Document Type : Original Research Article
Authors
1 Assistant Professor, Department of Business Management, Faculty of Economic and Administrative Sciences, University of Qom, Qom, Iran
2 Master of Business Administration, Marketing Major, Faculty of Economic and Administrative Sciences, University of Qom, Qom, Iran
Abstract
Highlights
Keywords
Main Subjects
- مقدمه
امروزه برندسازی به عنوان یک ابزار بازاریابی مدرن در کانون توجه مدیران سازمانهاست. راههای برندسازی و ارتقای ارزش و تصویر برند در ذهن مشتریان از دغدغهها و مسائل کلیدی سازمانهاست (Michaelidou et al., 2019). برند محرکی مهم در تصمیمگیری برای داوطلبشدن است؛ زیرا ذینفعان و داوطلبان فقط در صورتی میتوانند به طور مؤثر دربارۀ یک برند فکر کنند که از آن اطلاع داشته باشند و آستانۀ آگاهی آنها از یک سازمان غیرانتفاعی زیاد باشد (Mitchell & Clark, 2021). از آنجا که تعداد سازمانهای غیرانتفاعی در حال افزایش است، رقابت برای کمکهای مالی در بخش غیرانتفاعی تشدید میشود (Rocha, 2021 2019; Garg et al.,)؛ زیرا سازمانهای غیرانتفاعی برای بقای خود و انجام مأموریت، نیاز به جذب منابع مالی دارند و رقابت شدیدی در این زمینه با یکدیگر دارند (Febriani & Selamet, 2020; Gregory et al., 2019; Mitchell & Clark, 2021; Sepulcri & Mainardes, 2022). از سوی دیگر، در میانۀ این رقابت، بخشی از مردم نیز به دلیل عدم اعتماد به سازمانهای غیرانتفاعی تمایلی به اهدای کمک ندارند و ترجیح میدهند از طرق دیگری کمکهای مالی را به دست نیازمندان برسانند. بر این اساس، لازم است تا سازمانهای غیرانتفاعی برای جذب منابع مالی در رقابت با یکدیگر، اقدام به ارتقای برند خود کنند. سازمانهای غیرانتفاعی میتوانند از برند خود به عنوان یک سیستم شناسایی برای متمایزکردن خود از سایر سازمانها استفاده کنند (Li Huang & Hsuan Ku, 2016) و برای این کار باید بر عناصر کلیدی برند خود تمرکز کنند (Gregory et al., 2019). سازمانهای غیرانتفاعی برای اینکه بتوانند از ارزش افزودۀ برند که ناشی از قدرت و توانایی آن در تأثیرگذاری بر نحوۀ تفکر، احساس و عملکرد مصرفکننده است، برای هدایت راهبردهای برند خود استفاده کنند؛ باید روابط با سهامداران خود را تقویت کنند و تصویر سازمان را بهبود بخشند (Teng, 2020). سازمان اوقاف یک سازمان غیرانتفاعی دولتی محسوب میشود؛ به این معنا که مانند سازمانهای تجاری، به دنبال کسب سود برای خود نیست. این سازمان متولی اصلی شئون مختلف وقف از جمله ترویج و توسعۀ وقف، ادارۀ موقوفات فاقد متولی و مدیریت داراییهای آنها و اجرای نیت واقفان از محل عواید هر موقوفه، حفظ و نگهداری موقوفات و ... در کشور است. مقولۀ وقف از برترین مصادیق احسان و نیکوکاری است که در سازماندهی زندگی فردی و اجتماعی، نقش فراوانی دارد (عامری سیاهویی و همکاران، 1401). این سازمان با طیفی گسترده از مردم شامل واقفان، متولیان موقوفات غیرمتصرفی، مستأجرین رقبات وقفی، بهرهبرداران از موقوفات انتفاعی، موقوفٌ علیهم و ... و نیز سازمانهای مختلف دولتی و غیردولتی روبهرو است که مدیریت تصویر و ذهنیت این گروهها برای سازمان امری حیاتی است. متولیان کسانی هستند که وظیفۀ ادارۀ موقوفه را طبق وقفنامه به عهده دارند. اگر در وقفنامه، متولی و ادارهکنندۀ موقوفه مشخص شده باشد، این موقوفات جزو موقوفات غیرمتصرفی محسوب میشوند. اما ﻣﻮﻗﻮﻓﻪای که متولی آن در وقفنامه مشخص نباشد یا به موجب قانون، ادارۀ آن به سازمان اوقاف و امور خیریه سپرده شده باشد، موقوفۀ متصرفی نامیده میشود. منظور از موقوفات انتفاعی موقوفاتی هستند که موقوفٌ علیهم از عین آنها بهرهبرداری میکنند، مانند وقف ساختمانی برای ایجاد خانۀ سالمندان. در مقابل آن، وقف منفعتی است که درآمدهای حاصل از موقوفه صرف نیت واقف میشود؛ مانند وقف مغازهای برای خرج درآمدهای حاصل از آن برای سالمندان. منظور از موقوفٌ علیهم نیز اشخاص، اماکن یا اموری هستند که واقف بهرهبرداری از موقوفه را برای آنها قرار داده است، مانند اولاد واقف، فقرا، مدارس، روضهخوانی و ... .
