نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
2 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Introduction
In everyday social life, some incidents cause some people to need the help of others to overcome problems and return to normal life. These events span from micro to macro levels. Overcoming these events requires voluntary activity by people. Volunteering involves freely allocating time to benefit other individuals, groups, and organizations. Due to the high rate of unexpected events in today's complex world, various countries are trying to spread the desire for voluntary activities among people. Evidence indicates that about 61 million people in the United States are formally involved in voluntary activities, while approximately 125 million people are informally involved in voluntary activities. According to the estimates, almost half of the adult population in Switzerland carries out formal or informal voluntary activities. In Iran, the willingness to volunteer is not at the desired level, and it is estimated that only around 10% of Iranians engage in volunteer work. Volunteering is influenced by a wide range of factors. One of the important factors affecting volunteering is the responsibility. Responsibility is a social norm to assist people without any expectations of responsibility. The more the social norm of responsibility is internalized among the citizens of a society, the greater the likelihood of helping others in various situations. Consequently, this research aims to examine the willingness to volunteer among citizens, and its relationship with responsibility.
Research Methodology
This quantitative study was conducted using a survey technique. The population is citizens aged 18 and above in Yasuj city, in which 364 cases were selected using a multi-stage random sampling. The research instrument for measuring volunteer activity is a researcher-made questionnaire consisting of 14 questions and two dimensions: organizational (7 items) and individual (7 items). To measure the validity, structural validity was used using factor analysis. Based on the results of factor analysis, none of the items were removed from the model, and the organizational and individual factors can explain 62.2% of the variance. In addition, Cronbach's alpha coefficient was used to measure the reliability of this questionnaire, with its value is .927. Furthermore, the research tool to measure responsibility is the Ahmadi (2009) questionnaire. This questionnaire consists of 7 questions and two dimensions of commitment and acceptance of behavior. Cronbach's alpha coefficient was employed to assess the reliability of this questionnaire, with its value is .668.
Research Findings
Based on the descriptive findings of the study, the majority of respondents are in the age group of 30-39. Most of the respondents are female, married, and have academic education. In addition, the average volunteer activity is 45.3 and responsibility is 29.8. Regression analysis was used to predict the volunteer activity based on responsibility and demographic variables, and the results are reflected in Table 1. Based on the results, there is a significant relationship between responsibility and volunteer activity. Moreover, gender and associate and academic education have a significant effect on volunteer activity as well.
Table 1. Predicting volunteering based on all independent variables
Discussion and Conclusion
According to the analytical findings of the study, there is a positive and significant relationship between the social norm of "responsibility" and volunteering. It means that the desire for volunteering increases with the increase in responsibility. Theoretically, this research finding is consistent with the framework of the theory of social norms that was proposed in theoretical basics. Accordingly, the more the social norm of responsibility is internalized in individuals, the more they are inclined to do volunteering activities, which is what happened in the present study. On the other hand, based on the findings of the study, the desire for volunteering activities is greater among men than women. Theoretically, as a universal rule, women are more generous than men and have a greater tendency to help others, but a large part of volunteering activities requires risk-taking, which men are more prone to carry out. In addition, according to the results, people with higher education are more inclined to volunteer. Theoretically, people with higher education, first, have wider social networks, and second, have greater cognitive ability. Membership in various social networks and higher cognitive ability make educated people more likely than others to believe in the necessity of volunteering and its positive consequences, which makes them more inclined to volunteer activities.
کلیدواژهها [English]
در فرآیند زندگی اجتماعی، حوادثی رخ میدهند که در نتیجۀ آنها، برخی از انسانها به کمکرسانیِ دیگران نیازمند میشوند تا بتوانند بر مشکلات فائق بیایند و به جریانِ عادیِ زندگی برگردند. این حوادث دامنهای گسترده از سطوحِ خرد تا کلان را در بر میگیرند. تصادف، پیدا نکردنِ مسیر، خراب شدنِ وسیلۀ نقلیه، ضعف و ناتوانیِ ناشی از بیماری، گرفتار سرقت شدن، دچار آتشسوزی شدن و غیره، برخی از مصادیق این حوادث در سطح خرد هستند؛ اما سیل، زلزله، خشکسالی، آفتزدگی محصولات کشاورزی، شیوع بیماری، جنگ و غیره، مصادیق حوادث در سطح کلان هستند. وجه تشابه همۀ این حوادث و اتفاقات این است که فائق آمدن بر آنها مستلزم مداخله، همکاری و همیاری دیگران است.
بدون تردید، بخشی مهم از مواجهه، مقابله و غلبه بر مشکلات ناشی از حوادث و اتفاقات مترقبه و غیرمترقبه، فعالیتهای داوطلبانه[1] مردم است (Aronson et al., 2021, p. 370). فعالیت داوطلبانه عبارت است از فداکاری خودانگیخته در جهتِ خیرِ عمومی (Sutton & Douglas, 2020, p. 291). به اعتقاد ویلسون[2] (2000) فعالیت داوطلبانه هر گونه فعالیتی است که طی آن، وقت به طور آزادانه به منفعت دیگر افراد، گروهها و سازمانها تخصیص داده میشود. در حالی که این تعریف عمدتاً بُعد غیررسمی فعالیت داوطلبانه را به ذهن متبادر میسازد، پنر[3] (2002) با تأکید بر بُعد رسمی، معتقد است فعالیتهای داوطلبانه رفتارهایی کمکرسان هستند که عمدتاً از طریق سازمانهای رسمی اتفاق میافتند. به دلیلِ بالا بودنِ نرخ حوادث غیرمترقبه و پیشبینینشده در دنیای پیچیدۀ امروز، ممالک مختلف دنیا تلاش میکنند تا در راستای ایجاد جامعهای انسانیتر و عاطفیتر، علاوه بر تقویت سازمانهای رسمی مسئول، میلِ به فعالیتهای داوطلبانه را در میان مردم گسترش دهند (Butt et al., 2015, p. 317).
