، واجد ظرفیت‌هایی ویژه‌ برای مطالعۀ هم‌زمان فرهنگ، مشارکت و کنش‌های معطوف به خیر عمومی است. ثبت شهر تاریخی یزد در فهرست میراث جهانی در سال ۲۰۱۷، علاوه بر جنبه‌های کالبدی حفاظت از بافت تاریخی، بر ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی و فرهنگی حفاظت شهری و نقش مشارکت شهروندان در تداوم حیات میراثی دلالت دارد (UNESCO World Heritage Centre, 2017). پس از ثبت جهانی شهر یزد، همراهی و داوری جامعه محلی نسبت به پیامدهای این وضعیت، به یکی از عوامل تعیین‌کننده در موفقیت سیاست‌های حفاظت و مدیریت میراث بدل می‌شود؛ امری که اهمیت سرمایه‌ها و ظرفیت‌های فرهنگی شهروندان برای کنشگری مسئولانه را دوچندان می‌کند (Nasrolahi et al., 2019). در عین حال، تجربۀ شهرهای تاریخی مواجه با ثبت جهانی نشان می‌دهد این فرایند می‌تواند با افزایش فشار کاربری‌های گردشگرمحور، تغییر در الگوهای استفاده از فضا و بروز تنش میان منافع ساکنان محلی و ذی‌نفعان جدید همراه باشد. در چنین زمینه‌ای، نحوۀ شکل‌گیری و به‌کارگیری سرمایه‌های فرهنگی شهروندان در داوری نسبت به این تحولات و مشارکت در کنش‌های معطوف به خیر عمومی به پرسشی اساسی در مدیریت میراث و پایداری اجتماعی شهر تبدیل می‌شود.

از دیدگاه اجتماعی، نیز شهر یزد واجد ویژگی‌هایی است که مطالعۀ کنش‌های مبتنی بر خیر عمومی را در آن معنادار می‌کند. شهرهای تاریخی که با مسألۀ حفاظت از میراث فرهنگی، گردشگری و مدیریت منابع شهری مواجه هستند، برای پایداری اجتماعی خود تا حد زیادی به مشارکت شهروندان و کنش‌های داوطلبانه متکی هستند. در چنین بافت‌هایی، صرف وجود سیاست‌های رسمی حفاظت از میراث یا برنامه‌های مدیریت شهری کافی نیست، بلکه میزان آمادگی شهروندان برای مشارکت در کنش‌های داوطلبانه، مراقبت از فضاهای عمومی و حمایت از منافع جمعی اهمیتی تعیین‌کننده‌ پیدا می‌کند. از این دیدگاه، بررسی سطح و سازوکارهای شکل‌گیری ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد می‌تواند به فهم بهتر ظرفیت‌های اجتماعی لازم برای تداوم حیات فرهنگی و اجتماعی این شهر کمک کند. افزون بر این، در ادبیات مدیریت میراث نیز به ‌طور فزاینده‌ بر شنیدن صدای عمومی و نقش فضاهای ارتباطی جدید در شکل‌گیری مشارکت و داوری شهروندان تأکید می‌شود (Foroughi et al., 2023). بر اساس گزارش‌ها و مشاهدات میدانی، ثبت جهانی شهر تاریخی یزد در عین آنکه فرصت‌هایی برای توسعۀ گردشگری و حفاظت از میراث ایجاد کرده، با چالش‌هایی مانند افزایش فشار کاربری‌های گردشگرمحور، تنش میان منافع ساکنان و ذی‌نفعان جدید و نگرانی‌هایی دربارۀ فرایندهای تصمیم‌گیری بدون مشارکت مؤثر جامعۀ محلی نیز همراه بوده است؛ این وضعیت اهمیت بررسی اینکه چه کسانی با چه منابعی امکان مشارکت پایدار در خیر عمومی و حفاظت شهری را می‌یابند، دوچندان می‌کند. در چنین زمینه‌ای، مسأله فقط حفاظت از میراث نیست؛ مسأله این است که چه کسانی و با چه منابعی امکان مشارکت پایدار در خیر عمومی را پیدا می‌کنند و چگونه می‌توان تفاوت‌های پایدار در کنشگری را توضیح داد.

با وجود این اهمیت، هنوز روشن نیست سرمایۀ فرهنگی ـ به ‌صورت کل و نیز در ابعاد مختلف آن ـ تا چه حد می‌تواند ایثارگری اجتماعی را در میان شهروندان شهر یزد تبیین کند و کدام بُعد آن نقشی برجسته‌تر دارد. در این پژوهش، سرمایۀ فرهنگی به ‌صورت چندبُعدی و در سه سطح تجسم‌یافته، عینیت‌یافته و نهادی‌شده در نظر گرفته می‌شود تا اثر آن بر ایثارگری اجتماعی به شیوه‌ای دقیق‌تر آزمون شود (Hale et.al., 2023). از این رو، مسألۀ اصلی پژوهش حاضر آن است که آیا و چگونه سرمایۀ فرهنگی می‌تواند به تقویت ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد بینجامد. بر همین مبنا، پژوهش حاضر در پی پاسخ به پرسش‌های زیر است: میزان سرمایۀ فرهنگی و ابعاد آن در میان شهروندان شهر یزد چگونه است؟ میزان ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد چگونه است؟ سرمایۀ فرهنگی و ابعاد آن چه تأثیری بر تقویت ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد دارد؟

 

2- ادبیات پژوهش

1-2 پیشینۀ پژوهش

رحیم‌پور و همکاران (1404) با بررسی رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی با بی‌تفاوتی اجتماعی نشان دادند هر دو نوع سرمایه ـ هم سرمایۀ اجتماعی و هم سرمایۀ فرهنگی ـ با بی‌تفاوتی اجتماعی رابطۀ منفی و معنادار دارند و می‌توانند در تبیین تغییرات آن نقش داشته باشند. این نتایج از این نظر برای پژوهش حاضر اهمیت دارد که نشان می‌دهد برخورداری از منابع فرهنگی و اجتماعی می‌تواند با کاهش بی‌تفاوتی اجتماعی و تقویت احساس مسئولیت جمعی، زمینه‌ای‌ مساعدتر برای بروز کنش‌های خیر عمومی و مشارکت‌های ایثارگرانه فراهم کند. بر این اساس، سرمایۀ فرهنگی ممکن است نه صرفاً یک پیامد مشارکت، بلکه یکی از عوامل مؤثر توضیح‌دهندۀ تمایل و آمادگی شهروندان برای ایثارگری اجتماعی تلقی شود.

حبیب‌پور گتابی (1404) در تحلیلی از وضعیت مشارکت اجتماعی جوانان ایرانی تصویری ارائه می‌دهد که در آن سطح کلی مشارکت اجتماعی پایین است و در میان ابعاد مشارکت، قلمروهای رسمی‌تر مانند مشارکت رسمی، داوطلبانه‌گرایی و درگیری مدنی رسمی در سطحی پایین‌تر قرار می‌گیرند. این الگو نشان می‌دهد ظرفیت مشارکت نهادمند و داوطلبانه ـ که یکی از بسترهای اصلی بروز ایثارگری اجتماعی است ـ در سطح اجتماعی با محدودیت مواجه است؛ در چنین بستری که مشارکت جمعی ضعیف است، انتظار می‌رود تفاوت‌های افراد در ذخایر فرهنگی (دانش، عادت‌واره‌های مشارکتی و ظرفیت فهم و پیگیری امور جمعی) نقشی پررنگ‌تر در توضیح ورود به کنش‌های داوطلبانه و ایثارگرانه پیدا کند.

بشیری‌گیوی و همکاران (1401) با برجسته‌کردن نقش نهادهای مدنی نشان می‌دهند هرچه پیوند افراد با نهادهای مدنی و تجربۀ زیستۀ مشارکت نهادی تقویت شود، هم سرمایۀ اجتماعی و هم سرمایۀ فرهنگی شهروندان در سطحی بالاتر قرار می‌گیرد و شدت همبستگی‌ها نیز قابل اعتنا گزارش شده است. این یافته‌ها به ‌طور غیرمستقیم نشان می‌دهد آن دسته از شهروندانی که از ظرفیت‌های فرهنگی مشارکت (یادگیری کنش جمعی، هنجارهای مدنی و آگاهی اجتماعی) بیشتر برخوردار هستند، احتمال بیشتری دارد که به سمت همکاری‌های داوطلبانه و رفتارهای یاریگرانه حرکت کنند. از همین رو، می‌توان مشارکت در نهادهای مدنی را یکی از زمینه‌هایی دانست که از مسیر تقویت عادت‌واره‌ها و مهارت‌های فرهنگی، با ایثارگری اجتماعی پیوند می‌خورد.