زمانی میتوان وقف را در کشور توسعه داد که تصویری مطلوب از سازمان اوقاف و نیز خود وقف میان آحاد جامعه وجود داشته باشد. اما بررسیهای انجامشده شامل انجام مصاحبه با برخی از مدیران و کارشناسان ارشد سازمان اوقاف و نیز بررسیهای اسنادی نشان میدهند مسئلۀ ارتقای تصویر و برند در سازمان اوقاف و امور خیریه به شکلی مناسب مورد توجه قرار نگرفته است. این در حالی است که ضرورت و اهمیت برندسازی در سازمانهای غیرانتفاعی دستکمی از سازمانهای انتفاعی ندارد. سازمانهای غیرانتفاعی همانند سازمانهای انتفاعی با چالشهایی مواجه هستند که معمولاً به دلیل عدم موفقیت اصول برندسازی ایجاد میشوند (2022 et al., Leijerholt). بخش مهمی از عملکرد سازمان اوقاف تحت تأثیر تصویر این سازمان قرار دارد. اگر تصویری مطلوب از سازمان در ذهن مخاطبان ایجاد شود، بدون شک تأثیراتی مثبت بر عملکرد سازمان، به ویژه در حوزۀ ترویج فرهنگ وقف و ترغیب مردم به وقف جدید و توسعۀ موقوفات موجود خواهد گذاشت.
پژوهشهای اخیر انجامشده نشان میدهند مسئلۀ ارتقای تصویر و برند در سازمان اوقاف به شکلی مناسب مورد توجه قرار نگرفته است و بسیاری از کارشناسان و مدیران با مفهوم برند و تصویر سازمانی آشنایی ندارند (معصومی و مسعودیپور، 1402). علاوه بر این، ضعف در تبلیغ، ترویج و کاهش جایگاه وقف در نزد مردم و نیز ضعف در اعتماد اجتماعی (ولیزاده و حسنخانی، 1404) به عنوان یکی از چالشها و مسائل سازمان اوقاف معرفی شده است. از این رو، به نظر میرسد طراحی الگویی که بتواند به ارتقای برند سازمان اوقاف کمک کند، ضروری است. این پژوهش در تلاش است تا الگویی برای مدیریت برند و ارتقای تصویر سازمان اوقاف ارائه دهد و به عنوان اولین پژوهش در این زمینه، راهکارهایی برای توسعه و ارتقای برند و تصویر سازمان اوقاف ارائه کند.
2- مبانی نظری و پیشینه پژوهش
1-2 بازاریابی غیرانتفاعی و اهمیت آن
امروزه، دیگر بازاریابی منحصر به حوزۀ کسبوکار و سازمانهای انتفاعی نیست و کاربست بازاریابی در حوزههای غیرانتفاعی بسیار فراگیر شده است. بازاریابی در حوزۀ سلامت و بهداشت، فرهنگ رانندگی، حفظ محیطزیست، اهدای خون و ... استفاده و دامنۀ کاربست آن فراگیر شده است. با توجه به افزایش سازمانهای غیرانتفاعی و رقابت آنها با یکدیگر، بهکارگیری راهبرد بازاریابی غیرانتفاعی برای بقای سازمان اهمیتی بهسزا دارد. همچنین، سازمانهای غیرانتفاعی میتوانند از طریق برنامههای بازاریابی آگاهی ایجاد کنند و برای حل مشکلات مالی سازمان مانند کمبود بودجه، راهکارهایی ارائه دهند. استفاده از راهبرد بازاریابی در سازمانهای غیرانتفاعی برای اعتمادسازی در میان مردم کاربردی بهسزا دارد که منجر به جذب داوطلبان بیشتر و افزایش تعداد حامیان خواهد شد (Sepulcri & Mainardes, 2022; 2020 Tuneva,). بنابراین، باید گفت فعالیتهای بازاریابی سازمانهاست که بر تصویر برند آنها تأثیر میگذارد (Lee & Lee, 2018; Tuneva, 2020 )؛ هرچند تصویر فقط محصول برنامههای قصدشدۀ سازمان نیست و اگر سازمانی فاقد برنامه برای تصویرسازی باشد، به این معنا نیست که تصویری از او در ذهن مخاطبان ایجاد نخواهد شد. سازمانهای غیرانتفاعی تلاش میکنند با استفاده از راهبردهای بازاریابی روابط بلندمدت خود را با مخاطبان بیشتر کنند (Ada et al., 2022).
یکی از شاخههای مهم بازاریابی غیرانتفاعی، بازاریابی خیریه است که یک حوزۀ پژوهشی مهم و نوظهور است که بهسرعت در حال رشد است (2024 et al., Ren). کاربرد و استفاده از تکنیکهای مدیریت بازاریابی در حوزۀ امور خیریه گسترش یافته است. برخی از پژوهشها حوزۀ بازاریابی خیریه را شاخهای جداگانه از بازاریابی معرفی کردهاند و برخی دیگر آن را زیرمجموعۀ بازاریابی اجتماعی دانستهاند (مسعودیپور و وحیدپور، 1403). ورود ادبیات و موضوعهای برندسازی از حوزۀ تجاری به حوزۀ خیریه آنقدر گسترده شده است که حتی مفاهیمی مانند نفرت از برند از حوزۀ تجاری به حوزۀ خیریه راه پیدا کردهاند. این موضوع به این معناست که خیریههایی که دچار تخلف میشوند، با واکنش مخاطبان روبهرو میشوند و این واکنش عاطفی تحت عنوان نفرت از برند خیریه بروز مییابد (2024 et al., Ren). بیشتر مدلها و مفاهیم ارائهشده در حوزۀ بازاریابی خیریه از حوزۀ بازاریابی تجاری وام گرفته شده و با تغییر مفاهیم و اصطلاحات در حوزۀ بازاریابی خیریه به کار گرفته شدهاند (Shimelis & Addisalem, 2024; Wymer & Gross, 2021).