برحسب شواهد، در آمریکا حدود 61 میلیون نفر به طور رسمی و حدود 125 میلیون نفر به طور غیررسمی درگیر فعالیتهای داوطلبانه هستند (United States Census Bureau, 2022). در چین، تعداد داوطلبانِ ثبتنامشده برای فعالیتهای عامالمنفعه بالغ بر 100 میلیون نفر است (Lili & Yingjin, 2020, p. 1). اگرچه در ایران از دیرباز روحیۀ مشارکت، نوعدوستی و همکاری در میان مردم وجود داشته است، به دلیل تغییرات سریع اجتماعی، نرخ آن به ویژه در مناطق شهری کاهش یافته است. به دلیلِ نرخِ بالای حوادث و اتفاقات مترقبه و غیرمترقبه که ایران را در ردیفِ حادثهخیزترین کشورهای جهان قرار میدهد، سطحی بالا از فعالیت های داوطلبانه نیاز است تا بتوان بر مشکلات فائق آمد. برحسب اندک شواهد و مستندات، تمایل به فعالیتهای داوطلبانه در ایران در سطحِ مطلوب نیست و برآورد میشود فقط حدود 10 درصد از ایرانیان کار داوطلبانه انجام میدهند (سهیلی و همکاران، 1400). این الگو در جامعۀ شهری یاسوج نیز که طی دهههای اخیر با رشد گستردۀ شهرنشینی و تغییرات اجتماعی مواجه بوده است، قابل مشاهده است (احمدی، 1388). فعالیتِ داوطلبانه نه فقط باعث تسکینِ آلامِ قربانیانِ حوادثِ مترقبه و غیرمترقبه میشود، بلکه برای خودِ داوطلبان نیز کارکرد دارد. پژوهشها نشان دادهاند افرادِ درگیر در فعالیتهای داوطلبانه از سلامت بهتر برخوردار هستند، کمتر دچار افسردگی میشوند و از عمر طولانیتر بهره میبرند (Anderson & Graziano, 2014, p. 1505)؛ اما فعالیت داوطلبانه متأثر از گسترهای از عوامل نیز هست (Schroeder & Graziano, 2014, p. 119). به لحاظ منطقی، مسئولیتپذیری میتواند پیوندی نزدیک با فعالیتهای داوطلبانه داشته باشد؛ اما کمتر تحت بررسیهای دقیق علمی قرار گرفته است.
با این تفاصیل، با توجه به حادثهخیز بودن شهر یاسوج از یک سو و نیاز مبرم به فعالیتهای داوطلبانۀ مردم از سوی دیگر، پژوهش حاضر به دنبال آن است تا اولاً، تمایل به فعالیتهای داوطلبانه را در میان شهروندان برآورد کند و ثانیاً، رابطۀ آن را با مسئولیتپذیری واکاوی کند.
در تبیین فعالیتهای داوطلبانه، رویکردهای نظری متعددی ارائه شدهاند. نظریههای تصمیمگیری (Darley & Latane, 1968, p. 377) ، مبادلۀ اجتماعی (Piliavin, 1972, p. 353)، محیط شهری (Milgram, 1970, p. 1461)، باور به دنیای عادلانه (Begue, 2014, p. 375)، همدلی(Batson & Shaw, 1991, p. 445)، استدلال اخلاقی (Eisenberg & Miller, 1987, p. 91)، دینداری (Hansen et al., 1995, p. 101)، جنسیت (Becker & Eagly, 2004, p. 173)، خلقوخو(Batson et al., 1999, p. 445) و مشاهدۀ الگوهای رفتاری (Ruggeri et al., 2018, p. 1589) مهمترین رویکردهای نظری این حوزه هستند.
در حوزۀ جامعهشناسی در تبیینِ رفتارهای کمکرسانی به دیگران، عمدتاً بر نظریۀ «هنجارهای اجتماعی» تأکید شده است (Myers & Twenge, 2022, p. 340). هنجارهای اجتماعی دستورالعملهایی مشخص و معین هستند که نشان میدهند افراد در موقعیتهای معین چگونه باید رفتار کنند (Macionis, 2017, p. 86). در چارچوبِ نظریۀ هنجارهای اجتماعی، سه هنجار عمده مدنظر هستند: 1) «تقابل»3، حالتی از روابط متقابل اجتماعی است که در آن عمل یا حرکت یک فرد، عمل یا حرکت فرد یا افرادی دیگر را برمیانگیزد (ساروخانی، 1370). گولدنر[4] (1960) تقابل را یک هنجار اجتماعی میداند که مبادلات اجتماعی را تنظیم میکند. او معتقد است تقابل ممکن است به دو شکلِ مثبت یا منفی ظاهر شود. تقابلِ مثبت بازگرداندن خوبی با خوبی و تقابلِ منفی بازگرداندن بدی با بدی است. بر اساس هنجارِ اجتماعی تقابلِ مثبت، باید محبتهای دیگران را با محبت باز پس دهیم. به تعبیر دیگر، باید به کسانی که به ما کمک کردهاند کمک کنیم. اگر میخواهیم دیگران به ما کمک کنند، باید درحقّ آنها محبت کنیم و هر اندازه این محبت بیشتر باشد، طرفِ مقابل به همان اندازه بیشتر تمایل خواهد داشت که آن را خودبهخود، ارادی و مجانی باز پس دهد؛ 2) «انصاف»4، بیانگر یک هنجار اجتماعی است که بر اساس آن باید در یک رابطۀ اجتماعی، برابر با آنچه هزینه کردهایم، منفعت کسب کنیم. در قالبِ هنجارِ انصاف، باید بینِ داده و ستانده تعادل وجود داشته باشد (Wiggins, 1994, p. 313). بر اساسِ این هنجار، کسی که بیشتر سرمایهگذاری