افشانی و کریمی (1401) با تمرکز بر شهر یزد نشان دادند ایثارگری اجتماعی ـ به‌ مثابۀ ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی و صورت‌بندی عملی نوع‌دوستی ـ می‌تواند به‌ طور مستقیم و معنادار با تقویت سرمایۀ اجتماعی همراه شود؛ به ‌گونه‌ای که ایثارگری اجتماعی سهمی قابل ملاحظه از تغییرات سرمایۀ اجتماعی را توضیح می‌دهد و برخی از متغیرهای جمعیت‌شناختی نیز با سطح ایثارگری اجتماعی هم‌بسته هستند. با وجود اهمیت این نتایج، پژوهش حاضر به ‌جای تمرکز بر پیامدهای ایثارگری، بر عوامل فرهنگی مؤثر بر آن متمرکز است و می‌کوشد تا نشان دهد ذخایر سرمایۀ فرهنگی شهروندان چگونه احتمال و شدت ایثارگری اجتماعی را توضیح می‌دهد.

ایمهیلن[2] (2023) با استفاده از چارچوب بوردیو[3] و تحلیل‌های چندمتغیره نشان داد میدان‌های داوطلبی، هرچند در برخی از زمینه‌ها واجد منطق نسبتاً برابرگرایانه‌ هستند، همچنان از ساختار سرمایه‌ها اثر می‌پذیرند؛ به ‌ویژه حجم سرمایه (از جمله سرمایۀ فرهنگی و آموزش) می‌تواند موقعیت‌های کنشی و نوع میدان‌های داوطلبی را صورت‌بندی کند. نتیجهۀ عملی این بحث برای پژوهش حاضر آن است که انتظار داشته باشیم دارندگان سرمایۀ فرهنگی بالاتر نه فقط تفسیری متفاوت از کنش خیر عمومی دارند، بلکه احتمال بیشتری دارد که در اشکال معین و پایدارتر مشارکت‌های خیرخواهانه وارد شوند.

لیو و جیا[4] (2022) در یک مطالعۀ چندسطحی، مفهوم سرمایۀ فرهنگی را در پیوند با فرهنگ خیرخواهی بسط و نشان می‌دهند برخی از مؤلفه‌های فرهنگی و ارزشی در سطح فردی و زمینه‌ای با احتمال مشارکت داوطلبانه رابطۀ‌ مثبت دارند. اهمیت این مطالعه برای پژوهش حاضر نه در همسانی کامل عملیاتی‌سازی، بلکه در تأکید آن بر این نکته است که مؤلفه‌های فرهنگی و ارزشی می‌توانند به ‌مثابۀ منابعی تبیینی، کنش داوطلبانه را توضیح دهند؛ نکته‌ای که با صورت‌بندی بوردیویی نقش سرمایۀ فرهنگی در جهت‌دهی به عادت‌واره‌های مشارکت نیز هم‌جهت است.

هرسبرگر-لانگلو[5] و همکاران (2022) در مطالعه‌ای دربارۀ فعالیت‌های داوطلبی‌ مقطعی در رویدادهای فرهنگی نشان می‌دهند داوطلبان رویدادهای فرهنگی از نظر الگوهای انگیزشی و تداوم مشارکت، ویژگی‌هایی متمایز دارند و زمینۀ فرهنگی فعالیت می‌تواند بر شیوۀ‌ درگیری و استمرار داوطلبی اثر بگذارد. این نتیجه برای پژوهش حاضر از این نظر مفید است که یادآور می‌شود دسترسی و پیوند با عرصه‌های فرهنگی و مصرف/مشارکت فرهنگی می‌تواند مسیر ورود و ماندگاری در کنش‌های داوطلبانه را هموارتر کند؛ موضوعی که با بُعد عینیت‌یافته و تجسم‌یافتۀ سرمایۀ فرهنگی نسبتی نزدیک دارد.

سرسولا[6] (2018) در پژوهش خود نشان می‌دهد سرمایۀ فرهنگی بر چگونگی تفسیر و معناگذاری تجربۀ کنش خدمت/یاریگری اثر می‌گذارد و افراد بسته به خاستگاه و ذخایر فرهنگی خود، برداشت‌ها و دستاوردهایی متفاوت از این تجربه استخراج می‌کنند. در این مطالعه، تفاوت‌هایی معنادار در نحوۀ روایت، ارزیابی و بهره‌برداری از تجربۀ مشارکت خدمت‌محور مشاهده می‌شود؛ به ‌گونه‌ای که برای برخی از گروه‌ها، این تجربه بیشتر به پیوندهای همدلانه، فهم متقابل و مسئولیت‌پذیری اجتماعی گره می‌خورد و برای برخی دیگر، بیشتر به فرصت‌های مسیرهای آینده و امکان تبدیل تجربه به منابع قابل استفاده در موقعیت‌های بعدی. بر این اساس، اگر ایثارگری اجتماعی را کنشی فرهنگی-اجتماعی در نظر بگیریم، می‌توان استدلال کرد سرمایۀ فرهنگی از طریق الگوهای معناگذاری، حساسیت نسبت به امر عمومی و ظرفیت تبدیل تمایل اخلاقی به کنش اجتماعی، بر انگیزش، تداوم و کیفیت مشارکت‌های یاریگرانه اثر می‌گذارد؛ بنابراین، انتظار می‌رود شهروندانی که ذخایر سرمایۀ فرهنگی بیشتری دارند، با احتمال بیشتری در کنش‌های خیر عمومی و ایثارگرانه وارد شوند و آن را پایدارتر دنبال کنند.

پیشینه‌های مرورشده نشان می‌دهند سرمایه‌های فردی و جمعی، به ‌ویژه سرمایۀ فرهنگی و سرمایۀ اجتماعی، می‌توانند در برابر کناره‌گیری از امر عمومی و بی‌تفاوتی اجتماعی نقش بازدارنده داشته باشند و از این مسیر، زمینه‌های مشارکت و کنش مسئولانه را تقویت کنند. شواهد حوزۀ فعالیت داوطلبی نیز بر این نکته دلالت دارد که سرمایۀ فرهنگی از راه‌هایی همچون سرمایۀ زبانی، مهارت‌های ارتباطی، سواد نهادی و آشنایی با کُدها و قواعد میدان‌های مشارکت، بر احتمال ورود، تداوم و کیفیت مشارکت‌های خیر عمومی اثر می‌گذارد. همچنین، برخی از پژوهش‌ها یادآور می‌شوند که میدان‌های فعالیت داوطلبی می‌تواند حامل نابرابری باشد و قواعد ورود و پیشروی در آن در بسیاری از موارد به نفع گروه‌های برخوردارتر و دارای ذخایر سرمایه‌ای بیشتر عمل می‌کند؛ بنابراین، توجه به سرمایۀ فرهنگی به‌ عنوان یک عامل مؤثر در تبیین ایثارگری اجتماعی اهمیت مضاعف می‌یابد. بر این اساس، خلأ اصلی در ادبیات، به ‌ویژه در سطح مطالعات شهری ایران و در متن شهر یزد، کمبود سنجش مستقیم و نظام‌مند اثر سرمایۀ فرهنگی (و ابعاد تجسم‌یافته، عینیت‌یافته و نهادی‌شدۀ آن) بر ایثارگری اجتماعی شهروندان است؛ خلأیی که پژوهش حاضر می‌کوشد آن را پوشش دهد.

 

2-2 مبانی نظری پژوهش

ایثارگری اجتماعی را می‌توان شکلی از رفتار اجتماعی دانست که در آن فرد، آگاهانه و داوطلبانه، برای بهبود وضعیت دیگران یا ارتقای خیر عمومی اقدام می‌کند؛ کنشی که الزاماً به معنای نفی کامل منفعت شخصی نیست، اما وجه متمایز آن در تقدم‌دادن به دیگری و پذیرش هزینه‌های زمانی، عاطفی یا مادی عمل یاریگرانه است (Pfattheicher et.al., 2022). در این تلقی، ایثارگری اجتماعی بیش از آنکه یک کنش لحظه‌ای باشد، در پیوند با هنجارهای اخلاقی، یادگیری اجتماعی و تجربه‌های تکرارشوندۀ مشارکت مدنی معنا می‌یابد و در موقعیت‌های اجتماعی مختلف، شدت و صورت‌بندی متفاوتی پیدا می‌کند.

در ادبیات جهانی علوم اجتماعی و روان‌شناسی اجتماعی، مفاهیمی نزدیک به آنچه در این پژوهش از آن با عنوان «ایثارگری اجتماعی» یاد می‌شود، عمدتاً در قالب اصطلاحاتی مانند «نوع‌دوستی اجتماعی»  و «رفتارهای طرفدار اجتماع»[7] صورت‌بندی شده‌اند. در این چارچوب‌ها، رفتارهای نوع‌دوستانه به کنش‌هایی اطلاق می‌شود که در آنها افراد بدون انتظار پاداش مستقیم و با پذیرش نوعی هزینۀ شخصی، برای رفاه دیگران یا بهبود وضعیت جمعی اقدام می‌کنند (Bekkers & Wiepkin, 2011). با این حال، مفهوم ایثارگری اجتماعی در این پژوهش تأکیدی ویژه‌ بر آن دسته از کنش‌های داوطلبانه دارد که در عرصۀ عمومی و در ارتباط با مسائل و منافع جمعی شکل می‌گیرند و از این رو، با حوزه‌هایی مانند مشارکت مدنی، فعالیت‌های داوطلبانه و مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیز پیوند می‌یابند. بر این اساس، ایثارگری اجتماعی را می‌توان گونه‌ای از رفتارهای طرفدار اجتماع دانست که در آن کنشگر با تقدم‌دادن به منافع جمعی و پذیرش هزینه‌های فردی، در راستای تقویت همبستگی اجتماعی و خیر عمومی عمل می‌کند.