2-2 برندسازی در سازمانهای غیرانتفاعی
برند به عنوان مجموعهای از نشانها، نامها، شکلها، کلمات، اعداد، حروف، شکل محصولات، تصویر یا ترکیب هر یک از اینها برای تشخیص تمایز از سایر محصولات است (Harun et al., 2023). برند چیزی بیش از مؤلفههای دیداری همانند نام، لوگو و طراحی گرافیکی است که توسط یک سازمان استفاده میشود؛ برند یک ساختار روانشناختی است که در ذهن همۀ کسانی جا دارد که از محصول، شخص، یا سازمان مدنظر آگاه هستند. پژوهشها دربارۀ برند در زمینۀ خیریه در طول دهۀ 1990 با چندین مقالۀ منتشرشده توسط متخصصان برند در ادبیات دانشگاهی ظاهر شدند. به نظر میرسد رابرتز-رای[1] (1994) اولین کسی بود که کاربرد مفاهیم برند را در بخش خیریه پیشنهاد کرد؛ با این استدلال که موفقترین مؤسسههای خیریه در آینده مؤسسههای خیریهای خواهند بود که با موفقیت خود را به عنوان برند، بازاریابی کنند. تپ[2] (1996) مفهوم برند را در زمینۀ خیریه بیشتر بررسی کرد. او از طریق گفتوگو با مدیران جمعآوری کمکهای مالی مشاهده کرد در حالی که مؤسسههای خیریه به شکل عملکردی به برندسازی مشغول بودند، تلاش زیادی برای توسعه و متمایزکردن شخصیت برند خود انجام نمیدادند؛ از سوی دیگر، برخی دیگر این طور استدلال کردند که همۀ مؤسسههای خیریه برند هستند اما به مدیریت فعال سه جزء اصلی برند خود (چشمانداز، ارزشها و هویت بصری) نیاز دارند (2021 Ramjaun,). برند غیرانتفاعی یک دارایی راهبردی است که اعتماد ایجاد میکند و نشاندهندۀ یک (میراث سازمان) است که میتواند بر قصد فرد برای اهدا تأثیر بگذارد (Sepulcri et al., 2020).
2-3 مزایای برندسازی در سازمانهای غیرانتفاعی
برند قوی به عنوان کلید موفقیت سازمان غیرانتفاعی در رقابت بینبخشی و درونبخشی شناخته میشود (Sepulcri et al., 2020). برندهای غیرانتفاعی همانند برندهای انتفاعی میتوانند توسعۀ برند را ایجاد کنند؛ همین توسعۀ برندها اعتماد متقابل بین سازمان و ذینفعان را تسهیل میکند؛ زیرا سازمانهای غیرانتفاعی دارای ذینفعان متعدد با مجموعهای از نیازهای مختلف هستند که میتوانند از طریق رویکردی منسجم در برند برآورده شوند (Garg et al., 2019). برند خیریه به داشتن حسن نیت قوی کمک میکند تا تصویری متمایز از خیریه ایجاد شود و احتمال جذب منابع کمیاب افزایش یابد. ذینفعان، مانند داوطلبان، فقط در صورتی میتوانند به طور مؤثر دربارۀ یک برند فکر کنند که از آن اطلاع داشته باشند و آستانۀ آگاهی آنها از یک سازمان غیرانتفاعی زیاد باشد (Mitchell & Clark, 2021). برندها میتوانند در یادگیری و آموزش کمک کنند؛ اگر عموم مردم از خیریه و برند مؤسسۀ خیریه آگاه باشند، ارزشهای مرتبط با آن را بهتر درک میکنند که این امر باعث بهبود عملکردشان میشود (D’Souza et al., 2021). ایجاد ارتباط عمیق مردم با بُعد عاطفی برند باعث میشود تا مردم در مواجهه با درخواست سازمانهای خیریه بدون تردید به این سازمانها کمک کنند. درک افراد از تصویر برند بر مبنای اصول اخلاقی و معنوی است و مؤلفههایی همچون مسئولیتپذیری، وجدان کاری و اعتمادپذیری هستند که باعث افزایش در دریافت اعانه، رفاه و خیرخواهی میشوند. به طور کلی، برندسازی به سازمانهای غیرانتفاعی اجازه میدهد تا تصویر برند سازمانی خود را به منظور جذب داوطلبان، تسهیل مشارکت، بهبود روابط با کارکنان و تأثیر اجتماعی بیشتر بهبود دهند (Febriani & Selamet, 2020; Mitchell & Clark, 2020; Sepulcri & Mainardes, 2022).
2-4 تصویر برند غیرانتفاعی
برند غیرانتفاعی میتواند یک تصویر نمادین یا عاطفی را در بر گیرد که منعکسکنندۀ نیازهای درونی و روانی افراد باشد (Michaelidou et al., 2019; Mitchell & Clark, 2021)؛ تصویر برند غیرانتفاعی یک ابزار مدیریت برند یا راهحل عملی برای سازمانهای خیریۀ بینالمللی و سازمانهای غیرانتفاعی است که به دنبال ارزیابی تصویر برند خود در چشم عموم هستند (Michaelidou et al., 2019). تصویر برند تعیین میکند چگونه مردم فعالیت یک سازمان خیریه را از نظر حسن نیت داشتن توصیف میکنند (D’Souza et al., 2021).