میکند، بیشتر سزاوار است و کسی که کمتر سرمایهگذاری میکند، کمتر سزاوار است. کسی که مدتها تحصیل کرده، زیاد زحمت کشیده و به خطراتی بزرگ دست زده است، سزاوار است تا در مقایسه با کسی که زمان، پول و تلاش کمتر صرف کرده است، منفعتی بیشتر کسب کند (Moghaddam, 1998, p. 298). بر مبنای این هنجار، بسیاری از افراد به گدایان، معتادان، الکلیها و غیره کمک نمیکنند؛ زیرا معتقد هستند آنها خودشان مسئول به وجود آمدن این مشکلات هستند. افراد به همان اندازه که برای جامعه زحمت کشیدهاند، به همان اندازه هم باید از آن امتیاز بگیرند. اعتقاد به این هنجار ممکن است فعالیتهای کمکرسانی و نوعدوستانه را تحت تأثیر قرار دهد. افراد، نسبت به کسانی که برای جامعه زحمت کشیدهاند اما به طور متناسب از آن سود نبردهاند، بیشتر تمایل به نوعدوستی دارند و نسبت به کسانی که برای جامعه زحمتی نکشیدهاند یا خودشان مسئول بدبختی و گرفتاری خودشان هستند و برای رهایی از آن به حد کافی تلاش نمیکنند، کمتر تمایل به نوعدوستی از خود نشان میدهند (بدار و همکاران، 1401). هنجارهای «تقابل» و «انصاف» به فرد القا میکنند در مقابل آنچه میدهد، چیزی به دست آورد. به تعبیر دیگر، این دو هنجار مبتنی بر محاسبۀ هزینه - پاداش هستند؛ اما در شرایطی که یکی از طرفین نتواند به طرف دیگر پاسخ دهد و به عبارت بهتر، نتواند محبتِ طرفِ مقابل را جبران کند، طبیعی است که در او احساس تحقیر به وجود میآید و 3) «مسئولیتپذیری»5، بر اساسِ این هنجارِ اجتماعی، باید به افرادی که نیازمند هستند، بدون هیچ چشمداشتی کمک کرد (Berkowitz, 1972, p. 117). درونیسازی هنجارِ اجتماعی مسئولیتپذیری، فرد را نسبت به دیگران که ممکن است گسترهای وسیع از بستگان و نزدیکان تا شهروندان جامعه را در بر گیرد، متعهد میکند (بیرهوف، 1395). هنجارِ اجتماعیِ مسئولیتپذیری افراد را وامیدارد که به دیگرانِ نیازمند، کمک کنید، فارغ از اینکه خودشان مسئول قربانی شدن باشند یا نباشند (Goetz et al., 2010, p. 351). هنجارِ اجتماعی مسئولیتپذیری، به عنوان یک هنجار فراگیر در تمام جوامع مورد تأکید است و آموزش داده میشود؛ اما درونیسازی آن برحسب فرهنگها متفاوت است و در فرهنگهای جمعگرا بیش از فرهنگهای فردگراست (Baron & Miller, 2000, p. 703). با این تفاصیل، کمکرسانی بدون چشمداشت به دیگرانِ نیازمند مستلزم تقویتِ هنجارِ اجتماعیِ مسئولیتپذیری است (Oliner & Oliner, 1988, p. 142). هرچه این هنجار در بین شهروندان یک جامعه بیشتر درونی شده باشد، احتمال کمکرسانی به دیگران در موقعیتهای مختلف بیشتر میشود.
در زمینۀ موضوع پژوهش حاضر پژوهشهایی متعدد در داخل و خارج کشور انجام شدهاند که برخی از آنها به شرح ذیل ارائه میشوند. روشنفکر و ذکایی (1385) در پژوهشی تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر رفتارهای داوطلبانۀ جوانان را بررسی کردند. یافته ها نشان داد جنبههای هنجاری سرمایۀ اجتماعی (اعتماد و بدهبستان) با کلیۀ گرایشهای داوطلبانه رابطۀ مستقیم دارد. احمدی (1388) در پژوهشی نوعدوستی در روابط روزمره و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را بررسی کرد. یافتههای حاصل از این پژوهش نشان داد مسئولیت اجتماعی و تحلیل هزینه - پاداش مادی تأثیری معنادار بر نوعدوستی دارند. همچنین، طبق یافتههای این پژوهش، همدلی رابطهای معنادار با نوعدوستی نداشت. دهقانان و همکاران (1395) در پژوهشی تأثیر جوّ کاری و اندازۀ شبکۀ اجتماعی بر انگیزۀ فعالیتهای داوطلبانه را بررسی کردند. یافتهها نشان داد جوّ کاری تأثیری مثبت بر انگیزش مستقل و انگیزش کنترلشدۀ داوطلبان دارد و همچنین، اندازۀ شبکۀ اجتماعی داوطلبان بر انگیزش مستقل داوطلبان تأثیر مثبت و بر انگیزش کنترلشدۀ آنان تأثیر منفی دارد. حاتمی ورزنه و همکاران (1399) در پژوهشی نگرش به داوطلبی در دورۀ شیوع ویروس کرونا را بررسی کردند. یافتههای این پژوهش نشان داد مشارکت در بین زنان، شاغلان و گروه سنی 25-35 سال بیشتر است. همچنین، یافتههای این پژوهش نشان داد همدلی، سبک دلبستگی ایمن و ذهنآگاهی پیشبینیکنندۀ فعالیتهای داوطلبانه هستند. عمادی و همکاران (1400) در پژوهشی، با بررسی رابطۀ اعتماد اجتماعی و گرایش به مشارکت داوطلبانه در فعالیتهای جمعیت