نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد اسلامی، دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه اقتصاد اسلامی، دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Introduction
The Arbaeen pilgrimage, as one of the largest religious gatherings in the world, annually attracts millions of pilgrims on their journey toward Karbala. This event creates an ever-growing need for sustainable infrastructure in sectors such as transportation, healthcare, accommodation, and waste management. Due to the limited capacity of public budgets, financing these infrastructures has become a crucial issue in religious and social policymaking. This study seeks to answer the central question: “Which financing tools and mechanisms can be applied sustainably, transparently, and in alignment with the cultural–religious context of Arbaeen, and how should they be prioritized?”
A review of the literature suggests that traditional institutions, such as waqf (endowments) and nazr (vow offerings), possess significant potential for mobilizing public resources. However, to address today’s large-scale needs, they must be integrated with modern mechanisms such as waqf funds, crowdfunding platforms, public–private partnership (PPP) contracts, and hybrid financing models.
The lack of comprehensive studies assessing and ranking these instruments within the framework of religious rituals provided the main motivation for this research. Accordingly, the study aims to identify and prioritize effective financial tools for developing Arbaeen infrastructure, using experts’ insights and the Fuzzy Delphi Method.
Methodology
This research is applied in nature and follows a descriptive–analytical approach, conducted through a mixed (qualitative–quantitative) method. The statistical population consisted of 20 experts in Islamic economics, religious event management, and Arbaeen organizational affairs, selected through purposive and snowball sampling.
Data collection occurred in two stages:
First Round (Delphi Round I): Semi-structured interviews were conducted to extract the initial list of financing tools, resulting in 25 components.
Second Round (Fuzzy Delphi Round II): A questionnaire based on a five-point Likert scale was distributed among experts. The verbal data were converted into triangular fuzzy numbers.
Data were analyzed through fuzzification, fuzzy aggregation, and defuzzification methods. The acceptance threshold was set at a defuzzified mean ≥ 0.7. Tools exceeding this threshold were accepted as final options. The results were ranked based on the defuzzified means to determine priorities across public, private, and community-based financing sectors.
Findings
All 25 identified components surpassed the acceptance threshold, indicating expert consensus on their importance. However, five instruments achieved the highest scores:
Defuzzified Mean
Financing Instruments for Arbaeen Infrastructure
Priority
0.90
Utilization of waqf (endowment) for mobilizing public resources
1
0.89
Establishment of waqf funds to attract public participation
2
0.89
Formation of cooperatives for collaboration among community organizations
3
0.89
Use of charitable funds to mobilize public resources
4
0.89
Implementation of BOT contracts with companies for infrastructure financing
5
These findings indicate the superiority of religious and community-based instruments over purely market-oriented mechanisms. Nevertheless, PPP models, particularly BOT contracts, are recommended as complementary approaches.
Discussion and Conclusion
The study concludes that sustainable financing for Arbaeen infrastructure requires hybrid models that simultaneously ensure financial sustainability, religious legitimacy, and social acceptance. Among these, waqf and waqf funds stand out as the most effective instruments due to their juridical legitimacy, stable income generation, and cultural acceptance. Cooperatives and charitable funds play supportive roles by enhancing social solidarity and resource mobilization. At the institutional level, BOT contracts emerged as the best model for attracting private sector participation without permanently transferring ownership of religious assets.
It is recommended that the government and Arbaeen headquarters integrate transparent digital crowdfunding platforms, hybrid waqf and charitable funds, and facilitated BOT contracts into a unified financing framework. This model can reduce government financial pressure while enhancing transparency, accountability, and public trust.
Research limitations include the limited sample size of experts and the lack of quantitative data on actual public participation. Future studies could employ behavioral economics models, capacity assessments of digital platforms, and empirical evaluations of hybrid financing models to further develop this line of inquiry.
کلیدواژهها [English]
در طول قرون متمادی، روشهای تأمین مالی به صورت مردمی و خرد بهخوبی عمل کردهاند و نقشی مهم در حمایت از فعالیتها و پروژههای مختلف داشتهاند. این شیوهها، مبتنی بر مشارکت فردی و جمعی مردم، نه فقط حس مسئولیتپذیری و همبستگی اجتماعی را تقویت کردهاند، بلکه توانستهاند به شکلی پایدار منابع مالی لازم را فراهم آورند. اما با گذشت زمان و پیچیدهترشدن نیازها، به ویژه در عرصۀ زیرساختهای کلان و پروژههای بزرگمقیاس، این روشهای سنتی دیگر پاسخگوی حجم و گسترۀ فعالیتها نیستند.
امروزه، با توجه به توسعۀ روزافزون مراسم و آیینهای دینی بزرگ مانند پیادهروی اربعین که میلیونها نفر را در بر میگیرد، تأمین منابع مالی برای ایجاد و نگهداری زیرساختهای وسیع و پیچیده به چالشی جدی بدل شده است. در چنین شرایطی، ضروری است تا از ابزارها و روشهای نوین تأمین مالی بهرهمند شویم که ضمن برطرفکردن محدودیتها و آفتهای روشهای متعارف، بتوانند ساختار و بافتار مردمی و خودجوش این جریان عظیم دینی را حفظ کنند.
ابزارهای جدید مالی، مانند مدلهای نوین تأمین مالی جمعی، همکاریهای چندجانبه و فناوریهای نوظهور در حوزۀ مالی، امکان جذب سرمایههای خرد و کلان را به شکلی هوشمندانه فراهم میآورند، بدون آنکه منجر به تضعیف نقش فعال و مشارکت مردمی در جریان آیینهای دینی شوند. به عبارت دیگر، باید راهکارهایی اتخاذ شوند که هم قدرت مالی لازم برای ایجاد زیرساختهای کلان را فراهم و هم روحیۀ مردمی و حس تعلق خاطر شرکتکنندگان و حامیان این مراسم را حفظ کنند. این تعادل مهم کلید موفقیت در تداوم و توسعۀ آیینهایی همچون اربعین خواهد بود.
روشهای تأمین مالی برای رویداد اربعین باید به گونهای طراحی شوند که بتوانند پاسخگوی نیازهای زائران و برگزارکنندگان باشند. شناسایی و رتبهبندی ابزارها و بسترهای تأمین مالی میتواند به بهبود روند برگزاری این مراسم کمک کند. در این راستا، استفاده از روش دلفی فازی به عنوان یک ابزار مهم میتواند نظرات و تجربیات کارشناسان را در این زمینه جمعآوری و تحلیل کند.
از آنجا که این رویداد به شکل سالانه برگزار میشود، نیاز به یک برنامهریزی دقیق و بلندمدت در زمینۀ تأمین مالی و مدیریت منابع وجود دارد. با توجه به افزایش جمعیت زائران، ایجاد زیرساختهای مناسب و تأمین خدمات بهداشتی، ایمنی و رفاهی از اهمیتی ویژه برخوردار است. ایجاد این زیرساختها نیازمند سرمایهگذاریهای کلان و هماهنگیهای دقیق بین نهادهای مختلف است. با توجه به محدودیت منابع عمومی، تأمین مالی این زیرساختها از طریق روشهای نوین و متنوع مالی، به ویژه با مشارکت مردم و بخش خصوصی، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
در این میان، استفاده از ابزارهای مالی نوآورانه همچون اوراق مالی اسلامی، مشارکت عمومی-خصوصی (PPP)[1]، صندوقهای وقف و نذر ساختارمند میتواند زمینهساز توسعۀ پایدار و کارآمد زیرساختهای اربعین شود. هدف این پژوهش شناسایی و رتبهبندی ابزارهای تأمین مالی مناسب برای این مهم با استفاده از نظرات خبرگان و روش دلفی فازی است. مسئلۀ اصلی آن است که با توجه به ویژگیهای فرهنگی و دینی زیارت اربعین، کدام ابزارها بیشترین کارایی و مقبولیت را در میان ذینفعان دارند.