2-5 وقف و جایگاه آن
وقف در لغت به معنای توقیف و حبس و در اصطلاح فقهای عقود اسلامی به معنای حبسکردن مال و جاریکردن منفعت یا ثمرۀ آن برای استفادۀ عموم مردم، بدون دریافت عوض است (غیورباغبانی و همکاران، 1398). وقف یکی از تأکیدات دینی و یکی از رفتارهای خیرخواهانه است که در رشد و برطرفکردن نیازهای معنوی و مادی انسان نقشی بهسزا دارد. اگر این رفتار انساندوستانه به صورت مطلوب تحقق یابد، مشکلات زیادی را از دوش جامعه برمیدارد. اگر سنت وقف و خیرات جاری باشد، برای فقرا بهرهمندی بیشتری ایجاد میکند و به بسیاری از امور به ویژه مسائل اقتصادی و اجتماعی ثبات میدهد (حسینی و همکاران، 1392). در کشور ما، وقف دارای سابقهای درخشان و طولانیمدت است. اگرچه این نهاد در دورههای مختلف در کشور ما نقشی فعال داشته است، اما دوران صفوی را میتوان اوج توسعه و رشد اوقاف در ایران در نظر گرفت. در گذشته و در تاریخ ایران، بسیاری از فعالیتهای تولیدی توسط نهاد وقف انجام میشد و بسیاری از تأسیسات زیربنایی و نهادهای اجتماعی و فرهنگی بدون اینکه حکومتها وظیفهای احساس کنند، توسط مردم ساخته میشد (عامری سیاهویی و همکاران، 1401).
همانطور که گفته شد، سازمان اوقاف و امور خیریه مسئول اصلی مدیریت وقف در کشور است. هرچند سازمانهای دیگری نیز متولی ادارۀ برخی از موقوفات هستند (مانند آستان قدس رضوی)، بیشتر موقوفات در کشور تحت نظر این سازمان اداره میشوند. از تاریخ تصویب قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه (سال 1370)، سازمان اوقاف به سازمان حج و اوقاف و امور خیریه تغییر نام یافت. سازمان اوقاف حفظ و ادارۀ اماکن مختص به امور خیریه و عامالمنفعه، اماکن مذهبی، بقاع متبرکه و مساجد را عهدهدار است؛ پس از انقلاب مشروطه، ادارۀ اوقاف، زیر نظر وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، قرار گرفت و در سال 1343، ادارۀ کل اوقاف به سازمان اوقاف تبدیل شد و در سال 1345، آییننامۀ آن تصویب شد؛ پس از انقلاب اسلامی، در سال 1363، سازمان حج و اوقاف و امور خیریه، تحت مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت؛ در سال 1370، امور مربوط به حج و زیارت از این سازمان جدا شد.
2-6 پیشینۀ پژوهش
پژوهشهایی متعدد در رابطه با سازمان اوقاف و امور خیریه انجام شدهاند که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود:
بررسیهای انجامشده نشان میدهد پژوهشهای مرتبط چندانی در خصوص برندسازی برای سازمان اوقاف انجام نشدهاند. برخی از پژوهشها عوامل مؤثر بر توسعه و ترویج وقف را بررسی کردهاند؛ اما الگویی جامع برای تصویر سازمان اوقاف در پیشینه دیده نمیشود. به عبارت دیگر، میتوان این طور بیان کرد که با توجه به بررسی پیشینۀ پژوهشی، مشخص شد در رابطه با بهبود تصویر و ارتقای برند سازمان اوقاف، پژوهشی جامع انجام نشده است؛ یعنی پژوهشی که بتواند عوامل مؤثر بر ارتقای تصویر برند، چگونگی بسترسازی برای ارتقای تصویر برند، شرایط دخیل در آن و کلیۀ راهبردهای لازم و پیامدهایی که از آن ایجاد میشود را بررسی کند. به همین دلیل، پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد دادهبنیاد، تلاش کرده است تا گامهای اولیه برای پرکردن خلأ پژوهشی حاضر را بردارد.
3- روش پژوهش
پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی و از نوع اکتشافی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از نظر نحوۀ گردآوری دادهها از نوع مطالعات توصیفی-پیمایشی است و دادههای مورد نیاز با ابزار مصاحبه گردآوری شدهاند. این پژوهش به دنبال ارائۀ الگویی برای مدیریت برند و ارتقای تصویر سازمان اوقاف است. جامعۀ خبرگان پژوهش کارکنان سازمان اوقاف (مدیران، رؤسا، معاونان، کارمندان) هستند. از جملۀ شاخصهای انتخاب نمونه در پژوهش حاضر آن است که اعضای نمونه در حوزۀ مورد مطالعه از تجربه و دانش لازم برخوردار باشند. در این پژوهش، از ترکیب روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی استفاده شده است. در ابتدا، با توجه به شناخت قبلی از برخی از مدیران سازمان، مصاحبهها با آنها شروع شد و سپس از همین افراد درخواست شد تا خبرگان دیگری را معرفی کنند. در مصاحبۀ 13 اشباع نظری حاصل شد، اما برای اطمینان تا مصاحبۀ 18 ادامه یافت. میانگین سنی مجموع مصاحبهشوندگان 44 سال است. بیش از 60 درصد از مصاحبهشوندگان بین 11 تا 20 سال دارای سابقۀ کاری هستند. از مجموع کل مصاحبهشوندگان 1 نفر (حدود 5 درصد) دارای تحصیلات کارشناسی، 10 نفر (حدود 55 درصد) تحصیلات کارشناسیارشد، 4 نفر (حدود 25 درصد) تحصیلات دکتری و 2 نفر (حدود10 درصد) دارای تحصیلات حوزوی هستند. موقعیت سازمانی پاسخدهندگان به این صورت بوده است که دو نفر معاون سازمان، یک نفر مشاور معاون، شش نفر مدیر کل، پنج نفر رئیس اداره و چهار نفر از کارشناسان باتجربۀ سازمان اوقاف و امور خیریه بودهاند. قلمرو زمانی پژوهش از اسفند 1400 تا مرداد 1401 بود و مصاحبههای انجامشده بین 90 تا 120 دقیقه به طول انجامیدند و همۀ آنها با اجازۀ مصاحبهشوندگان ضبط و تدوین شدند.