هلال احمر در شهر اصفهان، نشان دادند بین اعتماد اجتماعی و شاخصهای آن، یعنی اعتماد بنیادیی، اعتماد غیررسمی، اعتماد نهادی و اعتماد تعمیمیافته با مشارکت داوطلبانه در فعالیتهای جمعیت هلال احمر رابطۀ مثبت و معنادار وجود دارد. در ادامه، برخی از مهمترین پژوهشهای انجامشده در خارج کشور نیز ارائه میوند. روشل و شاردلو[5] (2012) در پژوهشی عوامل مؤثر بر مشارکت در فعالیت داوطلبانه در بریتانیا را بررسی کردند. یافتههای این پژوهش نشان داد تجربۀ کار داوطلبانه در زنان بیشتر از مردان است و افراد با تحصیلات بالاتر بیشتر به فعالیت داوطلبانه تمایل دارند. به علاوه، کسانی که بیشتر از رویدادهایی مهم همچون مرگ پرنسس دایانا، جنگ بریتانیا و آمریکا با عراق و بمبگذاریهای تروریستی در لندن متأثر شده بودند، بیشتر به فعالیت های داوطلبانه تمایل داشتند. نیاوکه[6] و همکاران (2017) در پژوهشی انگیزههای داوطلبان برای شرکت در آزمایشهای بالینی واکسن ایدز را بررسی کردند. این پژوهش که بر روی 281 نفر داوطلب در کنیا انجام شد، نشان داد نوعدوستی میتواند سهمی عمده در مشارکت در آزمایشهای بالینی واکسن ایدز داشته باشد. لی و فریزر[7] (2018) در پژوهشی تأثیر مخاطرات طبیعی بر مشارکت در انجمنهای داوطلبانه در ژاپن را بررسی کردند. یافتههای این پژوهش نشان داد تجربه کردن بلایا و خطرات درکشده از بلایا باعث افزایش میزان مشارکت و نیز افزایش تعداد انجمنها میشود. تاکاسه[8] و همکاران (2018) در پژوهشی رابطۀ انگیزههای داوطلبانه و مشارکت در فعالیتهای داوطلبانۀ حفاظتی را بررسی کردند. این پژوهش که بر روی 1500 نفر در ژاپن انجام شد، نشان داد رابطهای مثبت و معنادار بین دو متغیر وجود دارد. به علاوه، یافتهها نشان داد تعامل با افراد دیگر و بهرهمندی از خدمات فرهنگی از اکوسیستمها میتواند بر فعالیتهای داوطلبانه گروههای عادی نیز تأثیر بگذارد. چو[9] و همکاران (2020) در پژوهشی تأثیر مدیریت داوطلبان بر تمایل به ادامۀ فعالیتهای داوطلبانه را با نقش میانجیِ رضایت شغلی بررسی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد بین مدیریتِ داوطلبان و قصدِ داوطلبان برای ادامۀ فعالیت داوطلبانه رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد. به علاوه، رضایت شغلی نیز به عنوان متغیر میانجی اثری معنادار بر تمایل به ادامۀ فعالیت داوطلبانه دارد. لیلی و یینجینگ[10] (2020) در پژوهشی معضلات، چالشها و راهحلهای فعالیتهای داوطلبانه در میان دانشجویان چینی را بررسی کردند. یافتههای این پژوهش نشان داد فعالیتهای داوطلبانه تحت تأثیر پنج عامل کلیدیِ ابهام انگیزه، هویت سردرگم، خدمات غیرتخصصی، مکانیسم تشویقی ضعیف و فقدان مکانیسم نظارت قرار دارند. به علاوه، یافتهها نشان داد مهارتها، تجربۀ فعالیت و عملکرد داوطلبانه با تمایل دانشجویان کالج برای مشارکت در تدریس داوطلبانه رابطهای معنادار دارند. موراوسکی[11] و همکاران (2022) در پژوهشی رابطۀ فعالیت داوطلبانه و کیفیت زندگی در کشورهای اروپایی را بررسی کردند. یافتههای این پژوهش نشان داد در کشورهایی که سطحی متوسط از فعالیتهای داوطلبانه دارند، مانند ایتالیا و اتریش، رابطۀ همبستگی بالایی بین انجام فعالیتهای داوطلبانه و کیفیت زندگی وجود دارد. به علاوه، فعالیت داوطلبانه عمدتا، بر ابعاد درونی کیفیت زندگی تأثیر میگذارد تا ابعاد بیرونی آن. متلر[12] و همکاران (2023) در پژوهشی فعالیتهای داوطلبانۀ مبتلایان به ام اس را بررسی کردند. یافتههای پژوهش که بر روی 615 نفر در سوئیس انجام شد، نشان داد حدود یکسوم افراد درگیر فعالیتهای داوطلبانه بودند و این امر عمدتاً از طریق خیریهها و سازمانهای فرهنگی محقق میشد. یافتهها همچنین نشان داد تحصیلات دانشگاهی، توانایی پیگیری فعالیتهای روزانه و دریافت حمایت و مراقبت از جانب خانواده رابطهای معنادار با مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه داشتند. فیزنزیدیس[13] و همکاران (2024) در پژوهشی در یونان فعالیت داوطلبانه در رویدادهای ورزشی بزرگمقیاس را بررسی کردند. یافته های این پژوهش نشان داد نفوذ بیرونی و رضایتمندی به عنوان عوامل مستقیم، و تعهد و حس اجتماعی به عنوان عوامل غیرمستقیم، اثری معنادار بر فعالیت داوطلبانۀ مردم دارند.