در ادبیات جامعه‌شناسی، تبیین ایثارگری اجتماعی را می‌توان در چند محور دسته‌بندی کرد. نخست، در محور فردگرایانه، بر ویژگی‌های روان‌شناختی، همدلی، گرایش‌های اخلاقی و انگیزش‌های درونی تأکید می‌شود و ایثارگری تجلی ظرفیت‌های فردی برای توجه به دیگری صورت‌بندی می‌شود (Pfattheicher et.al., 2022). دوم، در محور هویتی و اجتماعی، ایثارگری در نسبت با تعلق گروهی و سازوکارهای هویت اجتماعی فهم می‌شود؛ یعنی افراد زمانی احتمال بیشتری برای کنش یاریگرانه دارند که خود را در نسبت با مای جمعی تعریف کنند و یاری‌رسانی را بخشی از وفاداری به گروه یا جامعۀ اخلاقی خود تلقی کنند (Wakefield et.al., 2022). سوم، در محور هنجاری و ارزشی، کنش ایثارگرانه محصول درونی‌سازی هنجارهای مسئولیت اجتماعی، عدالت‌خواهی و الزام اخلاقی به مداخله در امور عمومی دانسته می‌شود؛ به این معنا که فرد در شرایطی دست به کنش خیر عمومی می‌زند که بایدهای اخلاقی و قواعد مشترک درست یا نادرست را معتبر و الزام‌آور تلقی کند (Pfattheicher et.al., 2022). چهارم، در محور انسجام و مشارکت مدنی، ایثارگری به مثابۀ یکی از صورت‌های مشارکت اجتماعی در متن شبکه‌های اجتماعی، اعتماد و همبستگی تحلیل می‌شود؛ به‌ گونه‌ای که فرصت‌ها و ظرفیت‌های مشارکت، خود به‌ واسطۀ جایگاه‌های اجتماعی و دسترسی به منابع نابرابر توزیع می‌شوند و همین امر می‌تواند الگوی ورود افراد به فعالیت‌های داوطلبانه و کمک‌رسان را شکل دهد (Kleiner, 2025; Eimhjellen, 2023). پنجم، در محور کنش ارتباطی، بر نقش گفت‌وگو، فهم متقابل و عقلانیت ارتباطی در تولید تعهدات مدنی تأکید می‌شود؛ یعنی ایثارگری اجتماعی در مقام کنشی که در افق فهم مشترک و مسئولیت در قبال دیگری شکل می‌گیرد، از کیفیت تعاملات ارتباطی و ظرفیت مشارکت در حوزۀ عمومی اثر می‌پذیرد (Habermas, 1987).  

از دیدگاه نظری، سرمایۀ فرهنگی یکی از مهم‌ترین منابعی است که می‌تواند این سازوکارها را به نفع تقویت ایثارگری اجتماعی فعال کند. سرمایۀ فرهنگی در سنت بوردیو به مجموعه‌ای از منابع فرهنگی انباشته‌شده اشاره دارد که در سه حالت تجسم‌یافته (عادت‌واره‌ها، مهارت‌ها و سلیقه‌ها)، عینیت‌یافته (کالاها و محصولات فرهنگی) و نهادی‌شده (اعتبارهای رسمی مانند مدارک و گواهی‌ها) صورت‌بندی می‌شود (Bourdieu, 1986; Feng & Tan, 2024). بر این مبنا، انتظار می‌رود افرادی که از ذخایر بیشتری از سرمایۀ فرهنگی برخوردار هستند، هم توانایی بیشتری برای تشخیص مسألۀ عمومی و هم قابلیت بیشتری برای ورود به میدان‌های مشارکت مدنی داشته باشند؛ زیرا سرمایۀ فرهنگی می‌تواند حساسیت اخلاقی، زبان و مهارت ارتباطی و نیز امکان دسترسی به شبکه‌ها و سازمان‌هایی را فراهم کند که کنش داوطلبانه در آنها سازمان می‌یابد (Harflett, 2015; Liu & Jia, 2022). به ‌طور مشخص، هر یک از صورت‌های سرمایۀ فرهنگی می‌تواند از مسیری متفاوت احتمال ورود به کنش‌های ایثارگرانه را افزایش دهد. سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته، با شکل‌دادن به عادت‌واره‌ها، سلیقه‌ها و توانش‌های زبانی/تفسیری، حساسیت نسبت به مسألۀ عمومی و ظرفیت همدلی نهادمند را تقویت می‌کند و فرد را برای تبدیل ارزش‌های اخلاقی به اقدام جمعی آماده‌تر می‌کند (Bourdieu, 1986; Harflett, 2015). سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته نیز از طریق تماس پایدار با کالاها و فضاهای فرهنگی (کتاب، محصولات فرهنگی، رویدادها و تجربه‌های فرهنگی)، افق‌های معنایی گسترده‌تری فراهم می‌کند و دسترسی به میدان‌هایی را افزایش می‌دهد که در آنها مشارکت یک کنش ارزشمند و قابل انتظار تلقی می‌شود؛ در نتیجه، هزینه‌های ادراک‌شده و ابهام کنش داوطلبانه کاهش می‌یابد (Liu & Jia, 2022; Eimhjellen, 2023). در نهایت، سرمایۀ فرهنگی نهادی‌شده با فراهم‌کردن اعتبارهای رسمی و سواد نهادی، مسیرهای ورود کم‌اصطکاک‌تر به سازمان‌ها و برنامه‌های داوطلبی را تقویت می‌کند و از طریق افزایش خودکارآمدی و قابلیت تعامل با قواعد رسمی، پایداری مشارکت را محتمل‌تر می‌کند (Harflett, 2015; Storr & Spaaij, 2017).

در سطح تجربی، نیز پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند سرمایۀ فرهنگی از مسیرهایی متنوع احتمال مشارکت داوطلبانه و ایثارگری را افزایش می‌دهد. برای مثال، در برخی از حوزه‌ها، سرمایۀ فرهنگی به ‌واسطۀ ذائقه‌ها و ترجیحات فرهنگی، افراد را به میدان‌هایی نزدیک می‌کند که مشارکت در آنها ارزشمند تلقی می‌شود و به تداوم کنش داوطلبانه می‌انجامد (Hersberger-Langloh et.al., 2022). از سوی دیگر، سرمایۀ فرهنگی می‌تواند شرط ورود کم‌هزینه‌تر به سازمان‌ها و فضاهای داوطلبی باشد؛ زیرا مدارک، مهارت‌های زبانی/ارتباطی و آشنایی با قواعد نهادی، احتمال پذیرش و ماندگاری در کنش‌های خیر عمومی را تقویت می‌کند (Eimhjellen, 2023; Kleiner, 2025). همچنین، برخی از مطالعات کیفی نشان داده‌اند تجربۀ فعالیت داوطلبی در میدان‌های خاص، خود به‌شدت با پیشینه و ذخایر فرهنگی پیوند دارد و افراد، بسته به سرمایۀ فرهنگی اولیه، مسیرهایی متفاوت از معناگذاری، بهره‌گیری از تجربه و تداوم مشارکت را طی می‌کنند (Storr & Spaaij, 2017).

ادبیات پژوهش گاه به امکان تعامل دوسویه میان سرمایۀ فرهنگی و ایثارگری اجتماعی اشاره می‌کند؛ با این حال، در توضیح سازوکارهای غالب، سرمایۀ فرهنگی بیشتر در مقام عامل مؤثر ورود و تداوم در کنش‌های خیر عمومی برجسته می‌شود. از این دیدگاه، سرمایۀ فرهنگی با فراهم‌کردن قابلیت‌های ارتباطی، سواد نهادی و آشنایی با کُدها و قواعد میدان مشارکت، هزینه‌های ادراک‌شده را کاهش می‌دهد و ظرفیت تبدیل گرایش‌های اخلاقی به کنش اجتماعی مؤثر را افزایش می‌دهد (Harflett, 2015; Storr & Spaaij, 2017). در مقابل، تقویت برخی از مهارت‌ها یا آموخته‌های فرهنگی در اثر مشارکت‌های تکرارشونده را می‌توان بیشتر به‌ عنوان پیامدی ثانویه و وابسته به زمینه در نظر گرفت، نه محور تبیینی اصلی. بر همین مبنا، در پژوهش حاضر، تمرکز تحلیلی بر اثرگذاری سرمایۀ فرهنگی و ابعاد آن بر ایثارگری اجتماعی قرار می‌گیرد و این فرض پیگیری می‌شود که تفاوت در ذخایر فرهنگی شهروندان احتمال، شدت و پایداری مشارکت آنان در کنش‌های خیر عمومی را توضیح می‌دهد.