برای تحلیل مصاحبهها از روش نظریۀ دادهبنیاد استفاده شده است که این روش در سال 1967 توسط پژوهشگران آمریکایی گلاسر و اشتراوس[7] توسعه یافت. GT[8] یک روش عمومی است که پژوهشگر را قادر میسازد تا یک کاوش عمیق و نزدیک از یک پدیدۀ عملی انجام دهد و با نظریههای اصلی، مرتبط و مقرونبهصرفه ظاهر شود و همین موضوع است آن را از سایر روشهای کیفی مانند مطالعات موردی متمایز میکند (Charmaz & Thornberg, 2021). گلاسر و اشتراوس بیان میکنند هدف روش نظریۀ دادهبنیاد تولید نظریه بر اساس دادههاست و تأیید نظریه و بسط آن نیست. نظریۀ دادهبنیاد روشی است که میتواند برای تجزیهوتحلیل دادههای کیفی با استفاده از کدها استفاده شود. همچنین، روابطی را بین مفاهیمی ایجاد میکند که توسط کدها اطلاع داده شدهاند که در نهایت، به ما امکان میدهد نظریه بسازیم. در حال حاضر، در رابطه با روش دادهبنیاد نسخههای متعدد و مختلف و نیز تفسیرها و درکهای متعددی وجود دارند (& Neely, 2021 Makri).
در این پژوهش از روش اشتراوس و کوربین[9] استفاده شده است که سه نوع کدگذاری در این روش وجود دارند: کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی. در مدل آنها، شش عنصر به عنوان خروجی اصلی مدل باید مفهومپردازی شوند که عبارتاند از:
در مجموع، در این پژوهش 222 کد اولیه شناسایی شدند که این کدها در قالب 65 مفهوم و 21 مقوله دستهبندی شدند. در ادامه، به تفکیک مفاهیم و مقولههای شناساییشده در ذیل ابعاد مدل اشتراوس و کوربین بررسی میشوند.
کفایت نظری مصاحبهها از طریق عدم ظهور کدهای جدید از مصاحبۀ 13 حاصل شد. در واقع، بعد از مصاحبۀ 13 مشاهده شد کد جدیدی با انجام مصاحبههای جدید ایجاد نمیشود و برای اطمینان کامل، این فرایند تا مصاحبۀ 18 ادامه پیدا کرد. اما برای تضمین اعتبار کدگذاریهای انجامشده، چارچوب پیشنهادی لینکلن و گوبا[10] به کار گرفته شد. این چارچوب شامل چهار معیار اصلی است: اعتبار[11]، انتقالپذیری[12]، قابلیت اطمینان[13] و تأییدپذیری[14]. به طور کلی، اعتبار در پژوهش کیفی به معنای صحت و درستی نتایج و انطباق آنها با واقعیت ذهنی مشارکتکنندگان است. برای ارتقای اعتبار، تلاش شد تا از سطوح مختلف سازمان و با تنوع حوزههای کاری و اجرایی و نیز نگاههای مختلف به مقولۀ برندسازی، نمونهگیری شود. همچنین، از روش بازبینی مشارکتکنندگان[15] استفاده شد تا بخشهایی از متن مصاحبهها و کدهای استخراجشده در اختیار آنها قرار گیرند تا نظر خود را دربارۀ درستی کدهای ثبتشده اعلام کنند. در نهایت اینکه بازبینی و کدگذاری مجدد بخشی از متن و انطباق آنها با کدگذاری اولیه (توافق دو کدگذار) نشان از انسجام و اطمینان از پایایی کدگذاری دارد.
4- یافتههای پژوهش
4-1 شرایط علّی
منظور از شرایط علّی آن دسته از رویدادها و عواملی است که بر تصویر سازمان اثر میگذارند. برای نمونه، در جدول 1، بخشی از متن یکی از مصاحبهها آورده شده است که به شرایط علّی اشاره دارد و کدهای حاصل از آن ارائه شدهاند.