مروری بر مطالعات و پژوهشهای انجامشده بیانگر آن است که آنها طیفی گسترده از عوامل را بررسی و از این نظر، دانش نظری و تجربی مناسبی را فراهم کردهاند؛ با این حال، در هیچ کدام از این پژوهشها، سنجش فعالیت داوطلبانه در طیفی گسترده از فعالیتهای فردی گرفته تا سازمانی مدنظر نبوده است. به علاوه، هیچ یک از آنها معطوف به جامعۀ آماری پژوهش حاضر که دارای بافت عشیرهای است، نبودهاند. بر همین مبنا و با استناد به مباحث نظری مطرحشده و به طور ویژه، نظریۀ هنجارهای اجتماعی، فرضیۀ پژوهش با تأکید بر هنجار اجتماعی مسئولیتپذیری به شرح زیر مطرح میشود:
بین مسئولیتپذیری و تمایل به فعالیت داوطلبانه رابطهای معنادار وجود دارد.
روش پژوهش
پژوهش حاضر در چارچوب روش شناسی کمّی و با استفاده از تکنیک پیمایش انجام شده است. جامعۀ آماری این پژوهش کلیۀ شهروندان 18 سال به بالای شهر یاسوج هستند که برحسب نتایج آخرین سرشماری کشور، تعداد آنها 91857 نفر است (مرکز آمار ایران، 1396). اندازۀ نمونه، با استناد به تعداد جامعۀ آماری و نیز جدول نمونهگیری کرجسی و مورگان[14] (1970)، برابر 364 نفر محاسبه شده است. برای انجام نمونهگیری از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای استفاده شد. در گام اول، بر اساس نقشهۀ راهنمای مناطق شهرداری یاسوج، مناطق دوگانۀ شهر یاسوج مشخص شدند. در گام دوم، بر روی نقشۀ شهر یاسوج، محلات مختلف در هر دو منطقه شناسایی شدند. در گام سوم، با استفاده از نمونهگیری تصادفی، چهار محله در منطقۀ 1 و چهار محله در منطقۀ 2 انتخاب شدند. در گام چهارم، هر یک از محلات انتخابشده بر روی کاغذ مدرج قرار داده شد و به طور تصادفی یک عدد در محور X و یک عدد در محور Y انتخاب شد. محل اتصال آنها به عنوان نقطۀ نمونهگیری انتخاب شد و از پرسشگران خواسته شد در حوالی نقطۀ تعیینشده به منازل مراجعه کنند تا پس از تشریح موضوع پژوهش و به شرط رضایت داشتن افراد به مشارکت در پژوهش، با آنها مصاحبه و دادهها جمعآوری شود. ابزار پژوهش برای سنجش فعالیت داوطلبانۀ پرسشنامه پژوهشگرساخته است که مشتمل بر 14 پرسش و دو بُعدِ «سازمانی» (7 آیتم) و «فردی» (7 آیتم) تنظیم شد. برای سنجش اعتبار از اعتبار سازهای به روش تحلیل عاملی استفاده شد که نتایج آن در جدول 1 منعکس شده است. بر اساس نتایج بهدستآمده، شاخص KMO برابر 937/0 و معناداری آزمونِ بارتلت[15] نشان میدهند نمونهگیری از کفایت برخوردار است. به علاوه، روابطی معنادار بین مجموعۀ متغیرها وجود دارد. بر اساس نتایج، هیچ کدام از گویهها از مدل حذف نشدند و عاملِ سازمانی با مقدار ویژۀ 1/6 حدود 9/43 درصد واریانس و عاملِ فردی با مقدار ویژۀ 5/2 حدود 3/18 درصد واریانس و در مجموع، بالغ بر 2/62 درصد واریانس را تبیین میکنند. به علاوه، برای سنجش پایایی این پرسشنامه با توجه به نحوۀ سنجش پرسشها، از همسانی درونی به روش آلفای کرانباخ استفاده شد که مقدار آن بر کل مقیاس 927/0 است که نشان میدهد گویههای آزمون از همسانی درونی مطلوبی برخوردار بودهاند.