 

3-2 فرضیه‌های پژوهش

فرضیۀ 1. بین سرمایۀ فرهنگی و ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد رابطه وجود دارد.

فرضیۀ 2. بین سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته و ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد رابطه وجود دارد.

فرضیۀ 3. بین سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته و ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد رابطه وجود دارد.

فرضیۀ 4. بین سرمایۀ فرهنگی نهادی‌شده و ایثارگری اجتماعی در میان شهروندان شهر یزد رابطه وجود دارد.

 

3- روش‌شناسی پژوهش

این پژوهش به روش پیمایش انجام شده است. جامعۀ آماری پژوهش متشکل از شهروندان بالای 16 سال ساکن شهر یزد بود. برای تعیین حجم نمونه، از روش تحلیل توان با استفاده از ماشین حساب آنلاین Soper استفاده شد. با توجه به پیشینۀ پژوهش در حوزۀ سرمایۀ فرهنگی و ایثارگری اجتماعی، اندازۀ اثر پیش‌بینی‌شده 25/0 (در حد متوسط رو به بالا) در نظر گرفته شد. با سطح معنا‌داری 05/0 و توان آماری ۸۰/0،  با احتساب ۲ متغیر پنهان و ۱۳ متغیر آشکار، دست‌کم حجم نمونۀ مورد نیاز 288 نفر برآورد شد. با توجه به بزرگی جامعۀ آماری و برای افزایش دقت، 385 پرسشنامه توزیع و در نهایت، 379 پرسشنامۀ سالم تحلیل شد. نمونه‌ها به صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای از مناطق 5گانۀ شهر یزد انتخاب شدند؛ به این صورت که ابتدا پنج منطقۀ شهرداری یزد به ‌عنوان پنج خوشۀ اصلی در نظر گرفته شدند و در مرحلۀ بعد، خیابان‌ها و میادین اصلی هر منطقه از شهرداری در حکم بلوک برای خوشه‌ها در نظر گرفته شدند و در مرحلۀ آخر، به روش تصادفی، پاسخ‌گویان انتخاب شدند. پرسشنامه به صورت خوداظهاری توسط پاسخ‌گو تکمیل و در صورت کم‌سوادی یا بی‌سوادی پاسخ‌گو، توسط پرسشگر پرسش‌ها پرسیده و پرسشنامه تکمیل شده است.

ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه بود. پرسشنامه شامل سه بخش بود. بخش اول، ویژگی‌های جمعیت‌شناختی پاسخ‌گویان بود. بخش دوم به سنجش سرمایۀ فرهنگی و بخش سوم به سنجش ایثارگری اجتماعی اختصاص داشت. برای سنجش سرمایۀ فرهنگی، پس از بررسی مطالعات مختلف از جمله زی و جیانگ[8] (2020)، پاکود[9] و همکاران (2020) و پینکستن و لیونز[10] (2014) که ﺳﺮﻣﺎیۀ فرهنگی را ﺑﺮ اﺳﺎس اﺑﻌﺎد سه‌گانه (تجسم‌یافته، عینیت‌یافته و نهادینه‌شده) اراﺋﻪ می‌کنند، 18 گویه (که قبلاً توسط افشانی و پوررحیمیان (1396) استفاده شده‌اند) در پرسشنامه گنجانده شدند و پس از مطالعۀ مقدماتی، مشخص شد از قابلیت اعتماد مطلوب و قابل قبول برخوردار هستند. ایثارگری اجتماعی با 10 گویه (مانند اهدای خون، اهدای اعضای بدن به دیگران، جان‌فشانی برای فردی که در آتش گرفتار شده، جان‌فشانی برای مبارزه با اخلالگران نظم و امنیت قاچاقچیان، شرکت داوطلبانه و بدون چشم‌داشت در کارهای جمعی) سنجیده شد که قبلاً در پژوهش زارع و دانش‌پذیر (1395) استفاده شده بودند.

اعتبار مقیاس‌های پژوهش با استفاده از اعتبار محتوایی بررسی شد. پرسشنامۀ اصلاح‌شده توسط 6 نفر از متخصصان ارزیابی و تأیید شد. همچنین، بار عاملی گویه‌ها بیشتر از 5/0 بوده که نشانگر مطلوبیت اعتبار سازه‌ای مقیاس است. پایایی ابزار پژوهش نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تعیین شده است که نتایج نشان داد ضریب برای سازۀ سرمایۀ فرهنگی (76/0) (جدول 2) و برای سازۀ ایثارگری اجتماعی (81/0) در وضعیت مطلوب (بیشتر از 7/0) قرار دارد (جدول 1).

 

جدول 1. بار عاملی و ضریب آلفای کرونباخ گویههای ایثارگری اجتماعی

Table 1. Factor Loadings and Cronbach’s Alpha Coefficient for Social Altruism Items

گویهها

بار عاملی

آلفای کرونباخ

1. برای نجات جان دیگران حاضرم خون اهدا کنم.

57/0

81/0

2. حاضرم اعضای بدنم را اهدا کنم.

73/0

3. حاضرم برای نجات جان کسی که در آتش گرفتار شده به درون آتش بروم.

78/0

4. حاضرم برای مبارزه با اخلالگران نظم و امنیت جان‌فشانی کنم.

59/0

5. حاضرم برای دفاع از مردم فلسطین و سوریه جان‌فشانی کنم

66/0

6. حاضرم در راه حفظ وطن جان‌فشانی کنم.

60/0

7. حاضرم در راستای مصالح جامعه ازخودگذشتگی کنم.

63/0

8. حاضرم به صورت داوطلبانه و بدون چشم‌داشت در کارهای جمعی شرکت کنم.

65/0

9. من نفع جمعی را بر نفع فردی ترجیح می­دهم.

51/0

10. برای کسب رضای خداوند تلاش می­کنم.

54/0

جدول 2. بار عاملی و ضریب آلفای کرونباخ گویههای سرمایه فرهنگی

Table 2. Factor Loadings and Cronbach’s Alpha Coefficient for Cultural Capital Items

ابعاد سرمایۀ فرهنگی

گویهها

بار عاملی

آلفای کرونباخ

تجسم‌یافته

توانایی استفاده از برخی از نرم‌افزارهای کامپیوتری

64/0

71/0

مهارت در هنری خاص مانند (نقاشی، گل‌دوزی و...)

61/0

توانایی و خلاقیت در پژوهش‌های علمی

55/0

مهارت و توانایی در ورزش حرفه‌ای

72/0

توانایی مکالمه با یک زبان خارجی

63/0

مهارت در شغل یا حرفه‌ای خاص

60/0

عینیت‌یافته

تماشای فیلم و  نمایش و...

67/0

74/0

انجام فعالیت‌های ورزشی

65/0

خواندن کتاب، روزنامه، مجله و...

59/0

گوش‌دادن به رادیو

68/0

استفاده از اینترنت

81/0

انجام فعالیت­های هنری همچون نقاشی، مجسمه‌سازی و ...

72/0

نهادینه‌شده

گواهی  پایان دورۀ کامپیوتر

54/0

72/0

گواهی پایان دورۀ کلاس زبان انگلیسی

72/0

گواهی معتبر در یک رشتۀ ورزشی خاص

66/0

گواهی و مدرک  فنی‌وحرفه‌ای

70/0

گواهی از آموزشگاه‌های هنر و موسیقی

62/0

گواهی مدرک تحصیلی

81/0

 

داده‌ها نیز به کمک نرم‌افزارهای آماری SPSS نسخۀ 26 و AMOS نسخۀ 24 در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شد.

 

4- یافتهها

همان‌گونه ﮐﻪ جدول (3) نشان می‌دهد، بیشتر نمونه را زنان، افراد متأهل و شاغل تشکیل می‌دهند. همچنین، بیشترین فراوانی تحصیلات مربوط به دیپلم و پایین‌تر بوده است.

 

جدول 3. توزیع فروانی پاسخ‌گویان برحسب ویژگی‌های فردی پاسخ‌گویان

Table 3. Frequency Distribution of Respondents by Individual Characteristics

متغیر

گروه‌

فراوانی

درصد

جنس

مرد

186

1/49

زن

193

9/50

وضعیت تأهل

مجرد

112

6/29

متأهل

267

4/70

وضعیت اشتغال

شاغل

201

0/53

غیرشاغل

178

0/47

سطح تحصیلات

دیپلم و پایین‌تر

179

2/47

دانشجوو کاردانی

62

4/16

کارشناسی

126

2/33

کارشناسی‌ارشد و دکتری

12

2/3

جدول (4)  آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش را نشان می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد میانگین همۀ متغیرها پایین‌تر از میانگین مورد انتظار (3 برای ایثارگری اجتماعی و ابعاد سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته و سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته و 1 برای سرمایۀ فرهنگی نهادینه‌شده) بوده است. همچنین، چولگی و کشیدگی متغیرها در بازۀ 2+ و 2- قرار دارد که مطلوبیت نرمالیتی تک‌متغیره را نشان می‌دهد.