جدول 1. نمونۀ کدگذاری از شرایط علّی
Table 1. Example of coding from causal conditions
|
متن مصاحبه |
کدهای بهدستآمده |
|
نظر سنجی نشان میداد میزان شناخت عمومی مردم نسبت به وقف در حد مطلوبی نیست و حتی در بعضی اقشار حالت نگرانکننده هم دارد وبعد متوجه شدیم که بخش خیلی عظیمی از کارهای سازمان هم منوط به این است که ما عملکرد وقف و دستاورد وقف را بهخوبی به مردم معرفی کنیم. چند تا کار در این زمینه اتفاق افتاد، مثلاً برنامۀ هفتگی سازمان اوقاف اولویت بیشتری پیدا کرد. |
- آگاهی مردم از نقش سازمان اوقاف در کارهای خیر و عرصههای مختلف - اطلاعرسانی از ثمرات و برکات وقف به مردم - اطلاعرسانی در رابطه با کارکردهای وقف
|
اما با یکپارچهکردن و دستهبندی کدگذاری باز در این محور، 5 مقولۀ اصلی مبتنی بر 17 مفهوم شناسایی شدند که در جدول 2 نشان داده شدهاند.
جدول 2. شرایط علّی
Table 2. Causal conditions
|
مقوله |
مفهوم |
|
اطلاعرسانی جامع، مستمر و دقیق به مردم و مخاطبان سازمان اوقاف |
اطلاعرسانی دربارۀ عملکرد سازمان اوقاف و نقشآفرینی سازمان در عرضههای مختلف |
|
اطلاعرسانی مستمر دربارۀ محدودیتهای قانونی و حقوقی |
|
|
رفع شبهات مردم در خصوص درآمدها و هزینههای سازمان اوقاف |
|
|
آگاهکردن مستأجران بابت علت پرداخت اجاره و ثمرات آن |
|
|
اطلاعرسانی دربارۀ اهمیت وقف و ثمرات آن |
|
|
نهادینهشدن ضرورت ارتقای تصویر برند در سازمان و تبدیلشدن آن به اولویت مدیران و کارکنان سازمان |
افزایش شناخت و آگاهی مدیران از مسئلۀ برندسازی در سطح ستاد |
|
توجه به برندسازی در سطوح اجرایی و عملیاتی سازمان |
|
|
داشتن ارادۀ جدی مدیران و کارکنان در رابطه با وجود یک برنامۀ یکپارچه برندسازی و فرهنگسازی در بدنۀ سازمان |
|
|
بهرهگیری از ظرفیتهای دانشی و مهارت کارمندان و مدیران سازمان برای ارتقای تصویر برند |
|
|
سازوکار نظارتی و کنترلی بر عملکرد مدیران و کارکنان در راستای انجام تکالیف محولشده |
بهرهگیری از مکانیسم نظارتی چندوجهی در مقابله با فساد در سازمان |
|
رسیدگی به عملکرد مدیران در حفظ، احیا و توسعۀ موقوفات، اجرای نیت واقفان و افزایش بهرهوری موقوفات |
|
|
تقویت بُعد امانتداری سازمان به ویژه در مسئلۀ اجرای نیت |
|
|
مشارکت و همافزایی واحدهای سازمان در برنامههای برندسازی |
تقویت همکاری درونبخشی در سازمان در راستای برندسازی |
|
تقویت تقسیم کار بین واحدهای مختلف سازمان |
|
|
وجود جمعگرایی و حاکمنبودن نگاه تکبُعدی در هر یک از واحدهای سازمان در راستای برندسازی |
|
|
استفاده از ظرفیت خارج از سازمان برای برندسازی |
استفاده از ظرفیتهای مردمی برای برندسازی |
|
استفاده از ظرفیتهای دستگاهای ذیربط با اوقاف |
4-2 شرایط زمینهای
شرایط زمینهای، شرایطی هستند که موقعیتی را ایجاد میکنند که افراد در آن کنش و واکنشهای خود را نسبت به ارتقای برند و بهبود تصویر سازمان نشان دهند. شرایط زمینهای برای اداره، کنترل بهتر راهبردها و پاسخ به پدیدۀ مدنظر شرایطی را فراهم میکند (رحیمی باغملک و همکاران، 1398). ابتدا، یک نمونه کدگذاری باز از بخشی از مصاحبههای انجامشده (جدول 3) و سپس مرحلۀ دوم کدگذاری (جدول 4) ارائه میشود.
جدول 3. نمونۀ کدگذاری از شرایط زمینهای
Table 3. Example of coding from contextual conditions
|
متن مصاحبه |
کدهای بهدستآمده |
|
برای برند سازی باید خیلی کارها انجام شود؛ نظم، دیسیپلین، فرهنگ سازمانی و ... باید انجام شود. در حوزۀ بهکارگیری منابع انسانی، ما بنا به شایستگیها واصولی بالا نیومدیم. مسیر ارتقای شغلی، کارگاه آموزشی و ارزیابی بر اساس واقعیت وجود ندارد. |
- مشخصکردن مسیر رشد و ارتقا در سازمان - متناسبسازی کارگاههای آموزشی کارمندان با نیازهای واقعی - ارتقای نظم و فرهنگ سازمانی |
در مجموع در این قسمت 16 مفهوم در قالب 6 مقوله به صورت زیر دستهبندی شده است.