جدول 1. سنجش اعتبار سازهای و پایایی آلفای کرانباخ برای پرسشنامۀ فعالیت داوطلبانه
Table 1. Measuring construct validity and Cronbach’s alpha for the volunteering questionnaire
|
آیتمها |
عاملها |
مقدار ویژه |
واریانس |
آلفای کرونباخ |
آلفای کرونباخ |
|
|
سازمانی |
فردی |
|||||
|
وزن عاملی |
وزن عاملی |
|||||
|
همکاری با مؤسسههای خیریۀ حمایت از کودکان سرطانی |
876/0 |
|
1/6 |
9/43 |
911/0 |
927/0 |
|
همکاری با مؤسسههای خیریۀ حمایت از کودکان کار |
833/0 |
|||||
|
همکاری با بهزیستی در دریافت کمکهای مردمی |
822/0 |
|||||
|
همکاری با مؤسسههای خیریه تأمین هزینههای درمانی نیازمندان |
806/0 |
|||||
|
همکاری با بهزیستی در توزیع بستههای معیشتی |
793/0 |
|||||
|
همکاری با مؤسسههای حمایت از محیطزیست |
697/0 |
|||||
|
عضویت در انجمن اهدای عضو ایران |
580/0 |
|||||
|
راهنمایی دقیق فردی که آدرسی را پرسیده است |
|
815/0 |
6/2 |
3/18 |
845/0 |
|
|
گرفتن دست فرد سالمند و کمک به او در عبور از خیابان |
745/0 |
|||||
|
وساطت در دعوای دیگران |
640/0 |
|||||
|
کمک به مصدمان تصادف رانندگی |
463/0 |
|||||
|
کمک به زلزلهزدگان |
428/0 |
|||||
|
اهدای خون به نیازمندان |
377/0 |
|||||
|
کمک به سالمندان در سرای سالمندان |
307/0 |
|||||
|
KMO |
937/0 |
|||||
|
Bartlett |
SIG = 0 000/ |
Df = 91 |
Chi-square =3229 |
|||
ابزار پژوهش برای سنجش مسئولیتپذیری نیز پرسشنامۀ احمدی (1388) بود. این پرسشنامه مشتمل بر 7 پرسش و دو بُعد تعهد (1. همیشه در جهت بهبود محیط اطرافم فعالیت میکنم. 2. اگر وظیفهای به من محول شود با تمام وجود آن را انجام میدهم. 3. هیچگاه گناه خودم را گردن دیگران نمیاندازم. 4. هیچگاه سعی نمیکنم دیگران را فدای خواستهای خودم بکنم) و پذیرش رفتار (1. از اعتراف یا پذیرش خطا و گناه نمیترسم. 2. اگر کار خطایی انجام دهم، عذرخواهی میکنم. 3. از اینکه اعمال و رفتارم در معرض قضاوت دیگران قرار گیرد نگران نیستم) است. سطحِ سنجش گویهها از نوع رتبهای پنجدرجهای (از کاملاً موافق = 5 تا کاملاً مخالف = 1) است و با استفاده از تحلیل عاملی، تعیین اعتبار سازهای شده است. بر این اساس، دامنۀ نمرات این پرسشنامه از 7 تا 35 است. برای سنجش پایایی این پرسشنامه در پژوهش حاضر از همسانی درونی به روش آلفای کرانباخ استفاده شد که مقدار آن برای بُعد تعهد (698/0)، بُعد پذیرش رفتار (620/0) و کل مقیاس (668/0) است.
در بخش تجزیهوتحلیل توصیفی، متغیرهای جمعیتی و زمینهای پژوهش در قالب جدول 2 ارائه شدهاند. بر اساس دادههای جدول 2، بخش اعظم پاسخگویان به لحاظ سنی در گروه 30 تا 39 سال قرار میگیرند، ضمن اینکه میانگین سنی پاسخگویان 30 سال است. به لحاظ جنسیت، عمدۀ پاسخگویان را زنان تشکیل میدهند. به لحاظ وضع تأهل، بخش اعظم پاسخگویان متأهل هستند و به لحاظ میزان تحصیلات، افراد با تحصیلات دانشگاهی بیشترین فراوانی را دارا هستند.
جدول 2. توزیع فراوانی متغیرهای جمعیتی
Table 2. Frequencies of the demographic variables
|
متغیر |
مقولهها |
فراوانی |
درصد |
|
جنسیت |
زن |
186 |
1/51 |
|
مرد |
178 |
9/48 |
|
|
وضع تأهل |
مجرد |
129 |
4/35 |
|
متأهل |
235 |
6/64 |
|
|
تحصیلات |
کمتر از دیپلم |
48 |
2/13 |
|
دیپلم یا فوقدیپلم |
121 |
2/33 |
|
|
دانشگاهی |
195 |
6/53 |
|
|
گروه سنی |
29-18 |
183 |
3/50 |
|
39-30 |
136 |
4/37 |
|
|
49-40 |
35 |
6/9 |
|
|
بالاتر از 50 |
10 |
7/2 |
جدول 3 تحلیل توصیفی سازههای پژوهش و ابعاد آنها را نشان میدهد. میانگین فعالیت داوطلبانۀ سازمانی 5/21، انفرادی 9/24 و فعالیت داوطلبانه 3/45 است. همچنین، میانگین بُعد پذیرش رفتار 6/7، تعهد 2/22 و مسئولیتپذیری 8/29 است.
جدول 3. تحلیل توصیفی سازههای پژوهش و ابعاد آنها
Table 3. Descriptive analysis of the constructs and their subscales
|
متغیر |
Min |
Max |
Mean |
Std. |
|
فعالیت داوطلبانه |
16 |
70 |
3/45 |
3/12 |
|
سازمانی |
7 |
35 |
5/21 |
3/7 |
|
انفرادی |
9 |
35 |
9/24 |
9/5 |
|
مسئولیتپذیری |
16 |
35 |
8/29 |
6/3 |
|
پذیرش رفتار |
4 |
10 |
6/7 |
8/1 |
|
تعهد |
12 |
25 |
2/22 |
5/2 |
در ادامه، برای بررسی رابطۀ مسئولیتپذیری و تمایل به فعالیت داوطلبانه ابتدا از ماتریس همبستگی پیرسون استفاده شده است که نتایج آن در جدول 4 منعکس شده است. بر اساس دادههای جدول 4، بین مسئولیتپذیری و خردهمقیاسهای آن، تعهد و پذیرش پیامدهای رفتار با تمایل به فعالیت داوطلبانه همبستگی معنادار وجود دارد. در ادامه، برای پیشبینی فعالیت داوطلبانه بر اساس مسئولیتپذیری از تحلیل رگرسیون استفاده شده است که نتایج آن در جدول 5 ارائه شده است. بر اساس دادههای جدول 5، متغیر مسئولیتپذیری قادر است حدود 11/0 از تغییرات فعالیت داوطلبانه را تبیین کند. در نهایت، به منظور تعیین تصریح رابطۀ مسئولیتپذیری و فعالیت داوطلبانه بر اساس متغیرهای زمینهای و جمعیتی، رابطۀ مجموع متغیرها با فعالیت داوطلبانه با استفاده از رگرسیون چندمتغیری بررسی شده است که نتایج آن در جدول 6 ارائه شده است. بر اساس دادههای جدول 6، علاوه بر مسئولیتپذیری، متغیرهای جنسیت و تحصیلات دیپلم و فوقدیپلم و تحصیلات دانشگاهی نیز اثری معنادار بر فعالیت داوطلبانه دارند. بر اساس نتایج، مردان بیش از زنان به فعالیت داوطلبانه تمایل دارند و علاوه بر آن، با تغییرِ تحصیلات از کمتر از دیپلم به دیپلم/فوقدیپلم، و تغییرِ تحصیلات از کمتر از دیپلم به دانشگاهی، میزان فعالیت داوطلبانه به طرزی معنادار افزایش مییابد. همچنانکه دادههای جدول 6 نشان میدهد، متغیرهای مسئولیتپذیری، جنسیت و تحصیلات قادر هستند 218/0 از واریانس فعالیت داوطلبانه را تبیین کنند.