 

جدول 4. آماره‌های توصیفی متغیرهای ایثارگری اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی و خرده‌مقیاس‌های آن

Table 4. Descriptive Statistics of Social Altruism, Cultural Capital, and Their Subscales

متغیر/ خرده‌مقیاس

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف‌معیار

چولگی

کشیدگی

ایثارگری اجتماعی[11]

1/1

8/4

87/2

80/0

114/0-

193/0-

سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته

17/1

33/4

17/2

62/0

858/0

665/0

سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته

17/1

67/3

51/2

47/0

191/0

016/0

سرمایۀ فرهنگی نهادینه‌شده

0/0

83/0

32/0

19/0

262/0

284/0-

سرمایۀ فرهنگی

94/0

83/2

67/1

35/0

623/0

603/0

 

چنانکه در جدول (5) مشاهده می‌شود، میانگین همۀ متغیرها به طور معنادار کمتر از سطح متوسط قرار دارد (01/0>p)، اما وضعیت سرمایۀ فرهنگی نهادینه‌شده از بقیۀ متغیرها نامطلوب‌تر است.

 

جدول 5. خروجی آزمون تی تک‌نمونه‌ای برای سنجش وضعیت متغیرهای پژوهش

Table 5. OneSample tTest Results for Assessing the Status of the Study Variables

متغیر

میانگین

انحراف معیار

تفاوت میانگین

T

Sig

ایثارگری اجتماعی

87/2

80/0

13/0-

166/3-

002/0

سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته

17/2

62/0

83/0-

988/25-

001/0

سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته

51/2

47/0

49/0-

970/19-

001/0

سرمایۀ فرهنگی نهادینه‌شده

32/0

19/0

68/0-

012/66-

001/0

 

بر اساس اطلاعات جدول (6)، میانگین میزان ایثارگری اجتماعی مردان (97/2) به طور معنا‌دار بیشتر از میانگین میزان ایثارگری اجتماعی زنان (77/2) است (05/0>p)، ولی میانگین سرمایۀ فرهنگی مردان (65/1) با میانگین سرمایۀ فرهنگی زنان (69/1) تفاوتی معنا‌دار ندارد (05/0<p).

 

 

جدول 6. آزمون تی برای مقایسۀ میانگین میزان ایثارگری اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی مردان و زنان

Table 6. Independent Samples t‑Test Comparing the Mean Levels of Social Altruism and Cultural Capital Between Men and Women

متغیر

جنسیت

میانگین

انحراف معیار

t

سطح معناداری

ایثارگری اجتماعی

مرد

97/2

87/0

388/2

017/0

زن

77/2

72/0

سرمایۀ فرهنگی

مرد

65/1

39/0

075/1-

283/0

زن

69/1

31/0

 

بر اساس اطلاعات جدول (7)، میانگین میزان ایثارگری اجتماعی افراد مجرد (88/2) تفاوتی معنا‌دار با میانگین میزان ایثارگری اجتماعی افراد متأهل (86/2) ندارد (05/0<p)، ولی میانگین سرمایۀ فرهنگی افراد مجرد (79/1) به طور معنا­دار بیشتر از میانگین سرمایۀ فرهنگی افراد متأهل (62/1) است (001/0>p).

 

جدول 7. آزمون تی مستقل برای مقایسۀ میانگین میزان ایثارگری اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی برحسب وضعیت تأهل

Table 7. Independent Samples tTest Comparing the Mean Levels of Social Altruism and Cultural Capital by Marital Status

متغیر

وضعیت تأهل

میانگین

انحراف معیار

t

سطح معناداری

ایثارگری اجتماعی

مجرد

88/2

95/0

226/0

822/0

متأهل

86/2

73/0

سرمایۀ فرهنگی

مجرد

79/1

37/0

419/4

001/0

متأهل

62/1

33/0

 

بر اساس اطلاعات جدول (8)، میانگین میزان ایثارگری اجتماعی افراد غیرشاغل (83/2) تفاوتی معنا‌دار با میانگین میزان ایثارگری اجتماعی افراد شاغل (91/2) ندارد (05/0<p)، ولی میانگین سرمایۀ فرهنگی افراد مجرد (70/1) به طور معنا­دار بیشتر از میانگین سرمایۀ فرهنگی افراد متأهل (63/1) است (05/0>p).

 

جدول 8. آزمون تی مستقل برای مقایسۀ میانگین میزان ایثارگری اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی برحسب وضعیت اشتغال

Table 8. Independent Samples tTest Comparing the Mean Levels of Social Altruism and Cultural Capital by Employment Status

متغیر

وضعیت تأهل

میانگین

انحراف معیار

t

سطح معناداری

ایثارگری اجتماعی

غیرشاغل

83/2

76/0

031/1-

303/0

شاغل

91/2

85/0

سرمایۀ فرهنگی

غیرشاغل

70/1

33/0

094/2

037/0

شاغل

63/1

36/0

 

اطلاعات جدول (9) نشان می‌دهد بین سطح تحصیلات با ایثارگری اجتماعی و همچنین سرمایۀ فرهنگی، رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد (05/0 >P).

 

جدول 9. ماتریس همبستگی مرتبۀ صفر بین میزان تحصیلات با سرمایه فرهنگی و خرده‌مقیاس‌های و ایثارگری اجتماعی

Table 9. ZeroOrder Correlation Matrix Between education with Cultural Capital and Its Subscales and Social Altruism

متغیر

ضریب اسپیرمن

سطح معنا‌داری

1. ایثارگری اجتماعی

185/0

001/0

2. سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته

327/0

001/0

3. سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته

130/0

011/0

4. سرمایۀ فرهنگی نهادینه‌شده

416/0

001/0

5. سرمایۀ فرهنگی

332/0

001/0

 

یافته‌های جدول (10) نشان می‌دهد بین سرمایۀ فرهنگی و خرده‌مقیاس‌های آن و ایثارگری اجتماعی رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد (001/0>p). ایثارگری اجتماعی قوی‌ترین رابطه را با سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته دارد.

 

جدول 10. ماتریس همبستگی مرتبۀ صفر بین میزان سرمایۀ فرهنگی و خردهمقیاسهای آن با ایثارگری اجتماعی

Table 10. ZeroOrder Correlation Matrix Between Cultural Capital and Its Subscales and Social Altruism

متغیر

ایثارگری اجتماعی

سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته

سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته

سرمایۀ فرهنگی نهادینه‌شده

سرمایۀ فرهنگی

1. ایثارگری اجتماعی

1

 

 

 

 

2. سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته

**334/0

1

 

 

 

3. سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته

**398/0

***415/0

1

 

 

4. سرمایۀ فرهنگی نهادینه‌شده

**365/0

**574/0

**339/0

1

 

5. سرمایۀ فرهنگی

**447/0

**889/0

**762/0

**683/0

1

**p<001/0                       

 

به منظور بررسی رابطۀ سرمایۀ فرهنگی با ایثارگری اجتماعی، از الگوسازی معادلات ساختاری[12] استفاده شد. نتایج تحلیل معادلات ساختاری در شکل (1) نشان داده شده است. چنانکه ملاحظه می‌شود، بارهای عاملی همگی در وضعیتی مطلوب (بالاتر از 5/0) قرار دارند. همچنین، میزان تأثیر سرمایۀ فرهنگی بر ایثارگری اجتماعی 53/0 است که نشان‌دهندۀ رابطۀ مثبت این دو متغیر است؛ یعنی افزایش سرمایۀ فرهنگی باعث افزایش ایثارگری اجتماعی می‌شود. این متغیر 28 درصد از واریانس ایثارگری اجتماعی را تبیین می‌کند.