به طور خلاصه، میتوان گفت مراسم اربعین به دلیل گستردگی جغرافیایی و حجم عظیم مشارکت مردمی، نیازمند زیرساختهایی فراتر از ظرفیت تأمین مالی خرد و مبتنی بر کمکهای مقطعی است. در عمل، مدلهای فعلی تأمین مالی عمدتاً مبتنی بر اقدامات خودجوش مردمی، نذورات و مشارکتهای نامنظم نهادهای خیریه هستند که:
بنابراین، پرسش پژوهش این است: «با مدنظر قرار دادن ویژگیهای فرهنگی، دینی و سازمانی اربعین، کدام ابزارها و بسترهای تأمین مالی میتوانند به صورت پایدار، شفاف و سازگار با بافت مردمی این رویداد استفاده شوند و اولویت آنها چگونه است؟» پاسخ به این پرسش برای طراحی سیاستهای مالی و نهادی مؤثر، تخصیص بهینۀ منابع و کاهش ریسکهای عملیاتی حیاتی است.
2- ادبیات پژوهش
مطالعات مربوط به وقف و نقش آن در تأمین مالی عمومی و زیرساختها
وقف به عنوان نهاد سنتی خیرخواهانه در جوامع اسلامی نقش اساسی در تأمین خدمات عمومی داشته است؛ مطالعات تجربی و نظری اخیر بر توان وقف در تجهیز منابع پایدار برای پروژههای اجتماعی و زیرساختی تأکید دارند. برخی از پژوهشها نشان میدهند وقف میتواند با تبدیل داراییهای غیرمولد به منابع مولد، جریان درآمدی پایدار برای خدمات عامالمنفعه ایجاد کند و از این نظر، به عنوان مکملی برای بودجۀ دولتی عمل کند. نمونههایی از مدلهای جدید «صندوقهای وقفیِ سرمایهگذاریشده» در کشورهای مختلف پیشنهاد و تحلیل شدهاند که ظرفیت وقف را برای پروژههای بزرگمقیاس افزایش میدهند. این ادبیات همچنین موانع نهادیِ مرسوم وقف (مانند نبود شفافیت، ضعف حکمرانی و مشکل نقدشوندگی) را شناسایی و راهحلهایی مانند نهادینهسازی مدیریتی و تلفیق با سازوکارهای بازار سرمایه را پیشنهاد کرده است (Sharifah et al., 2022).
مطالعاتی مانند سوکمانا[2] (2020) نشان میدهند مدلهای نوین وقف[3] میتوانند اثرات مثبت اقتصادی-اجتماعی داشته و برای تأمین امور بهداشتی، آموزشی و زیرساختی کاربردی باشند؛ اما موفقیت آنها به چارچوب قانونی، شفافیت و مدیریت حرفهای وابسته است (Elmahgop et al., 2025; Sukmana et al., 2020).
به طور کلی، در زمینۀ وقف، پیشینهای عظیم از مقالهها و پژوهشها موجود است. جعفرزاده و همکاران (1398) در مقالۀ «مدل مناسب اوراق وقفی تأمین مالی فضاهای عمومی پیرامون حرم رضوی (ع)»، خاکسار آستانه و رهنما (1400) در مقالۀ «بررسی نقش وقف در خدماترسانی به زائران و گردشگران شهر مشهد» و امیربیک و همکاران (1400) در مقالۀ «بررسی و تدوین مدل توسعۀ تأمین مالی جمعی در سازمانهای دینی (نمونۀ موردی حرم مطهر رضوی)»، به بحثهایی در این زمینه اشاره کردهاند.
پژوهشها دربارۀ نذر، نیکوکاری و مشارکت مردمی در مناسک مذهبی
در سطح ملی (ایران) و بینالمللی، ادبیات جالب توجهی نقش کمکهای خیرخواهانه (نذر، صدقات، وجوه خیریه) در پشتیبانی از مراسم مذهبی و خدمات اجتماعی را بررسی کرده است. مطالعات موردی نشان دادهاند مشارکت مردمی در قالب ساختارمند (صندوقهای نیکوکاری، تعاونیها) کارآمدتر و قابل برنامهریزیتر از کمکهای پراکنده و مقطعی است. پژوهشهای فارسی و بینالمللی توصیه میکنند برای افزایش کارایی، نذر و کمکهای مردمی باید با سازوکارهای شفاف گزارشدهی و حسابرسی ترکیب شوند تا اعتماد اهداکنندگان حفظ و مشارکت تکرارشونده تضمین شود (Mustapha, 2024).
جاودان و همکاران (1399) در مقالۀ «آثار متقابل نذورات در هیئتهای مذهبی و متغیرهای کلان اقتصادی در ایران» اظهار داشتهاند: «در بیشتر کشورهای توسعهیافته، بخش سوم نقش بسیار مهمی ایفا میکند؛ زیرا دولتها معمولاً مستقیماً وارد این نوع فعالیتها نمیشوند و بخش خصوصی هم انگیزۀ کافی برای مشارکت در آنها ندارد. به همین دلیل، با ایجاد بسترهای بلندمدت و اصلاح ساختارهای اقتصادی، بخش قابل توجهی از فعالیتهای اقتصادی و ارائۀ خدمات اجتماعی در این کشورها بر عهدۀ بخش سوم قرار گرفته است؛ بخشی که شامل وقف، نذر، امور خیریه و به طور کلی، سازمانهای غیرانتفاعی میشود.»
کرادفاندینگ خیریه
در دهۀ گذشته، کرادفاندینگ خیریه[4] رشدی چشمگیر داشته است؛ پژوهشهای تجربی نشان میدهند عواملی مانند اعتماد، شفافیت اطلاعرسانی، محتوای پروژه و سیگنالهای اعتباردهی نقش محوری در موفقیت کمپینهای خیرخواهانه دارند. مطالعاتی مانند ژای[5] (2024) و پژوهشهای متعدد دربارۀ رفتار دهندگان خیریه در پلتفرمهای دیجیتال نشان میدهند استفاده از زبان متقاعدکننده، گزارشدهی دورهای و حضور حلقههای شبکهای اولیه (شبکههای خانوادگی و دوستان) احتمال موفقیت را افزایش میدهد. به علاوه، مطالعات متا-تحلیلی جدید نشان میدهند کرادفاندینگ برای پروژههای با تأثیر اجتماعی مشخص (برای مثال، خدمات اضطراری، پروژههای محلی) کارآمدتر از پروژههای مبهم است. از این رو، کرادفاندینگ میتواند به عنوان مکمل منابع وقف و نذر برای تأمین هزینههای کوتاهمدت اربعین مفید واقع شود، مشروط بر آنکه سازوکارهای شفافیت و کنترل کیفیت برقرار شوند (Zhai & Shen, 2024; Xu et al., 2025).
مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) و قراردادهای BOT/BOOT/BOO
ادبیات بینالمللی PPP به طور مفصل مزایا و چالشهای استفاده از مدلهایی مانند BOT را بررسی کرده است. تجربیات کشورهایی مانند ترکیه، چین و برخی از ایالات آمریکا نشان دادهاند PPP میتواند ظرفیت سرمایهگذاری بخش خصوصی را برای پروژههای بزرگ فراهم و تسریع در اجرا را ممکن کند، اما برای پروژههای با منافع عمومی-اجتماعی (مانند زیرساختهای مذهبی یا خدمات اجتماعی) نیاز به تضمینهای پرداخت دولتی، پرداخت مبتنی بر دسترسی و مقررات نظارتی قوی وجود دارد. دوگان[6] و همکاران (2024) با بررسی مطالعات موردی در ترکیه نشان میدهند اجرای PPP در حوزۀ سلامت با موفقیتهایی همراه بوده اما با ریسکهای اقتصادی (نوسانات ارزی و هزینۀ سرمایه) مواجه است؛ همین مطالعات بر لزوم طراحی قراردادهای روشن از نظر ریسک-تقسیم تأکید دارند. از دیدگاه نظری نیز، BOT به عنوان الگوی حدواسطی در نظر گرفته میشود که انتقال مالکیتِ نهایی به بخش عمومی را تضمین میکند و بنابراین، در پروژههایی که حساسیت عمومی و فرهنگی زیاد است، بر BOOT/BOO ترجیح داده میشود.