جدول 4. ماتریس همبستگی مسئولیتپذیری و فعالیت داوطلبانه
Table 4. Correlation matrix of responsibility and volunteering
|
متغیر |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
|
1. فعالیت داوطلبانه |
1 |
|
|
|
|
|
|
2. انفرادی |
912/0** |
1 |
|
|
|
|
|
3. سازمانی |
943/0** |
725/0** |
1 |
|
|
|
|
4. مسئولیتپذیری |
328/0** |
402/0** |
226/0** |
1 |
|
|
|
5. تعهد |
214/0** |
343/0** |
083/0 |
765/0** |
1 |
|
|
6. پذیرش پیامدهای رفتار |
108/0* |
121/0* |
085/0 |
612/0** |
370/0** |
1 |
جدول 5. تحلیل رگرسیون رابطۀ مسئولیتپذیری و فعالیت داوطلبانه
Table 5. Regression analysis of the relationship between responsibility and volunteering
|
|
B |
Beta |
T |
Sig |
R |
R2 |
F |
Sig |
|
مقدار ثابت |
8/12 |
- |
5/2 |
013/0 |
328/0 |
108/0 |
7/43 |
000/0 |
|
مسئولیتپذیری |
1/1 |
328/0 |
6/6 |
000/0 |
جدول 6. پیشبینی فعالیت داوطلبانه بر اساس مجموع متغیرهای مستقل
Table 6. Predicting volunteering based on all independent variables
|
|
B |
Beta |
t |
Sig. |
R |
R2 |
F |
Sig |
|
مقدار ثابت |
12/5 |
- |
954/0 |
341/0 |
467/0 |
218/0 |
5/16 |
000/0 |
|
مسئولیتپذیری |
1/1 |
336/0 |
1/7 |
000/0 |
||||
|
سن |
08/0- |
05/0- |
97/0- |
330/0 |
||||
|
جنسیت |
7/6 |
273/0 |
8/5 |
000/0 |
||||
|
تأهل |
04/0 |
002/0 |
03/0 |
977/0 |
||||
|
فوقدیپلم |
03/8 |
308/0 |
18/4 |
000/0 |
||||
|
دانشگاهی |
28/6 |
255/0 |
35/3 |
001/0 |
حوادث مترقبه و غیرمترقبه در سطوح خرد و کلان به طرزی بیسابقه در دنیای امروز افزایش یافتهاند و از همین رو، برخی از متفکران از تعبیر دنیای پرمخاطره (Beck, 2008) برای اشاره به دنیای جدید استفاده کردهاند. در نتیجۀ این حوادث و اتفاقات، زندگی تعدادی زیاد از مردم تحت تأثیر قرار میگیرد و آنها نیازمندِ کمکِ دیگران میشوند تا بتوانند به زندگی عادی برگردند. یک راهکار اساسی در مواجهه و مقابله با مشکلاتِ ناشی از حوادث و اتفاقات مترقبه و غیرمترقبه فعالیتهای داوطلبانه در میان شهروندان است (Butt et al., 2015, p. 317). بر همین مبنا، در ممالک مختلف دنیا تلاشهایی گسترده در حال انجام هستند تا تمایل به فعالیت داوطلبانه را در میان مردم گسترش دهند. با توجه به اینکه فعالیتهای داوطلبانه در ایران متناسب با نرخ حوادث و اتفاقات در سطح مطلوب نیست، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا تمایل به فعالیتهای داوطلبانه را در جامعۀ شهری یاسوج بررسی و سپس، رابطۀ آن را با هنجار اجتماعی مسئولیتپذیری ارزیابی کند که یافتههای حاصل از آن به شرح زیر است.
بر اساس یافتههای توصیفی پژوهش، میانگین فعالیت داوطلبانۀ شهروندان یاسوجی بر روی دامنۀ نمرات از 14 تا 70 برابر 3/45 است که نشان میدهد تمایل به فعالیتهای داوطلبانه در سطح متوسط است. این یافتۀ پژوهش با نتایج پژوهش احمدی (1388) که نشان داد فعالیت نوعدوستانه و کمکرسانی به دیگران در ایران در سطح مطلوب نیست، منطبق است.