 

 

شکل 1. مدل معادله ساختاری، تأثیر سرمایۀ فرهنگی بر ایثارگری اجتماعی

Fig. 1. Structural Equation Model of the Effect of Cultural Capital on Social Altruism

 

شاخص‌های برازش مدل در جدول (11) نشان می‌دهد مدل از برازشی نسبتاً خوب برخوردار است. به منظور بررسی برازش مدل پیشنهادی، چند شاخص مورد توجه قرار گرفت. از آنجا که مربع‌ کای تحت تأثیر حجم نمونه قرار می‌گیرد، از شاخص مربع ‌کای هنجارشده (که از تقسیم مربع ‌کای بر درجۀ آزادی به ‌دست می‌آید) استفاده شد. شاخص مربع ‌کای هنجارشده برابر 735/1 است که مطلوب به حساب می‌آید. شاخصی دیگر با عنوان شاخص نیکویی برازش نیز محاسبه شد. دامنۀ تغییرات شاخص یادشده بین صفر و یک است؛ هرچه مقدار محاسبه‌شده به یک نزدیک‌تر باشد، بیانگر برازش بهتر مدل است. در مدل حاضر، GFI معادل 953/0 به دست آمد. همچنین، ریشۀ خطای میانگین مجذورات تقریب باید کمتر از 1/0 (در برخی از منابع کمتر از 08/0) باشد که در مدل ارائه‌شده برابر 053/0 است. میزان مؤلفه‌های CFI، NFI، IFI نیز باید بیشتر از 9/0 باشد که در مدل تحت بررسی به ترتیب برابر 954/0، 953/0 و 955/0 است. با توجه به شاخص‌ها و خروجی‌های نرم‌افزار، می‌توان گفت مدل از برازشی مطلوب برخوردار است.

 

جدول 11. شاخصهای ارزیابی مدل معادله ساختاری

Table 11. Structural Equation Model Evaluation Indices

برازش

مدل

اختصار

نام شاخص

GFI>90/0

953/0

GFI

شاخص نیکویی برازش

AGFI>90/0

931/0

AGFI

شاخص نیکویی برازش اصلاح‌شده

NFI>90/0

953/0

NFI

شاخص برازش هنجار‌شده

CFI>90/0

954/0

CFI

شاخص برازش تطبیقی

IFI>90/0

955/0

IFI

شاخص برازش افزایشی

بالاتر از 50 صدم

629/0

PNFI

شاخص برازش مقتصد هنجار‌شده

RMSEA<08/0

053/0

RMSEA

ریشۀ میانگین مربعات خطای برآورد

مقدار کمتر از 3

73/1

CMIN/DF

کای اسکوئر به‌هنجار‌شده به درجۀ آزادی

5- بحث و نتیجه‌گیری

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد سرمایۀ فرهنگی در میان شهروندان شهر یزد، در هر سه بُعد تجسم‌یافته، عینیت‌یافته و نهادی‌شده، با ایثارگری اجتماعی رابطه‌ای مثبت و معنادار برقرار می‌کند. این یافته‌ها بیانگر آن است که سرمایۀ فرهنگی می‌تواند از طریق تقویت ظرفیت‌های زبانی و نهادی، گسترش افق‌های معنایی و کاهش هزینه‌های ادراک‌شدۀ مشارکت، با افزایش احتمال کنش‌های خیر عمومی همراه شود. از این رو، نتایج پژوهش حاضر از کاربست مفهوم سرمایۀ فرهنگی در چارچوب بوردیو برای تبیین الگوهای ایثارگری اجتماعی پشتیبانی می‌کند؛ هرچند این امر به معنای آن نیست که بوردیو به ‌طور مستقیم دربارۀ ایثارگری اجتماعی نظریه‌پردازی کرده باشد. در مجموع، نتایج نه فقط فرضیه‌های اصلی پژوهش را تأیید می‌کند، بلکه فهمی دقیق‌تر از سازوکارهای مؤثر بر کنش‌های خیر عمومی در بافت شهری ایران نیز به دست می‌دهد.

بر اساس تحلیل‌های صورت‌گرفته، سرمایۀ فرهنگی به ‌عنوان یک سازۀ چندبُعدی، توانسته است تغییرات معنادار در سطح ایثارگری اجتماعی شهروندان را تبیین کند. مدل معادلات ساختاری نیز مؤید آن است که این سازه به‌تنهایی ۲۸ درصد از واریانس ایثارگری اجتماعی را توضیح می‌دهد. بر این مبنا، می‌توان گفت برخورداری از منابع فرهنگی با احتمال بروز و تداوم کنش‌های خیر عمومی ارتباط دارد. به بیان دیگر، شهروندانی که از ذخایر فرهنگی بیشتری برخوردار هستند، به ‌واسطۀ مهارت‌های ارتباطی، آشنایی با کدهای نهادی و دسترسی به شبکه‌های معنایی گسترده‌تر، آسان‌تر می‌توانند تمایلات اخلاقی خود را به کنش اجتماعی مؤثر تبدیل کنند. اهمیت این نتیجه در آن است که ایثارگری اجتماعی را نه صرفاً به‌ مثابۀ کنشی اخلاقی یا عاطفی، بلکه در پیوند با زیرساخت‌های فرهنگی و نمادینی توضیح می‌دهد که امکان‌پذیری و تداوم چنین کنش‌هایی را تقویت می‌کنند.

در کنار این روابط معنادار، یافته‌های توصیفی پژوهش نیز واجد دلالت تحلیلی مهمی است. نتایج نشان داد میانگین ایثارگری اجتماعی و نیز میانگین سرمایۀ فرهنگی و ابعاد آن همگی پایین‌تر از سطح متوسط قرار دارند. این الگو نشان می‌دهد مسألۀ اصلی در جامعۀ تحت مطالعه فقط وجود یا عدم وجود رابطه میان متغیرها نیست، بلکه با نوعی کم‌برخورداری نسبی از منابع فرهنگی و نیز سطح نه ‌چندان بالای آمادگی برای کنش‌های ایثارگرانه مواجه هستیم. به بیان دیگر، حتی اگر سرمایۀ فرهنگی با ایثارگری اجتماعی رابطۀ مثبت داشته باشد، پایین‌بودن سطح هر دو متغیر بیانگر آن است که بستر اجتماعی لازم برای بروز گسترده و پایدار کنش‌های خیر عمومی هنوز به اندازۀ کافی تقویت نشده است. بنابراین، نتایج پژوهش حاضر صرفاً یک پیوند آماری را گزارش نمی‌کند، بلکه به یک وضعیت اجتماعی نیز اشاره دارد که در آن ظرفیت‌های فرهنگی و مشارکتی شهروندان در سطحی پایین‌تر از حد مطلوب قرار گرفته است.

در میان ابعاد سه‌گانۀ سرمایۀ فرهنگی، بُعد عینیت‌یافته قوی‌ترین رابطه را با ایثارگری اجتماعی نشان داده است. این یافته را می‌توان در پیوند با ویژگی‌های بافت فرهنگی شهر یزد تفسیر کرد. شهر یزد به ‌عنوان شهری با پیشینۀ تاریخی غنی و میراث فرهنگی ملموس و ناملموس، سرشار از فضاها، نشانه‌ها، رویدادها و محصولات فرهنگی است و همین امر می‌تواند تماس روزمرۀ شهروندان با عینیت‌های فرهنگی را افزایش دهد. چنین مواجهه‌ای صرفاً به مصرف کالاهای فرهنگی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند در شکل‌گیری حس تعلق، تقویت پیوند با امر عمومی و افزایش مسئولیت‌پذیری اجتماعی نقش داشته باشد. از این دیدگاه، عینیت‌های فرهنگی نه فقط اشیا یا نمودهای بیرونی فرهنگ، بلکه حامل معناها و ارزش‌هایی هستند که می‌توانند رابطۀ فرد با جامعه و با دیگری را بازتعریف کنند و زمینه‌ای مساعدتر برای کنش‌های یاریگرانه فراهم آورند.

در مقابل، پایین‌بودن میانگین بُعد نهادی‌شدۀ سرمایۀ فرهنگی در نمونۀ تحت مطالعه دلالت مهم دیگری دارد. این یافته نشان می‌دهد بخشی از شهروندان، حتی در صورت برخورداری از انگیزه‌های اخلاقی و گرایش به مشارکت، ممکن است از نظر دسترسی به اعتبارات رسمی فرهنگی، مدارک معتبر، مهارت‌های تأییدشده یا سواد نهادی لازم برای ورود به عرصه‌های سازمان‌یافتۀ مشارکت، در موقعیتی ضعیف‌تر قرار داشته باشند. پیامد چنین وضعیتی آن است که امکان مشارکت نهادمند و پایدار میان گروه‌های مختلف به ‌صورت برابر توزیع نمی‌شود و برخی از افراد، نه به دلیل ضعف در گرایش اخلاقی، بلکه به دلیل محدودیت در منابع رسمی و نهادی، با موانع بیشتری برای ورود و ماندگاری در فعالیت‌های داوطلبانه مواجه می‌شوند. از این رو، نتایج پژوهش حاضر به ‌طور ضمنی از وجود نوعی شکاف در دسترسی به مشارکت سازمان‌یافته نیز حکایت دارد؛ شکافی که می‌تواند به بازتولید نابرابری در ظرفیت کنشگری اجتماعی بینجامد.