جدول 4. شرایط زمینهای
Table 4. Background conditions
|
مقوله |
مفهوم |
|
اهتمام ویژه به مراجعهکنندگان در میان کارکنان سازمان |
تسهیل فرایند اداری و کاهش کاغذبازیهای اداری در راستای رضایت مراجعان حضوری |
|
افزایش مهارت و عملکرد تعاملی کارکنان و مدیران سازمان با اربابرجوع |
|
|
توجه به تفاوت در سلایق و علایق واقفان و خیرین در تعاملات رودررو با آنها |
|
|
بهبود مسیرهای ارتباطی با اربابرجوع در فضای مجازی |
ارائۀ خدمات آنلاین به منظور افزایش سرعت فرایندهای اداری برای مراجعان غیرحضوری |
|
توجه به کانالهای تعاملاتی برای داشتن ارتباط پویا با مخاطبان سازمان |
|
|
توجه به نظام انگیزشی برای توانمندسازی و پرورش کارکنان متعهد در سازمان اوقاف |
تقویت انگیزههای مالی برای جبران خدمات کارکنان |
|
استفاده از راهبرد کارمندمحوری و مشارکتدادن آنها در تصمیمها |
|
|
طراحی مسیر پیشرفت شغلی و ارتقای کارمندان |
|
|
تقویت انگیزههای الهی و روحی در کارمندان |
|
|
ارتقا و بهبود نظام جذب و نگهداشت سرمایۀ انسانی در سازمان |
طراحی شاخصهایی برای شناخت توانمندی افراد (شایستهسالاری) |
|
بهکارگیری مدیران توانمند در حوزۀ برندسازی در سازمان |
|
|
وجود برنامهریزی منسجم، جامع و فراگیر و تأمین استلزامات اجرای برنامه برای ارتقای تصویر سازمان اوقاف |
تدوین برنامههای بلندمدت برای ارتقا و بهود برند سازمان اوقاف و امور خیریه |
|
تدوین برنامه برای پیشبرد فعالیت اقتصادی و فرهنگی و تبلیغاتی به طور همزمان |
|
|
تدوین برنامه برای تغییر نگرش سازمانهای مرتبط با سازمان |
|
|
برنامهریزی برای تمام گروهها و مخاطبان هدف سازمان اوقاف برای ترویج فرهنگ وقف |
|
|
و امور خیریه |
اختصاص بودجۀ مناسب و کافی برای اجرای برنامههای ترویجی و تبلیغاتی |
4-3 مقولۀ محوری
مقولۀ محوری یک صورت ذهنی از پدیدهای است که اساس فرایندی را شکل میدهد. این مرحله راهی برای ارتباط منطقی بین طبقهها، دادهها و زیر طبقههاست؛ به عبارت دیگر، در این مرحله، مقولهها به صورت یک شبکه در ارتباط با هم قرار میگیرند. چند معیار برای انتخاب یک مقوله به عنوان مقولة اصلی وجود دارند که مهمترین آنها عبارتاند از: مرکزیبودن، مرتبطبودن به سایر مقولهها، اتفاقافتادن مکرر در دادهها و طلبیدن زمان بیشتر برای اشباعشدن. پدیده یا مقولۀ محوری به پرسش جریان چیست پاسخ میدهد و به دنبال رویدادها، اعمال و تعاملاتی است که نمایندۀ چیزی هستند که افراد هنگامی که خود را در موقعیتی مییابند در پاسخ به آن موقعیت بر زبان میآورند. به عبارت دیگر، پدیدۀ محوری همان عنوانی است که میتوان آن را به پاسخ پرسش چه فرایندی در حال شکل گرفتن است، نسبت داد. نمونهای از کدگذاری بهدستآمده از متن مصاحبه در جدول 5 آمده است.
جدول 5. نمونۀ کدگذاری از مقولۀ محوری
Table 5. Example of coding from axical category
|
متن مصاحبه |
کدهای بهدستآمده |
|
اگر مردم این مورد را بشناسند قطعاً گرایش آنها به وقف بیشتر میشود. یک مؤسسۀ خیریه به کمک تبلیغات و ابزارهای نوین این استانداردها را گذاشته است، پول گذاشته است، وقت گذاشته است، انرژی گذاشته است، نیروهای متخصص در این حوزه به کار بسته است، بهترین تیزر بهترین تبلیغات بهترین کلیپ بهترین بروشور خود را معرفی کرده است. ما میدانیم خبر داریم این یک مؤسسه است و حوزۀ عملکردیاش شاید یکصدم یا یکهزارم اوقاف نباشد. در برنامۀ پربینندۀ تلویزیون آمدند و رفتند، روشها را پیدا کردند. |
- ارتقای تصویر سازمان در مقایسه با سایر خیریهها - بهرهگیری از رسانههای نوین و جمعی |
مقولۀ محوری در این پژوهش به شکل جدول 6 است. در مجموعف در پژوهش زیر 3 کد استخراج شدند.
جدول 6. مقولۀ محوری
Table 6. Axial category
|
مقوله |
مفهوم |
|
بهرهگیری از ابزارها و روشهای نوین برای برندسازی |
برندسازی در سازمان اوقاف |
|
بهبود تصویر سازمان اوقاف در میان مخاطبان |
|
|
ارتقای جایگاه و موقعیت سازمان اوقاف در میان مخاطبان |
4-4 شرایط مداخلهگر
شرایط مداخلهگر، شرایط عمده و عمومی هستند که بر نحوۀ تأثیرگذاری راهبردها اثر میگذارند و آنها را در زمینهای خاص سهولت یا به نحوی تغییر میدهند. آنها تسهیلگر یا محدودکنندۀ راهبردها هستند که درون زمینهای خاص قرار دارند. برخی از کدهای ناظر به شرایط مداخلهگر برای نمونه از متن مصاحبۀ زیر استخراج شده است که در جدول 7 قابل مشاهده است.