تأمین مالی ترکیبی - کاربردها و راهنماهای بینالمللی
گزارشها و دستورالعملهای سازمانهای بینالمللی (OECD، World Bank و غیره) بر این نکته تأکید دارند که برای جذابسازی پروژههای با بازده اجتماعی کم اما با ارزش توسعهای زیاد، میتوان از ترکیب منابع عمومی/خیرخواهانه (برای کاهش ریسک یا ارائۀ یارانۀ مالی) و سرمایۀ بخش خصوصی استفاده کرد. سند اصول DAC/OECD و راهنماهای آتی تأمین مالی ترکیبی[7] چارچوبهایی برای طراحی توافقهایی ارائه میدهند تا وجوه عمومی یا خیریه در نقش «کاهشدهندۀ ریسک» عمل و سرمایۀ تجاری را به سمت پروژهها هدایت کنند. این روش برای پروژههای زیرساختی اربعین کاربردی است که نیازمند سرمایهگذاری بزرگ و همزمان پذیرش اجتماعی هستند.
مطالعات تلفیقی و خاص مناسک دینی
پژوهشهای اختصاصی دربارۀ روشهای تأمین مالی اربعین به صورت مستقل محدود هستند؛ بیشتر مطالعات مرتبط بر مدیریت موکبها، نقش نهادهای مردمی و ظرفیت وقف در امور زیارت متمرکز بودهاند. برخی از پژوهشهای داخلی به ظرفیتسازی صندوقهای وقفی و نقش هیئتها در تجمیع مالی اشاره کردهاند، اما کمبود تحلیلهای کمی-عملیاتی و مطالعۀ موردی از اجرای مدلهای ترکیبی (وقف+کرادفاندینگ+PPP) بهوضوح احساس میشود. این خلأ نقطهضعف مهمی است که پژوهش حاضر تلاش دارد با جمعآوری اجماع خبرگان و رتبهبندی ابزارها، تا حدی آن را پر کند.
خلاصۀ اجمالی از نتایج پیشینه و جای خالی پژوهش
خلاصۀ آنچه ادبیات نشان میدهد چنین است: (۱) وقف و نهادهای مردمی منبع مشروع و پایدارِ بالقوهای برای تأمین امور مذهبی هستند اما برای عملکرد اثربخش نیاز به نهادینهسازی و شفافیت دارند؛ (۲) کرادفاندینگ میتواند مکمل منابع مردمی باشد اما موفقیتش به اعتماد و شفافیت وابسته است؛ (۳) PPPها سرمایۀ بزرگی جذب میکنند اما برای پروژههای حساس فرهنگی باید طراحی قراردادی محافظهکارانه (برای مثال، BOT) پیشبینی شود؛ و (۴) تأمین مالی ترکیبی میتواند راهحل ترکیبی برای همپوشانی مزایا و کاهش معایب هر رکنی باشد. با توجه به این یافتهها، پژوهشهایی که ابزارها را مخصوص رویدادهای مذهبی با حساسیت فرهنگی (مانند اربعین) ارزیابی و اولویتبندی کنند، نسبتاً کم هستند و پژوهش حاضر در پی پرکردن همین خلأ است.
مفهوم تأمین مالی رویدادهای مذهبی
تأمین مالی رویدادهای مذهبی از نظر اقتصادی و اجتماعی فرایند تجهیز و تخصیص منابع مالی برای برگزاری یا پشتیبانی از مراسمهایی است که ماهیت دینی و اجتماعی دارند. ویژگیهای این نوع رویدادها عبارتاند از:
به همین دلیل، تأمین مالی این رویدادها باید با حساسیتهای فرهنگی-دینی سازگار باشد و در عین حال، بتواند نیازهای پیچیده زیرساختی را برآورده کند.
اقتصاد اسلامی و مبانی مالی دینی
در چارچوب اقتصاد اسلامی، ابزارهای مالی مبتنی بر اصولی همچون عدالت، منع ربا، مشارکت در ریسک و خدمت به منافع عمومی طراحی میشوند. نهادهایی مانند وقف و نذر نه فقط سازوکاری برای تأمین مالی هستند، بلکه ریشه در آموزههای دینی دارند و موجب مشروعیت اجتماعی و مقبولیت مردمی میشوند. در واقع، وقف به عنوان یک نهاد پایدار میتواند از طریق تبدیل داراییهای غیرمولد به داراییهای مولد، منابع مالی جالب توجهی ایجاد کند.
وقف به عنوان ابزار پایدار تأمین مالی
وقف یکی از مهمترین ابزارهای مالی اسلامی است که قرنها نقش کلیدی در تأمین مالی خدمات عمومی (آموزش، بهداشت، عمران شهری و مذهبی) داشته است. ویژگیهای کلیدی وقف عبارتاند از:
در حوزۀ اربعین، وقف میتواند هم در تأمین منابع اولیۀ زیرساختها و هم در نگهداری و مدیریت آنها نقش محوری ایفا کند.
نذر و مشارکت مردمی
نذر و صدقات نیز از دیگر نهادهای مالی مردمی هستند که بیشتر در قالب کمکهای نقدی یا غیرنقدی مقطعی ظاهر میشوند. اگرچه نذرها معمولاً برای اهداف خاص (مانند توزیع غذا) تعریف میشوند، با طراحی سازوکارهای جمعی و سازمانیافته میتوان آنها را به سمت نیازهای زیرساختی هدایت کرد (امیربیک و همکاران، 1400). برای مثال، پلتفرمهای دیجیتال نذر میتوانند مسیر تخصیص منابع را شفاف و مؤثرتر کنند.
کرادفاندینگ (تأمین مالی جمعی)
کرادفاندینگ در سالهای اخیر به عنوان یک ابزار نوین تأمین مالی اجتماعی شناخته شده است. در این مدل، افراد زیادی با پرداخت مبالغ خرد در یک پلتفرم آنلاین مشارکت میکنند. در زمینههای مذهبی، کرادفاندینگ میتواند مکمل وقف و نذر باشد و به دلیل شفافیت، سرعت در جمعآوری منابع و دسترسی گسترده، ظرفیت زیادی دارد. مطالعات نشان میدهند موفقیت کرادفاندینگ وابسته به اعتماد، شفافیت و گزارشدهی مستمر است (امیربیک و همکاران، 1400).
بنابراین، کرادفاندینگ میتواند برای تأمین هزینههای کوتاهمدت (مانند تجهیز موکبها، حملونقل اضطراری یا تأمین خدمات بهداشتی) به کار رود و با وقف یا منابع پایدار ترکیب شود.
مشارکت عمومی–خصوصی (PPP)
مشارکت عمومی-خصوصی، به ویژه قراردادهای «ساخت-بهرهبرداری-انتقال» (BOT)[8]، «ساخت-تملک-بهرهبرداری-انتقال» (BOOT)[9] و «ساخت-تملک-بهرهبرداری» (BOO)[10]، سازوکاری است که طی آن دولت یا نهاد عمومی با شرکتهای خصوصی همکاری میکند تا پروژههای زیرساختی را اجرا کند. این مدل در کشورهای مختلف برای توسعۀ جادهها، فرودگاهها، نیروگاهها و حتی مراکز درمانی به کار رفته است.