از این ‌رو، تقویت ایثارگری اجتماعی صرفاً با تأکید اخلاقی یا دعوت هنجاری حاصل نمی‌شود، بلکه مستلزم گسترش دسترسی شهروندان به منابع فرهنگی، تقویت نقش آموزش، تسهیل مسیرهای نهادمند مشارکت و کاهش موانع اجتماعی و موقعیتی ورود به عرصه‌های رسمی و غیررسمی کنش خیر عمومی است. از این دیدگاه، توجه به سرمایۀ فرهنگی و نحوۀ توزیع و تبدیل آن در میان گروه‌های مختلف اجتماعی نه‌ فقط برای فهم ایثارگری اجتماعی، بلکه برای طراحی مداخلات اجتماعی و فرهنگی در شهرهای تاریخی نیز اهمیت اساسی دارد.

یافته‌های مربوط به متغیرهای زمینه‌ای این تصویر را تکمیل و تفسیر بالا را دقیق‌تر می‌کند. نتایج نشان داد اگرچه میانگین ایثارگری اجتماعی در مردان به ‌طور معنادار بالاتر از زنان است، میانگین سرمایۀ فرهنگی برحسب جنسیت تفاوتی معنادار ندارد. همچنین، در حالی که افراد مجرد و غیرشاغل از سرمایۀ فرهنگی بیشتری برخوردار هستند، ایثارگری اجتماعی در این گروه‌ها تفاوتی معنادار با افراد متأهل و شاغل نشان نمی‌دهد. افزون بر این، سطح تحصیلات با هر دو متغیر ایثارگری اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی رابطه‌ای مثبت و معنادار دارد. این الگو حاکی از آن است که سرمایۀ فرهنگی، هرچند شرطی مهم برای تقویت کنش‌های خیر عمومی است، در همۀ موقعیت‌های اجتماعی با شدت و سازوکار یکسان به ایثارگری اجتماعی تبدیل نمی‌شود.

به بیان دقیق‌تر، بالاتربودن سطح ایثارگری اجتماعی مردان در غیاب تفاوت معنادار سرمایۀ فرهنگی برحسب جنسیت، هم‌سو با مطالعۀ عاقل و همکاران (1399)، می‌تواند نشان‌دهندۀ نقش عواملی فراتر از ذخایر فرهنگی، از جمله الگوهای جامعه‌پذیری، انتظارات جنسیتی و فرصت‌های متفاوت حضور در عرصۀ عمومی باشد. از سوی دیگر، بالاتربودن سطح سرمایۀ فرهنگی در میان مجردها و غیرشاغلان، بدون تفاوت متناظر در ایثارگری اجتماعی، مؤید آن است که انباشت منابع فرهنگی به‌تنهایی برای بروز کنش ایثارگرانه کافی نیست و این منابع زمانی به مشارکت بالفعل در خیر عمومی تبدیل می‌شوند که در بسترهای نهادی و موقعیتی مناسب قرار گیرند. در این میان، رابطۀ مثبت تحصیلات با هر دو سازه نیز نشان می‌دهد آموزش رسمی همچنان یکی از مهم‌ترین مجاری انباشت سرمایۀ فرهنگی و تقویت آمادگی برای مشارکت مسئولانه در امر عمومی است. بنابراین، متغیرهای زمینه‌ای در این پژوهش نه یافته‌هایی حاشیه‌ای، بلکه بخشی از منطق اصلی تبیین هستند؛ زیرا نشان می‌دهند مسأله فقط نابرابری در توزیع سرمایۀ فرهنگی نیست، بلکه نابرابری در امکان تبدیل آن به کنش اجتماعی نیز هست.

مجموع این الگوها، همراه با اینکه سرمایۀ فرهنگی ۲۸ درصد از واریانس ایثارگری اجتماعی را تبیین می‌کند، نشان می‌دهد هرچند این سازه از قدرت توضیحی معناداری برخوردار است، تنها عامل مؤثر بر کنش ایثارگرانه نیست. ایثارگری اجتماعی پدیده‌ای چندوجهی است و علاوه بر منابع فرهنگی، می‌تواند از متغیرهایی مانند سرمایۀ اجتماعی، اعتماد اجتماعی، هنجارهای گروهی، تجربه‌های زیسته، شرایط اقتصادی، احساس اثربخشی فردی و زمینه‌های سیاسی و نهادی نیز تأثیر بپذیرد. بنابراین، یافته‌های این پژوهش را باید در چارچوبی وسیع‌تر تفسیر کرد؛ چارچوبی که در آن سرمایۀ فرهنگی یکی از پیش‌شرط‌های مهم کنش خیر عمومی است، اما تبیین کامل این کنش مستلزم در نظر گرفتن تعامل چندین عامل اجتماعی، فرهنگی و ساختاری است.

در مقایسه با پیشینۀ پژوهش، نتایج این مطالعه هم‌سو با یافته‌هایی است که بر نقش تسهیلگر سرمایۀ فرهنگی در مشارکت داوطلبانه تأکید کرده‌اند (مانند مطالعات Harflett, 2015; Eimhjellen, 2023). با این حال، اهمیت یافته‌های حاضر در آن است که نشان می‌دهد این رابطه در بستر اجتماعی معینی مانند شهر یزد فقط در سطح همبستگی میان دو متغیر باقی نمی‌ماند، بلکه با الگوهای نابرابر دسترسی به منابع فرهنگی، فرصت‌های مشارکت و زمینه‌های اجتماعی تبدیل این منابع به کنش نیز پیوند می‌خورد. از این دیدگاه، نتایج پژوهش حاضر درک موجود از شکاف مشارکتی را غنی‌تر می‌کند و نشان می‌دهد در شرایطی که مشارکت نهادمند در سطحی پایین قرار دارد، نابرابری در دارایی‌های فرهنگی می‌تواند به نابرابری در توان کنشگری جمعی نیز دامن بزند.

همچنین، از دیدگاه نظری، یافته‌های این پژوهش را می‌توان در چارچوب دیدگاه بوردیو دربارۀ نقش سرمایه‌های فرهنگی در شکل‌دهی به کنش اجتماعی تفسیر کرد. مطابق این دیدگاه، سرمایۀ فرهنگی نه فقط در حوزه‌هایی مانند آموزش و بازتولید نابرابری‌های اجتماعی اهمیت دارد، بلکه می‌تواند در نحوۀ مشارکت افراد در عرصۀ عمومی و کنش‌های مرتبط با خیر عمومی نیز اثرگذار باشد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد شهروندانی که از سطوح بالاتر سرمایۀ فرهنگی برخوردار هستند، احتمال بیشتری دارد که در کنش‌های ایثارگرانۀ اجتماعی مشارکت کنند. این یافته از این فرض نظری حمایت می‌کند که منابع فرهنگی از جمله مهارت‌های ارتباطی، آشنایی با کدهای فرهنگی و دسترسی به منابع نمادین می‌توانند ظرفیت افراد برای تبدیل نگرش‌های اخلاقی به کنش اجتماعی را افزایش دهند. از این رو، می‌توان گفت یافته‌های این پژوهش، در سطح تجربی، از این گزارۀ نظری حمایت می‌کند که سرمایۀ فرهنگی یکی از منابع مهم شکل‌گیری کنش‌های داوطلبانه و خیر عمومی در جوامع شهری است.

در جمع‌بندی نهایی، می‌توان گفت سرمایۀ فرهنگی در بافت اجتماعی شهر یزد یکی از منابع مهم تقویت ایثارگری اجتماعی است، اما اثر آن در پیوند با شرایط نهادی، ساختاری و زمینه‌ای معنا پیدا می‌کند. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد هرچه شهروندان از ذخایر فرهنگی بیشتری برخوردار باشند، احتمال بیشتری دارد که گرایش‌های اخلاقی خود را به کنش اجتماعی مؤثر تبدیل کنند؛ با این حال، متغیرهای زمینه‌ای نیز آشکار کردند که این تبدیل در همۀ گروه‌های اجتماعی به طور یکسان رخ نمی‌دهد.

 

[1] Social altruism

[2] Eimhjellen

[3] Bourdieu

[4] Liu & Jia

[5] Hersberger-Langloh

[6] Ceresola

[7] Prosocial Behavior

[8] Xu & Jiang

[9] Paccoud

[10] Pinxten & Lievens

[11] دامنۀ نمرات متغیرهای ایثارگری اجتماعی و ابعاد سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته و سرمایۀ فرهنگی عینیت‌یافته 1 تا 5 بوده است، ولی دامنۀ نمرات سرمایۀ فرهنگی نهادینه‌شده 0 تا 1 بوده است.