بر اساس یافتههای تحلیلی پژوهش، بین هنجار اجتماعی «مسئولیتپذیری» و فعالیت داوطلبانه رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد و طی آن، با افزایش «مسئولیتپذیری»، تمایل به فعالیتهای داوطلبانه افزایش مییابد. به لحاظ نظری، این یافتۀ پژوهش در چارچوب نظریۀ «هنجارهای اجتماعی» است که در مباحث نظری بررسی شد. بر اساس نظریۀ «هنجارهای اجتماعی»، سه هنجار «تقابل»، «انصاف» و «مسئولیتپذیری» با فعالیتهای داوطلبانۀ مردم مرتبط هستند. هنجار اجتماعی «تقابل» بیانگر بازگرداندن خوبی با خوبی و بدی با بدی است. هنجار اجتماعی «انصاف» بیانگر ایجاد تعادل بین هزینه و پاداش در روابط اجتماعی است. هنجارهای اجتماعی «تقابل» و «انصاف» اگرچه میتوانند رفتارهای داوطلبانه و نوعدوستانه را برانگیزانند، به دلیل مبتنی بودن بر محاسبۀ سود و زیان، رفتارهای اصیل داوطلبانه را کمرنگ میکنند. برخلاف آنها، «مسئولیتپذیری» بیانگر کمکِ بدون چشمداشت به نیازمندان است (Oliner & Oliner, 1988, p. 12) و افراد را وامیدارد تا به دیگرانِ نیازمند، فارغ از اینکه خودشان مسئول قربانی شدن باشند یا نباشند، کمک کنند (Goetz et al., 2010, p. 351). بر این اساس، هرچه هنجار اجتماعی «مسئولیتپذیری» بیشتر در افراد درونی شده باشد، تمایل آنها به انجام فعالیتهای داوطلبانه بیشتر میشود، امری که در پژوهش حاضر اتفاق افتاده است؛ اما به لحاظ تجربی، یافتۀ این پژوهش با نتایج پژوهشهای احمدی (1388)، مارویاما[16]و همکاران (1982)، و لوین[17] و همکاران (2001) و لی[18] و همکاران (2023) که نشان دادند بین مسئولیتپذیری با رفتارهای نوعدوستانه و کمکرسانی به دیگران رابطهای معنادار وجود دارد، همسو است و آنها را تأیید میکند.
بر اساس یافتههای تحلیلی پژوهش، تمایل به فعالیتهای داوطلبانه برحسب جنسیت و تحصیلات دارای تفاوتی معنادار است و طی آن، میزان تمایل فعالیت داوطلبانه در میان مردان بیشتر از زنان است و افراد با تحصیلات بالاتر، بیشتر به فعالیتهای داوطلبانه تمایل دارند. به لحاظ نظری، به عنوان یک قاعدۀ جهانی، زنان بخشندهتر از مردان هستند و بیشتر تمایل به کمکرسانی به دیگران دارند (Myers & Twenge, 2022, p. 340)؛ اما بخشی زیاد از فعالیتهای داوطلبانه اساساً مستلزمِ خطرپذیری، شجاعت و آمادگیِ جسمی و بدنی است که معمولاً مردان برای انجام آنها مستعدتر هستند. بر همین مبنا، تمایلِ بیشتر مردان به فعالیتهای داوطلبانه نسبت به زنان در پژوهش حاضر را میتوان در همین چارچوب تبیین کرد. به لحاظ تجربی، اگرچه مستندات فراوانی دربارۀ جنسیت و فعالیت داوطلبانه وجود دارند که نتایجی متفاوت را از عدم تفاوت، تفاوت به نفع زنان و تفاوت به نفع مردان نشان میدهند (Delamater et al., 2024, p. 279)، یافتۀ پژوهش حاضر با نتایج پژوهشهای اسدالهی و همکاران (1394) و ایگلی و کراولی[19] (1986) که نشان دادهاند تمایل مردان به فعالیتهای داوطلبانه بیشتر است، همسو و منطبق است. از سوی دیگر، با توجه به نتایج تحلیلی پژوهش، افراد با تحصیلات بالاتر بیشتر به فعالیت داوطلبانه تمایل دارند. به لحاظ نظری، افرادِ دارای تحصیلات بالاتر اولاً، دارای شبکههای اجتماعی گستردهتر و ناهمگون هستند و ثانیاً، از توان شناختی بیشتری برخوردار هستند. عضویت در شبکههای مختلف اجتماعی و توان شناختی بیشتر باعث میشوند افراد تحصیلکرده بیشتر از دیگران قائل به ضرورت فعالیت داوطلبانه و پیامدهای مثبت ناشی از آن شوند و همین امر آنها را به تمایل بیشتر به فعالیتهای داوطلبانه وامیدارد. به لحاظ تجربی، یافتههای این پژوهش با نتایج پژوهش روشل و شاردلو (2012) که نشان دادند افراد دارای مدارج تحصیلی بالاتر فعالیتهای داوطلبانۀ بیشتری نسبت به افراد با تحصیلات کمتر دارند، همسو است و آن را تإیید میکند.
سخن پایانی اینکه، بدون تردید، سطح پایین تمایل به فعالیتهای داوطلبانه در جامعۀ شهری ایران که با حجمی وسیع از انواعِ حوادث و اتفاقاتِ مترقبه و غیرمترقبه مواجه است، نگرانکننده است و باعث میشود آسیبپذیری در برابرِ حوادث و اتفاقات افزایش یابد. این امر به این معناست که گسترش فرهنگ انجامِ فعالیتهای داوطلبانه در کشور باید مطمح نظرِ سیاستگذاران و برنامهریزان اجتماعی کشور باشد. به علاوه، با استناد به یافتههای این پژوهش، پیشنهاد میشود آموزش و درونیسازی هنجار اجتماعی مسئولیتپذیری به شهروندان بیش از گذشته مورد توجه باشد. این امر را میتوان از طریق نظام آموزشوپرورش کشور، رسانههای جمعی و دستگاههای فرهنگی همچون فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری ها مدنظر قرار داد.
[15]. Bartlett