در زمینۀ اربعین، «قرارداد BOT به علت بازگشت مالکیت به دولت در پایان دورۀ بهرهبرداری، نسبت به BOO و BOOT مناسبتر تلقی میشود» (صمدی میارکلائی و همکاران، 1394).
مدلهای ترکیبی
مدلهای تأمین مالی ترکیبی ترکیب منابع خیریه/عمومی با سرمایهگذاری بخش خصوصی است. در این مدل، وقف یا صندوقهای نیکوکاری میتوانند به عنوان «لایۀ تضمین یا کاهش ریسک» عمل کنند تا مشارکت بخش خصوصی جذابتر شود. این رویکرد میتواند برای پروژههای پرهزینه مانند احداث بیمارستانهای صحرایی، حملونقل یا پروژههای زیستمحیطی اربعین مفید باشد.
3-2 چارچوب مفهومی پژوهش
بر اساس مبانی بالا، چارچوب مفهومی پژوهش به صورت زیر ترسیم میشود:
این چارچوب نشان میدهد هیچ یک از ابزارها بهتنهایی کافی نیستند و باید در قالب ترکیبی و با در نظر گرفتن حساسیتهای فرهنگی، دینی و مالی طراحی شوند.
3- روش پژوهش
1-3 طراحی کلی
پژوهش ترکیبی (کیفی-کمّی) و توصیفی-تحلیلی است که از تکنیک دلفی فازی برای شناسایی، غربالگری و رتبهبندی ابزارها استفاده میکند. روند کلی پژوهش شامل چهار مرحله بود: بازشناسی اولیۀ ابزارها (ادبیات و مصاحبههای باز)، گردآوری نظرات خبرگان (دور اول دلفی)، سنجش اهمیت و تجمیع با روش دلفی فازی (دور دوم) و تحلیل نتایج و ارائۀ سیاستها.
2-3 جامعه و نمونه
اندازۀ نمونه: 20 نفر از خبرگان ذیربط (پژوهشگران اقتصاد دینی و اقتصاد عمومی، مدیران ستادی اربعین، نمایندگان موکبها و هیئتهای بزرگ، مدیران صندوقهای وقفی/نیکوکاری، نمایندگان شرکتهای پیمانکار و واحدهای PPP، کارشناسان مالی اسلامی).
معیار انتخاب خبرگان:
3-3 ابزار گردآوری دادهها
فاز اول (دور ۱): مصاحبههای نیمهساختاریافتۀ فردی با همۀ خبرگان برای استخراج اولیۀ فهرست ابزارها و بسترها (پرسش باز: «چه ابزارها و بسترهایی برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین مناسب یا نامناسب هستند؟ چرا؟») و بررسی مستندات موجود. خروجی: شناسایی ۲۵ مؤلفۀ نهایی (فهرستشده در جدول ۲).
فاز دوم (دور ۲): پرسشنامۀ ساختاریافته شامل:
پرسشنامه به صورت حضوری/الکترونیکی برای همۀ خبرگان ارسال شد و پاسخها جمعآوری شدند. ماتریس امتیازدهی خبرگان در جدول ۳ قرار دارد.
4-3 روش تحلیل فازی (دلفی فازی)
جدول 1. طیف فازی مثلثی
Table 1. Triangular phase spectrum
|
خیلی مهم |
مهم |
اهمیت متوسط |
کماهمیت |
بیاهمیت |
|
(1، 1، 75/0) |
(1، 75/0، 5/0) |
(75/0، 5/0، 25/0) |
(5/0، 25/0، 0) |
(25/0، 0، 0) |
معیار پذیرش و اجماع: در این پژوهش، آستانۀ پذیرش یک مؤلفه برابر ۰٫۷ در مقدار فازیزداییشده تعیین شد. به عبارت دیگر، مؤلفههایی که مقدار فازیزداییشدۀ ≥ 7/0 داشتند به عنوان «قابلقبول/پذیرفتهشده» تلقی شدند.
4- دادهها و نتایج
در این پژوهش، از دو مرحلۀ دلفی فازی استفاده شد. در مرحلۀ اول، با استفاده از روش دلفی فازی و مصاحبه با 20 نفر از خبرگان، ابزارها و بسترهای تأمین مالی اربعین احصا شدند. این مؤلفهها در جدول 2 بیان شدهاند. در مرحلۀ دوم، این مؤلفهها که مشتمل بر 25 مورد هستند، از شمارۀ 1 تا شمارۀ 5 امتیازدهی شدند. شمارۀ 1 به معنای غیرمهم و شمارۀ 5 به معنای بسیار مهم است. نتایج این مصاحبه در جدول 3 بیان شدهاند (ستونهای 20گانه به تفکیک مصاحبهشوندگان و سطرهای 25گانه به تفکیک پرسشها هستند). بیشتر این مؤلفهها امتیاز 4 یا 5 گرفتند که به معنای مهم یا بسیارمهم است. پس از انجام محاسبات روش دلفی فازی و استحصال میانگینهای فازیزداییشده، نتایج حاصل در جدول 4 بیان شدهاند.
جدول 2. ابزارها و بسترهای تأمین مالی اربعین (منبع: یافتههای پژوهش)
Table 2. Arbaeen financing tools and platforms (Source: Research findings)
|
بخشهای سهگانه |
مختصات همکاری |
بسترها و ابزارها |
شمارۀ مؤلفه |
|
دولت |
بسترها و ابزارهای همکاری با مردم |
ایجاد صندوقهای وقفی برای جذب مشارکت مردم |
1 |
|
ایجاد صندوقهای نیکوکاری برای جذب مشارکت مردم |
2 |
||
|
انتشار اوراق مشارکت برای جذب مشارکت مردم |
3 |
||
|
ابزار دولت برای تأمین مالی اربعین |
استفاده از بودجۀ دولتی برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
4 |
|
|
بسترها و ابزارهای همکاری با شرکتها |
استفاده از ظرفیت تجمیع بودجههای مسئولیت اجتماعی شرکتها |
5 |
|
|
انعقاد قرارداد BOT با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها |
6 |
||
|
انعقاد قرارداد BOO با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها |
7 |
||
|
انعقاد قرارداد BOOT با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها |
8 |
||
|
شرکتها |
بسترها و ابزارهای همکاری با بخش سوم |
انتشار اوراق بدون بازده (اوراق قرضالحسنه) برای همکاری با مردم |
9 |
|
انتشار اوراق دارای بازده (مرابحه، استصناع و...) برای همکاری با مردم |
10 |
||
|
ابزار مشارکت بخش خصوصی |
استفاده از بودجۀ مسئولیت اجتماعی برای تأمین مالی زیرساختها |
11 |
|
|
بسترها و ابزارهای همکاری با دولت |
انعقاد قرارداد BOT با دولت برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
12 |
|
|
انعقاد قرارداد BOO با دولت برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
13 |
||
|
انعقاد قرارداد BOOT با دولت برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
14 |
||
|
هیئتها، موکبها و نهادهای مردمی |
ابزارهای مشارکت بخش سوم |
تشکیل تعاونی برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر |
15 |
|
تشکیل اتحادیه برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر |
16 |
||
|
استفاده از ظرفیت کرادفاندینگ در تجهیز منابع مردمی |
17 |
||
|
استفاده از صندوقهای نیکوکاری در تجهیز منابع مردمی |
18 |
||
|
استفاده از وقف در تجهیز منابع مردمی |
19 |
||
|
استفاده از وقف پول در تجهیز منابع مردمی |
20 |
||
|
بسترها و ابزارهای همکاری با شرکتها |
خرید اوراق بدون بازده (قرضالحسنه) برای همکاری با شرکتها |
21 |
|
|
خرید اوراق با بازده (مرابحه، استصناع و...) برای همکاری با شرکتها |
22 |
||
|
بسترها و ابزارهای همکاری با دولت |
مشارکت در صندوقهای وقفی برای همکاری با دولت |
23 |
|
|
مشارکت در صندوقهای نیکوکاری برای همکاری با دولت |
24 |
||
|
خرید اوراق مشارکت برای همکاری با دولت |
25 |
ابزارها و بسترهای مطرحشده در این مقاله را در قالب شکل 1 نیز میتوان بیان کرد تا ارتباط ابزارهای بخش دولتی، بخش خصوصی و بخش سوم اقتصاد واضحتر باشد:
شکل 1. نسبت ابزارها و بسترهای تأمین مالی اربعین با بخشهای سهگانه
Figure 1. Ratio of Arbaeen financing tools and platforms to the three sectors
نتایج مصاحبه با خبرگان به صورت زیر است:
جدول 3. امتیازدهی خبرگان به مؤلفههای الگوی جامع (منبع:یافتههای پژوهش)
Table 3. Experts' scoring of the components of the comprehensive model (Source: Research findings)
|
A1 |
A2 |
A3 |
A4 |
A5 |
A6 |
A7 |
A8 |
A9 |
A10 |
A11 |
A12 |
A13 |
A14 |
A15 |
A16 |
A17 |
A18 |
A19 |
A20 |
|
|
D1 |
5 |
4 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
|
D2 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D3 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
|
D4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D5 |
4 |
3 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D6 |
5 |
4 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
|
D7 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D8 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D9 |
4 |
2 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D10 |
4 |
3 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D11 |
5 |
4 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