[12] Structural Equation Modeling (SEM)

افشانی، س.، و کریمی، ی. (۱۴۰۱). تأثیر ایثارگری اجتماعی بر تقویت سرمایۀ اجتماعی در بین شهروندان یزد. دوفصلنامۀ شاهد اندیشه، 3(۱)، ۹–۳۲. http://www.shahedeandisheh.ir/article_152875.html
افشانی، س.، و پوررحیمیان، ا. (1396). الگوسازی معادلات ساختاری تأثیر سرمایۀ فرهنگی بر خشونت خانگی علیه زنان. پژوهش‌های مشاوره، 16، 29–49. http://irancounseling.ir/journal/article-1-548-fa.html
بشیری‌گیوی، ح.، نوابخش، م.، و فتحی، س. (۱۴۰۱). تبیین جامعه‌شناختی نقش نهادهای مدنی بر سرمایۀ فرهنگی و اجتماعی شهروندان شهر تهران. تغییرات اجتماعیفرهنگی، ۱۹(۱)، ۳۳–۵۴. https://www.magiran.com/p2493109
حبیب‌پور گتابی، ک. (۱۴۰۴). تحلیل مشارکت اجتماعی در بین جوانان ایرانی. رفاه اجتماعی، ۲۵، ۱۲۵–۱۶۶. http://dx.doi.org/10.32598/refahj.25.98.622.3
رحیم‌پور، س.، قربانی، ع.، و اونق، ن. (۱۴۰۴). بررسی رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی با بی‌تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی. رفاه اجتماعی، ۲۵، ۱۶۷–۱۹۴. http://dx.doi.org/10.32598/refahj.25.98.2380.3
زارع، ب.، و دانشپذیر، ه. (1395). مطالعۀ جامعه‌شناختی رابطۀ دینداری و اعتماد اجتماعی با گرایش به ایثارگری در استان کهگیلویه و بویراحمد. راهبرد اجتماعی فرهنگی، 5، 123–150. https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_123312.html
عاقل، ع.، عباسی، ع.، و حیدرآبادی، ا. (1399). بررسی تأثیر متغیرهای جمعیت‌شناختی بر سرمایۀ فرهنگی در بین شهروندان خراسان شمالی. مطالعات فرهنگی اجتماعی خراسان، 15(2)، 91-120. https://doi.org/10.22034/fakh.2021.261943.1439
 
References
Afshani, S., & Karimi, Y. (2022). The impact of social altruism on strengthening social capital among citizens of Yazd. Shahed Andisheh, 3(1), 9–32. http://www.shahedeandisheh.ir/article_152875.html [In Persian]
Afshani, S., & Pourrahimian, A. (2017). Structural equation modeling of the effect of cultural capital on domestic violence against women. Counseling Research, 16, 29–49. http://irancounseling.ir/journal/article-1-548-fa.html [In Persian]
Aghel, A., Abbasi, A., & Heydarabadi, A. (2020). An examination of the effects of demographic variables on cultural capital among citizens of North Khorasan. Khorasan CulturalSocial Studies, 15(2), 91–120. https://doi.org/10.22034/fakh.2021.261943.1439 [In Persian]
Bashiri-Givi, H., Navabakhsh, M., & Fathi, S. (2022). A sociological explanation of the role of civil institutions in shaping cultural and social capital among citizens of Tehran. Socio-Cultural Change, 19(1), 33–54. https://www.magiran.com/p2493109 [In Persian]
Bekkers, R., & Wiepking, P. (2011). A literature review of empirical studies of philanthropy. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 40(5), 924–973. https://doi.org/10.1177/0899764010380927
Bourdieu, P. (1986). The forms of capital. In J. G. Richardson (Ed.), Handbook of theory and research for the sociology of education (pp. 241–258). Greenwood.
Ceresola, R. (2018). The influence of cultural capital on how AmeriCorps members interpret their service. VOLUNTAS: International Journal of Voluntary and Nonprofit Organizations, 29, 93–103. https://doi.org/10.1007/s11266-017-9858-9
Cheng, G. H.-L., Chan, A., Østbye, T., & Malhotra, R. (2022). The association of human, social, and cultural capital with prevalent volunteering profiles in late midlife. European Journal of Ageing, 19(1), 95–105. https://doi.org/10.1007/s10433-021-00605-x
Eimhjellen, I. (2023). Capital, inequality, and volunteering. Voluntas: International Journal of Voluntary and Nonprofit Organizations, 34, 654–669. https://doi.org/10.1007/s11266-022-00501-7
Feng, S., & Tan, C. Y. (2024). Toward conceptual clarity for digital cultural and social capital in student learning: Insights from a systematic literature review. Humanities and Social Sciences Communications, 11, Article 68. https://doi.org/10.1057/s41599-023-02519-8
Foroughi, M., de Andrade, B., & Pereira Roders, A. (2023). Capturing public voices: The role of social media in heritage management. Habitat International, 142, Article 102934. https://doi.org/10.1016/j.habitatint.2023.102934
Habermas, J. (1987). The theory of communicative action (Vols. 1–2). Beacon Press.
Habibpour Gatabi, K. (2025). Analysis of social participation among Iranian youth. Refahj25, 125-165. http://dx.doi.org/10.32598/refahj.25.98.622.3 [In Persian]
Hale, J., Irish, A., Carolan, M., Clark, J. K., Inwood, S., Jablonski, B. B. R., & Johnson, T. (2023). A systematic review of cultural capital in U.S. community development research. Journal of Rural Studies, 103, 103113. https://doi.org/10.1016/j.jrurstud.2023.103113
Hao, J., Li, W., Li, J., & Liu, Y. (2023). Why are we unwilling to help sometimes? Reconsideration and integration of the attribution-affect model and the arousal: Cost-Reward Model. Current Psychology, 42(4), 2775–2787. https://doi.org/10.1007/s12144-021-01634-6
Harflett, N. (2015). Bringing them with personal interests: The role of cultural capital in explaining who volunteers. Voluntary Sector Review, 6(1), 3–19. https://doi.org/10.1332/204080515X14241616081344
Hersberger-Langloh, S. E., von Schnurbein, G., Kang, C., Almog-Bar, M., García-Colín, J. B., & Rey García, M. (2022). For the love of art? Episodic volunteering at cultural events. VOLUNTAS: International Journal of Voluntary and Nonprofit Organizations, 33(3), 428–442. https://doi.org/10.1007/s11266-021-00392-0
Kleiner, T.-M. (2025). On good deeds and the reproduction of social inequality: An empirical study on social class and volunteering in Germany. Sociology, 59(5), 943–961. https://doi.org/10.1177/00380385251343282
Lamont, M., & Lareau, A. (1988). Cultural capital: Allusions, gaps and glissandos in recent theoretical developments. Sociological Theory, 6(2), 153–168. https://doi.org/10.2307/202113
Liu, Z., & Jia, H. (2022). Cultural capital and volunteering: A multilevel study from China. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 51(6), 1377–1398. https://doi.org/10.1177/08997640211057397
Nasrolahi, A., Roux, J.-M., Ghasvarian Jahromi, L., & Khalili, M. (2019). Assessment of local people opinion after world heritage site designation, Case Study: Historic City of Yazd, Iran. Heritage, 2(2), 1739-1747. https://doi.org/10.3390/heritage2020106
Paccoud, I., Nazroo, J., & Leist, A. (2020). A Bourdieusian approach to class-related inequalities: The role of capitals and capital structure in the utilisation of healthcare services in later life. Sociology of Health & Illness, 42(3), 510–525. https://doi.org/10.1111/1467-9566.13028
Pfattheicher, S., Nielsen, Y. A., & Thielmann, I. (2022). Prosocial behavior and altruism: A review of concepts and definitions. Current Opinion in Psychology, 44, 124–129. https://doi.org/10.1016/j.copsyc.2021.08.021
Pinxten, M., & Lievens, J. (2014). The importance of economic, social and cultural capital in understanding health inequalities: Using a Bourdieusian approach in research on physical and mental health perceptions. Sociology of Health & Illness, 36(7), 1095–1110. https://doi.org/10.1111/1467-9566.12154
Rahimpour, S., Ghorbani, A., & Ongh, N. (2025). The relationship between social capital and cultural capital with social apathy among teachers in Lali City. Social Welfare, 25, 167–194. http://dx.doi.org/10.32598/refahj.25.98.2380.3 [In Persian]
Storr, R., & Spaaij, R. (2017). I guess it’s kind of elitist: The formation and mobilisation of cultural, social and physical capital in youth sport volunteering. Journal of Youth Studies, 20(4), 487–502. https://doi.org/10.1080/13676261.2016.1241867
UNESCO World Heritage Centre. (2017). Historic City of Yazd. UNESCO World Heritage Centre.
Wakefield, J. R. H., Khauser, A., & Bowe, M. (2022). How can we encourage “volunteer” engagement in coordinated COVID-19 aid-giving? Identifying socio-psychological predictors of coordinated aid-giving as a function of the recipient group. British Journal of Social Psychology, 61(3), 907–923. https://doi.org/10.1111/bjso.12523
Xu, P., & Jiang, J. (2020). Individual capital structure and health behaviors among Chinese middle-aged and older adults: A cross-sectional analysis using Bourdieu’s theory of capitals. International Journal of Environmental Research and Public Health, 17, 7369. https://doi.org/10.3390/ijerph17207369
Zare, B., & Daneshpazir, H. (2016). A sociological study of the relationship between religiosity and social trust with the tendency toward altruistic action in Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad Province. SocialCultural Strategy, 5, 123–150. https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_123312.html [In Persian]