|
D12 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D13 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
2 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
2 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D14 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
2 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
2 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D15 |
5 |
5 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
4 |
5 |
5 |
|
D16 |
4 |
4 |
5 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D17 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
5 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
5 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D18 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
|
D19 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
|
D20 |
5 |
4 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
4 |
5 |
5 |
5 |
5 |
|
D21 |
4 |
3 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
3 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D22 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
1 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
1 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D23 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
2 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
2 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D24 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
1 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
1 |
4 |
4 |
4 |
4 |
|
D25 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
1 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
4 |
1 |
4 |
4 |
4 |
4 |
جدول 4. میانگین فازیزداییشده از مؤلفههای الگوی جامع (منبع: یافتههای پژوهش)
Table 4. Defuzzified mean of the components of the comprehensive model (Source: Research findings)
|
میانگین فازیزداییشده |
شمارۀ مؤلفه |
|
89/0 |
1 |
|
73/0 |
2 |
|
71/0 |
3 |
|
71/0 |
4 |
|
71/0 |
5 |
|
89/0 |
6 |
|
71/0 |
7 |
|
73/0 |
8 |
|
71/0 |
9 |
|
72/0 |
10 |
|
88/0 |
11 |
|
73/0 |
12 |
|
71/0 |
13 |
|
71/0 |
14 |
|
89/0 |
15 |
|
76/0 |
16 |
|
76/0 |
17 |
|
89/0 |
18 |
|
90/0 |
19 |
|
88/0 |
20 |
|
71/0 |
21 |
|
70/0 |
22 |
|
71/0 |
23 |
|
70/0 |
24 |
|
70/0 |
25 |
«اگر مقدار دیفازیشدۀ عدد فازی مثلثی با توجه به نظر خبرگان برابر با 7/0 یا بالاتر از آن باشد، به عنوان معیار قابلقبول پذیرش شده و در غیر این صورت مورد قبول واقع نمیشود» (صمدی و همکاران، 1394). با توجه به اینکه بیشتر مؤلفههای بالا دارای درجۀ اهمیت 4 یا 5 و همگی دارای میانگین فازیزداییشدۀ بیش از 7/0 هستند، ابزارهای الگوی جامع تأمین مالی اربعین مورد اجماع صاحبنظران و خبرگان هستند. جدول بالا را اگر به ترتیب میانگین فازیزداییشده مرتب کنیم، نمودار زیر مطابق شکل 2 حاصل میشود:
شکل 2. میانگین فازیزداییشدۀ ابزارهای الگوی تأمین مالی اربعین (منبع:یافتههای پژوهش)
Figure 2. Defuzzified average of Arbaeen financing model instruments (Source: Research findings)
و از این رو، مهمترین ابزارهای تأمین مالی زیرساختهای اربعین به ترتیب اهمیت و اولویت در قالب جدول 5 قابل احصا و رتبهبندی هستند. طبق این جدول، استفاده از وقف در تجهیز منابع مردمی به عنوان مهمترین مؤلفه و ابزار شناخته شده است و پس از آن، «ایجاد صندوقهای وقفی برای جذب مشارکت مردم»، «تشکیل تعاونی برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر»، «استفاده از صندوقهای نیکوکاری در تجهیز منابع مردمی» و «انعقاد قرارداد BOT با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها» در رتبههای دوم تا پنجم اهمیت قرار دارند:
جدول 5. ابزارهای الگوی تأمین مالی اربعین به ترتیب اهمیت (منبع: یافتههای پژوهش)
Table 5. Arbaeen financing model tools in order of importance (Source: Research findings)
|
میانگین فازیزدایی |
شمارۀ مؤلفه |
بسترها و ابزارها |
|
9/0 |
19 |
استفاده از وقف در تجهیز منابع مردمی |
|
89/0 |
1 |
ایجاد صندوقهای وقفی برای جذب مشارکت مردم |
|
89/0 |
15 |
تشکیل تعاونی برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر |
|
89/0 |
18 |
استفاده از صندوقهای نیکوکاری در تجهیز منابع مردمی |
|
89/0 |
6 |
انعقاد قرارداد BOT با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها |
|
88/0 |
11 |
استفاده از بودجۀ مسئولیت اجتماعی برای تأمین مالی زیرساختها |
|
88/0 |
20 |
استفاده از وقف پول در تجهیز منابع مردمی |
|
76/0 |
16 |
تشکیل اتحادیه برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر |
|
76/0 |
17 |
استفاده از ظرفیت کرادفاندینگ در تجهیز منابع مردمی |
|
73/0 |
2 |
ایجاد صندوقهای نیکوکاری برای جذب مشارکت مردم |
|
73/0 |
8 |
انعقاد قرارداد BOOT با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها |
|
73/0 |
12 |
انعقاد قرارداد BOT با دولت برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
|
72/0 |
10 |
انتشار اوراق دارای بازده (مرابحه، استصناع و...) برای همکاری با مردم |
|
71/0 |
3 |
انتشار اوراق مشارکت برای جذب مشارکت مردم |
|
71/0 |
4 |
استفاده از بودجۀ دولتی برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
|
71/0 |
5 |
استفاده از ظرفیت تجمیع بودجههای مسئولیت اجتماعی شرکتها |
|
71/0 |
7 |
انعقاد قرارداد BOO با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها |
|
71/0 |
9 |
انتشار اوراق بدون بازده (اوراق قرضالحسنه) برای همکاری با مردم |
|
71/0 |
13 |
انعقاد قرارداد BOO با دولت برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
|
71/0 |
14 |
انعقاد قرارداد BOOT با دولت برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
|
71/0 |
21 |
خرید اوراق بدون بازده (قرضالحسنه) برای همکاری با شرکتها |
|
71/0 |
23 |
مشارکت در صندوقهای وقفی توسط مردم برای همکاری با دولت |
|
7/0 |
22 |
خرید اوراق با بازده (مرابحه، استصناع و...) برای همکاری با شرکتها |
|
7/0 |
24 |
مشارکت در صندوقهای نیکوکاری توسط مردم برای همکاری با دولت |
|
7/0 |
25 |
خرید اوراق مشارکت توسط مردم برای همکاری با دولت |
1-4 توضیح ابزارها و بسترها
استفاده از وقف در تجهیز منابع مردمی
این مؤلفه با میانگین فازیزداییشدۀ 90/0 بیشترین اهمیت را در رتبهبندی ابزارهای تأمین مالی اربعین داراست. علت این امر همان اهمیت مقولۀ وقف در آموزههای دینی و تأثیرات چشمگیر و پربرکت آن در درازمدت است. از این رو، برای تأمین مالی زیرساختها، یکی از ابزارهای بسیار مناسب، وقف است. وقف ابزاری مؤثر برای توزیع مجدد ثروت و حمایت از اقشار آسیبپذیر است، بدون اینکه بار مالی بر بودجۀ دولت وارد کند. این سنت، همبستگی اجتماعی میان گروههای مختلف جامعه، از جمله ثروتمندان و فقرا، را تقویت میکند و تا حد زیادی تضادهای طبقاتی را کاهش میدهد. وقف همچنین مشارکت مردم را در امور اجتماعی افزایش میدهد؛ به طوری که واقف با ارادۀ آزاد و داوطلبانۀ خود، بخشی از داراییاش را اختصاص میدهد و مراکز عامالمنفعهای را ایجاد میکند (بختیاری، 1381). مقولۀ وقف که از دیرباز دربارۀ امور مختلف و در قالب سنتی در میان مردم رواج داشته است، به همان شکل سنتی خود میتواند به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای تأمین مالی آیین اربعین استفاده شود.
صندوقهای وقفی
مهمترین عامل مؤثر در کارایی روش صندوق وقفی فراهمکردن فرصت مشارکت نهادهای مردمی در تمام مراحل مرتبط با درآمدهای وقفی است؛ از تصمیمگیری اولیه برای راهاندازی طرح خاص توزیع این درآمدها، تا اجرای فرایند توزیع و در نهایت ارزیابی نتایج آن. این مشارکت گسترده موجب گسترش و تقویت تأثیرات اجتماعی حاصل از توزیع عواید موقوفات خواهد شد (کاظمی نجف آبادی، 1396).
وجود صندوقهای وقفی برای جلب مشارکت مردم میتواند بسیار مفید و مؤثر باشد. پرسش این است که این صندوقها باید توسط دولت ایجاد شوند یا خیر. با توجه به اینکه ماهیت پروژههای زیرساختی از جنس کالاهای عمومی است، این امر مفید است که دولت از طریق ایجاد صندوقهای وقفی، مشارکت مردم را جلب کند. از این رو، تأسیس این صندوقها توسط دولت امری مثبت است. مبتنی بر این نگرش، میانگین امتیاز خبرگان به مؤلفۀ «ایجاد صندوقهای وقفی برای جذب مشارکت مردم» بسیار زیاد و برابر 89/0 است و در واقع، این مؤلفه به عنوان یکی از مهمترین مؤلفهها شناخته شده است. امتیاز خبرگان به مؤلفۀ «مشارکت در صندوقهای وقفی توسط مردم برای همکاری با دولت» برابر 71/0 است و در درجهای کمتر از اهمیت قرار دارد. علت اختلاف امتیازات این دو مؤلفه این است که اگر از زاویۀ مردم به این مؤلفه نگریسته شود، مشارکت آنها در صندوقهای وقفی برای همکاری با دولت در درجهای پایینتر از اهمیت قرار دارد؛ زیرا برخی از ابزارهای دیگر مانند وقف، تشکیل تعاونی و همچنین تجمیع نذورات، در درجهای بالاتر از اهمیت قرار دارند.
تشکیل تعاونی و اتحادیه
تعاونی، نوعی مشارکت است که گروهی از افراد با صنف یا ویژگیهای مشابه - مانند همسایه، دوست، خویشاوند یا همشهری - برای رسیدن به منافع مشترک گرد هم میآیند. این افراد با کمک به یکدیگر، تعاونیهایی برای تهیۀ مسکن، خرید مایحتاج یا کسب اعتبار و وام تشکیل میدهند، سرمایهای مشخص را به اشتراک میگذارند و به صورت جمعی مشکلات خود را حل میکنند. از سوی دیگر، اتحادیۀ صنفی گروهی از افراد خوشنام هر صنف (گاهی چند صنف مرتبط با هم در یک اتحادیه حضور دارند و اعضای منتخب از این صنوف تشکیل میشوند) هستند که با هدف حمایت از حقوق صنفی، ایجاد همکاری میان کسبۀ آن رسته، بهبود خدمات به مصرفکنندگان، تقویت اقتصاد شهر و ارتباط با مؤسسههای دولتی و خصوصی تشکیل میشوند. این اتحادیه همچنین مسئول اجرای وظایف قانونی مربوط به نظام صنفی و آییننامههای مرتبط است (یزدانپناه، 1398).
طبق نظر خبرگان، میانگین امتیاز مؤلفۀ «تشکیل تعاونی برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر» برابر 89/0 است و در درجهای بالا از اهمیت قرار دارد. علت این امر مشخص است؛ زیرا تعاونی در زمینۀ تأمین مالی اربعین میتواند در رساندن مواد خام به موکبها کمک کند؛ برای مثال، برنج و چای و مواد غذایی به موکبها برساند یا به موکبها آبرسانی کند یا خدمات تجمیع پسماندها را انجام دهد. تعاونی میتواند برای تأمین این مواد خام از اموری مانند جذب نذورات مردمی استفاده کند.
البته میانگین امتیاز خبرگان به مؤلفۀ «تشکیل اتحادیه برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر» برابر 76/0 است. در واقع، اهمیت این مؤلفه زیاد محسوب شده است، اما درجۀ اهمیت آن پایینتر از درجۀ اهمیت تشکیل تعاونی است. تفاوت اصلی بین اتحادیه و تعاونی در نقش، ساختار و هدف آنهاست که مبتنی بر مقالۀ والری[14] (2022) به شرح زیر است و در جدول 6 هم به طور خلاصه آورده شده است.
تعاونی[15]: تعاونی یک نوع بنگاه اقتصادی است که اعضای آن برای تأمین نیازهای مشترکشان (مانند خرید، فروش، تولید، خدمات) دور هم جمع میشوند.
اتحادیه[16]: اتحادیه معمولاً از تعدادی تعاونی تشکیل میشود که با هم برای رسیدن به اهداف بزرگتر یا هماهنگی بهتر فعالیت میکنند.
جدول 6. تفاوت تعاونی و اتحادیه (منبع: Valery, 2022)
Table 6. Difference between cooperative and union (Source: Valery, 2022)
|
|
تعاونی |
اتحادیه |
|
اعضا |
اشخاص حقیقی |
تعاونیها و صنفها (اشخاص حقوقی) |
|
هدف |
تأمین منافع اعضا، نه حداکثر سود |
هماهنگی و حمایت از اعضا |
|
مثال |
تعاونی مصرف، تعاونی مسکن، و... |
اتحادیۀ تعاونیها، اتحادیۀ صنفی |
|
ساختار |
هر عضو یک رأی، هرچند با سرمایۀ بیشتر |
اعضای حقوقی مالک اتحادیه هستند |
صندوقهای نیکوکاری
صندوق نیکوکاری نوعی از صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت و پیشبینی سود است که برای پیشبرد یک کار خیرخواهانه تأسیس میشود؛ یعنی مدیر صندوق، سرمایۀ سرمایهگذاران را در منابعی سرمایهگذاری میکند که در امیدنامۀ صندوق نیکوکاری مشخص شدهاند. سپس، سود حاصل از آن را در اختیار فعالیتهای خیرخواهانه (که آن هم در اساسنامۀ صندوق نیکوکاری مشخص شده است) قرار میدهد (رحمتی، 1403).
میانگین امتیاز خبرگان به مؤلفۀ «استفاده از صندوقهای نیکوکاری در تجهیز منابع مردمی» برابر 89/0 است. میانگین امتیاز آنها به مؤلفۀ «ایجاد صندوقهای نیکوکاری برای جذب مشارکت مردم» برابر 73/0 است و میانگین امتیاز آنها به مؤلفۀ «مشارکت در صندوقهای نیکوکاری توسط مردم برای همکاری با دولت» نیز برابر 70/0 است. علت اختلاف امتیازات این است که اگر از زاویۀ مردم به این مؤلفه نگریسته شود، مشارکت آنها در صندوقهای نیکوکاری برای همکاری با دولت در درجهای پایینتر از اهمیت قرار دارد؛ زیرا برخی از ابزارهای دیگر مانند وقف، تشکیل تعاونی و همچنین تجمیع نذورات در درجهای بالاتر از اهمیت قرار دارند.
مشارکت دولت و بخش خصوصی در تأمین مالی پروژهها
در پروژههایی که دولت توان تأمین مالی آنها را ندارد، بخش خصوصی به میان میآید و با انعقاد قراردادهایی با دولت از جمله BOO، BOT، و BOOT، به تأمین مالی آنها کمک میکند. این در واقع نوعی از مشارکت دولت و بخش خصوصی در تأمین مالی پروژههاست. مزایای استفاده از این قراردادها در اربعین عبارتاند از:
ساخت، بهرهبرداری و انتقال[17]
این نوع قرارداد اقتصادی معمولاً بین دولتها یا نهادهای مسئول اقتصاد و شرکتهای بخش خصوصی منعقد میشود. در این قرارداد، شرکت بخش خصوصی متعهد میشود سرمایهگذاری لازم برای اجرای پروژهای عمدتاً بزرگ و زیرساختی را انجام دهد، سپس برای مدتی مشخص از پروژه بهرهبرداری کند و در پایان، آن را به صورت کامل و عملیاتی به طرف مقابل تحویل دهد که معمولاً دولت است. این قرارداد برای ایجاد زیرساختها کارکرد زیادی دارد و میتواند در اربعین استفاده شود و از این رو، از اهمیت زیادی برخوردار است.
طبق نظر خبرگان، میانگین امتیاز مؤلفۀ «انعقاد قرارداد BOT توسط دولت با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها» برابر 89/0 است و میانگین امتیاز «انعقاد قرارداد BOT توسط شرکتها با دولت برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین» برابر 73/0 است. این اختلاف امتیازات ناشی از این است که طبق نظر خبرگان، اگر از زاویۀ وظایف دولت به این مسئله نگریسته شود، انعقاد این قرارداد با شرکتها امری بسیار مهم تلقی میشود و میتواند به عنوان یکی از اولویتهای دولت مورد توجه قرار گیرد؛ اما اگر از زاویۀ وظایف شرکتها به این مسئله نگریسته شود، انعقاد چنین قراردادی با دولت در سطحی پایینتر از اولویت و اهمیت قرار دارد؛ زیرا استفاده از بودجۀ مسئولیت اجتماعی برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین دارای اهمیت و اولویت بسیار بیشتری است. از سوی دیگر، این دولت است که باید پیگیر و مترصد چنین قراردادی باشد و نه شرکتها.
علت اینکه قرارداد BOOT نسبت به BOT در سطحی پایینتر از اهمیت قرار دارد این است که در این قرارداد، پروژههای زیرساختی اربعین برای مدتی تحت تملک شرکتها خواهند بود. با توجه به اینکه برخی از شرکتها صرفاً به دنبال منافع شخصی مادی خود هستند، چنین امری میتواند مخاطرهآمیز باشد و در مدت تملک زیرساختهای اربعین، اهداف و اغراض شخصی خود را پیگیری کند و به دنبال تحقق اهداف اربعین نباشد. از این رو، اهمیت BOOT کمتر از BOT است. همین استدلال دربارۀ قرارداد BOO نیز صادق است.
قرارداد BOT و تفاوت آن با سایر روشهای PPP
قرارداد BOT مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی است که در آن یک شرکت خصوصی پروژهای بزرگ را تأمین مالی، طراحی، ساخت و برای مدتی مشخص بهرهبرداری میکند و پس از طی این دوره، مالکیت و کنترل پروژه به نهاد دولتی یا عمومی واگذار میشود (Hayes, 2025). به عبارت دیگر، دولت به شرکت خصوصی امتیاز میدهد تا پروژه را بسازد و بهرهبرداری کند و پس از پایان قرارداد (معمولاً ۲۰–۳۰ سال) دارایی به دولت بازگردد. این مدل، برخلاف سایر اشکال PPP، مانند BOO یا DBFO است که در آنها ممکن است مالکیت نهایی باقی بماند. در مدل BOT، انتقال مالکیت در پایان قرارداد مشخص است؛ اما در بسیاری از مدلهای عمومیتر PPP «مشارکت عمومی-خصوصی»، مشارکت و ساختار قرارداد میتواند متنوع باشد و الزاماً به انتقال نهایی منجر نشود. به طور خلاصه، BOT نوعی خاص از PPP محسوب میشود که درجهای بالاتر از ریسک و سرمایهگذاری را به عهدۀ بخش خصوصی میگذارد و دارای یک تاریخ واگذاری روشن است (Rosenston, 2024).
مزایا و محدودیتهای BOT در پروژههای خیرخواهانه
مزایا: استفاده از BOT به دولت امکان میدهد تا بدون صرف بودجۀ بزرگ اولیه، پروژههای زیربنایی را اجرا کند؛ زیرا سرمایهگذاری و ریسکهای ساخت و تأمین مالی در مرحلۀ نخست به عهدۀ بخش خصوصی است (Atkinson, 1996). بنابراین، دولت میتواند بار مالی خود را کاهش دهد و فناوری و تجربیات جدید بخش خصوصی را وارد پروژه کند. از طرف دیگر، شرکت خصوصی میتواند با مدیریت حرفهای خطرهای ساخت را کاهش دهد و در دوران بهرهبرداری با کسب درآمد (مانند عوارض یا پرداختهای دولتی) بازگشت سرمایه داشته باشد. برای مثال، در کشورهایی مانند کانادا، استرالیا و بریتانیا، از دهۀ ۱۹۹۰، پروژههای زیرساخت اجتماعی (مانند مراکز درمانی و آموزشی) معمولاً از طریق PPP اجرا شدهاند که نشاندهندۀ جذابیت این مدل برای تأمین مالی پروژههای عامالمنفعه است (Patel & Ahmed, 2019).
محدودیتها: نخست آنکه بسیاری از پروژههای خیرخواهانه (مانند مدارس و بیمارستانها) درآمدزایی مستقلی ندارند. در نتیجه، قرارداد BOT در این حوزه نیازمند تضمین پرداخت یا حمایت مالی دولت است. مطالعات نشان میدهند برای زیرساختهای اجتماعی معمولاً از مدل پرداخت بر اساس دسترسی[18] استفاده میشود؛ به این صورت که بخش خصوصی از محل پرداختهای دورهای دولت به هزینههای خود و سود اندک دست مییابد. علاوه بر این، قراردادهای BOT معمولاً بسیار پیچیده و بلندمدت هستند؛ مدیریت ریسکها و مناقشات قراردادی نیاز به ساختار قانونی و نهادی قوی دارد. در واقع، پژوهشی تأکید کرده است قراردادهای BOT نیازمند «معاملۀ طولانیمدت و تخصیص ریسک پیچیده» هستند که مستلزم وجود سازوکارهای قوی حکمرانی زیرساخت است (Rodrigues, 2023). در نهایت، استفاده از BOT در پروژههای غیرانتفاعی ممکن است جذابیت بخش خصوصی را کاهش دهد؛ زیرا سودآوری کم است و سرمایهگذار صرفاً با سرمایهگذاری گسترده و ریسک زیاد، بازگشتی اندک خواهد داشت.
مثالهای موفق از کشورهای مختلف
راهکارهایی برای تطبیق BOT با پروژههای غیرانتفاعی
4-2 تحلیل نتایج
در این بخش، تحلیل علّی و تبیینیِ نتایج ارائه میشود؛ هدف توضیح علتِ اولویتبندیهای بهدستآمده و استخراج تبعات عملی است.
چرا «وقف» در رتبۀ اول قرار گرفت؟
چرا «BOT» نسبت به «BOOT» و «BOO» در سطحی بالاتر قرار گرفته است؟
نقش کرادفاندینگ و صندوقهای نیکوکاری
کرادفاندینگ و صندوقهای نیکوکاری در رتبههای میانی و بالا قرار گرفتند (به ویژه صندوقهای نیکوکاری و صندوقهای وقفی ساختارمند) و دلیل آن ترکیبی از توانایی جذب خردِ جمعی و نیاز به شفافیت و مدیریت حرفهای است. کرادفاندینگ به شرط وجود پلتفرمهای شفاف و گزارشدهی منظم میتواند منابع کوتاهمدت و هدفمند تأمین کند؛ اما برای زیرساختهای بلندمدت به ترکیب با وقف و ابزارهای بزرگتر نیاز است.
تفسیر معنایی رتبههای میانی و پایین
ابزارهای صرفاً بازارمحور (اوراق با بازده برای مردم یا خرید اوراق توسط مردم) در سطحی پایینتر قرار گرفتند؛ علت اصلی ریسکپذیری کمترِ اجتماعِ هدف، نیاز به تضمین بازده و ضعف زیرساخت اطلاعرسانی و اعتماد برای عرضۀ عمومی این اوراق برشمرده شد. همچنین، مشارکت دولتی مستقیم (بودجۀ دولتی) در جایگاه میانی قرار گرفت که نشاندهندۀ انتظار برای نقش هدایتگر دولت اما نه نقش کامل تأمینکننده است.
5- نتیجهگیری
با توجه به اینکه ایام اربعین یکی از مهمترین مناسبتهای مذهبی در کشور ماست، تأمین مالی مناسب و مؤثر میتواند تأثیراتی مثبت بر کیفیت خدماترسانی به زائران داشته باشد. امکانات بهتری همچون زیرساختهای حملونقل، خدمات بهداشتی و درمانی و امکانات اقامتی میتواند به زائران این ایام کمک کند تا تجربهای بهتر و راحتتر داشته باشند. تأمین مالی از طریق نذر، هبه و صدقه نه فقط به تقویت زیرساختها و خدمات عمومی کمک میکند، بلکه به ایجاد حس تعلق و مسئولیت اجتماعی در افراد جامعه نیز منجر میشود. این حس تعلق میتواند جامعه را به سمت آیندهای بهتر و پایدارتر هدایت کند و همگان را تشویق کند تا در راستای بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور خود مشارکت کنند.
بنابر آنچه بیان شد و طبق جدول 7، طی مصاحبهها و با استفاده از روش دلفی فازی، 25 ابزار و بستر برای الگوی جامع تأمین مالی اربعین استخراج و توسط خبرگان رتبهبندی شدند. پنج ابزار و بستر مهمتر به ترتیب عبارت بودند از: «استفاده از وقف در تجهیز منابع مردمی»، «ایجاد صندوقهای وقفی برای جذب مشارکت مردم»، «تشکیل تعاونی برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر»، «استفاده از صندوقهای نیکوکاری در تجهیز منابع مردمی» و «انعقاد قرارداد BOT با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها».
جدول 7. خلاصۀ ابزارهای تأمین مالی اربعین (منبع: یافتههای پژوهش)
Table 7. Summary of Arbaeen financing tools (Source: Research findings)
|
بسترها و ابزارهای الگوی جامع تأمین مالی زیرساختهای اربعین |
اولویتها |
|
استفاده از وقف در تجهیز منابع مردمی |
1 |
|
ایجاد صندوقهای وقفی برای جذب مشارکت مردم |
2 |
|
تشکیل تعاونی برای همکاری نهادهای مردمی با یکدیگر |
3 |
|
استفاده از صندوقهای نیکوکاری در تجهیز منابع مردمی |
4 |
|
انعقاد قرارداد BOT با شرکتها برای تأمین مالی زیرساختها |
5 |
مطابق این الگو، هر کدام از سه بخش اصلی اقتصاد میتوانند نقش و جایگاهی مهم در تأمین مالی اربعین ایفا کنند و بدون حضور هر یک، این نقشه دارای خلأ و نقص خواهد بود. از این رو، نمیتوان هیچ یک را نادیده گرفت. در این راستا، پیشنهاد میشود دولت و بخش خصوصی از طریق انعقاد قراردادهای BOT (ساخت، بهرهبرداری، انتقال) اقدام به مشارکت و همکاری در تأمین مالی پروژههای زیرساختی اربعین کنند. همچنین هیئتها، موکبها و نهادهای مردمی از طریق بسترها و ابزارهایی مانند صندوقهای نیکوکاری و وقفی، در تأمین مالی پروژههای زیرساختی اربعین مشارکت کنند و برای افزایش همکاریها و هماهنگیها میان خودشان و دولت و بخش خصوصی، اتحادیهها و تعاونیهایی را ایجاد کنند تا قدرت تصمیمگیری و چانهزنی خود برای تأمین مالی زیرساختهای اربعین را افزایش دهند.
پیشنهاد میشود نهادهای مردمی یک صندوق نیکوکاری یا وقفی ایجاد کنند که منابع آن از محل مشارکتهای مردمی و از طریق یک پلتفرم دیجیتال کرادفاندینگ تأمین شوند. سود منابع این صندوق نیکوکاری میتواند در راستای تأمین پروژههای BOT مصرف شود. و از این رو، سود صندوقهای نیکوکاری و بخشی از بودجۀ دولتی و همچنین منابع پلتفرم کرادفاندینگ (و حتی در صورت موافقت شرکتها، بخشی از بودجۀ مسئولیت اجتماعی آنها) صرف اعطای سود شرکتهای سازندۀ پروژههای زیرساختی میشود. یک نهاد ذیل ستاد اربعین میتواند مسئول تجمیع بودجههای مسئولیت اجتماعیِ ناظر به اربعین باشد. از سوی دیگر، پلتفرم کرادفاندینگ میتواند یک سامانۀ کاملاً شفاف و با امکانات متعدد باشد و نیاز زوار را فراهم و اعتماد عمومی را جلب کند. اگر مجموع این پیشنهادها عملیاتی شود، اولاً منابع پایداری برای تأمین مالی اربعین فراهم میشود، ثانیاً شفافیت منابع اربعین افزایش مییابد و ثالثاً از هدررفت منابع جلوگیری میشود و منابع به سمت ایجاد زیرساختهای ماندگار و بلندمدت هدایت میشوند.
برای قضاوت درست و افزایش شفافیت اعتبار نتایج، محدودیتهای اصلی پژوهش به طور شفاف بیان میشوند:
پیشنهادهای سیاستی و اجرایی:
پیشنهادهای پژوهشی:
[1] Private Public Partnership
[2] Sukmana
[3] Waqf Investment Funds
[4] Charitable Crowdfunding
[5] Zhai
[6] Dogan
[7] Blended Finance
[8] Build-Operate-Transfer
[9] Build-Own-Operate-Transfer
[10] Build-Own-Operate
[11] purposive
[12] snowball
[13] Defuzzification
[14] Valeri
[15] Cooperative
[16] Union or Association
[17] Build–Operate–Transfer
[18] availability payment
[19] University of California, Merced
[20] output-based contracts
[21] case study