جدول 7. نمونۀ کدگذاری از شرایط مداخلهگر
Table 7. Example of coding from intervening conditions
|
متن مصاحبه |
کدهای بهدستآمده |
|
یعنی این همه فعالیت فرهنگی انجام دادیم اما نگرش به وقف خیلی کم بالا آمد. بعد شما فکر کن شبهه و تخلف در اوقاف کل این اعتماد را از بین میبرد. حالا ممکنه این خبر اصلاً درست نباشد، یا مثلاً میگن قلۀ دماوند وقفه. خوب این غلط است. قلۀ دماوند جزو انفاله، انفال هم وقف نمیشود دقیقاً درست مثل دانشگاه آزاد که نشد وقف شود. دانشگاه آزاد چون مال شخص نبود وقف نشد، چون اولین شرط وقف، مالکیت است. |
- وجود شبهه علیه وقف و سازمان اوقاف - عدم مدیریت شایعه و شبهه علیه وقف و سازمان اوقاف |
شرایط مداخلهگر به دو دستۀ داخلی و خارجی تقسیم شدهاند که در جدول 8 نشان داده شدهاند.
جدول 8. شرایط مداخلهگر
Table 8. Intervening conditions
|
مقوله |
مفهوم |
|
محدودیتهای داخلی |
سیاستهای محدودکنندۀ سازمان در استفاده از ظرفیت نیروی انسانی در داخل و خارج از سازمان |
|
بهروزنبودن سیستمها در ارائۀ خدمات و تسهیل کار اربابرجوع |
|
|
کمبود نیروی متخصص در سازمان در حوزۀ برندسازی و ارتقای تصویر |
|
|
غلبۀ نگاه اقتصادی در سازمان و کمتوجهی به مقولۀ فرهنگ و برندسازی در سطوح مدیریت |
|
|
محدودیتهای مالی در زمینۀ تبلیغ و ترویج وقف |
|
|
محدودیتهای خارجی |
وجود تبلیغات منفی و مخرب و شبهات علیه وقف در ذهن مخاطب |
|
محدودیتهای قانونی و حقوقی و شرعی برای استفاده از درآمدهای وقف برای برندسازی |
|
|
عدم همکاری خیریهها با اوقاف به دلیل تفاوت در حوزۀ عملکرد |
4-5 راهبردها
راهبردها کنشها یا برهمکنشهایی خاص هستند که از پدیدۀ محوری منتج میشوند. راهبردها و اقدامات به تاکتیکهای راهبردی و طرز عملهای عادی و چگونگی مدیریت موقعیتها توسط افراد در مواجهه با مسائل اشاره دارند. راهبردها مبتنی بر کنشها و واکنشهایی برای کنترل اداره و بازخورد پدیدۀ تحت بررسی هستند. راهبردها هدفمند هستند و با دلیلی خاص صورت میگیرند. راهبردها در واقع طرحها و کنشهایی هستند که سیاستگذاران، متولیان و مجریان به منظور اجرای مدل ارتقای برند در سازمان اوقاف به کار میبندند. بخشی از کدگذاری باز برای نمونه در قسمت راهبردها که ما را به مقولههای اصلی رهنمون کرده است، در جدول 9 نشان داده شده است.
جدول 9. نمونۀ کدگذاری از راهبردها
Table 9. Example of coding from strategies
|
متن مصاحبه |
کدهای بهدستآمده |
|
در حوزۀ راهکار ابتدا افکارسنجی درست باید انجام دهیم با انتخاب موضوعات مورد چالش در سازمانمان. افکارسنجی قابل استناد را انجام میدهم بعد طرح توجیهی میدهم که میگم برای اصلاح مشکلات این اقدامات باید انجام شود. البته بستگی هم دارد که مدیر چقدر در فضا باشد قطعاً با یک بار قانع نمیشود، بلکه باید پیگیریهایی هم صورت بگیرد. یکی از اجماعهایی که وجود دارد این است که سازمان اوقاف به اندزۀ کافی شناخته شده نیست. سازمان دقیق به این نیاز رسیده است و این در صحبتهای مدیر و کارکنان حس میشود، مثلاً در دو، سه سال اخیر (همه معتقدند که برند باید برای بهبودش کاری انجام شود). |
- پیمایش و افکارسنجی دقیق و علمی دربارۀ وقف - نظرسنجی عملکردی از مردم دربارۀ سازمان اوقاف - معرفی وقف و ثمرات آن به مردم به عنوان راهکار مورد اتفاق در سازمان
|
در مجموع، در این پژوهش 6 راهبرد کلی در قالب شش مقولۀ شناسایی شدهاند که مفاهیم ناظر به هر مقوله در جدول 10 قابل مشاهده هستند.
جدول 10. راهبردها
Table 10. Strategies
|
مقوله |
مفهوم |
|
|
بهرهگیری از روشها و ابزارهای نوین تبلیغاتی برای ترویج وقف |
استفاده از ظرفیت فضای مجازی و رسانههای اجتماعی برای تبلیغ وقف |
|
|
تشکیل کمیتۀ مشترک و تخصصی برای حوزۀ تبلیغ وقف در سازمان |
||
|
استفاده از ظرفیت موقوفات برای تبلیغ و ترویج وقف |
||
|
تحول در منابع انسانی سازمان در حوزۀ برندسازی و ارتقای تصویر |
استفاده از روشهایی برای توانمندسازی وایجاد انگیزه در کارکنان و پرورش کارکنانی متعهد |
|
|
ایجاد تناسب بین کارکنان و ارزشهای سازمان برای تبلیغ وقف |
||
|
بهبود نظام جبران خدمات و ارزیابی عملکرد در سازمان و ارتباطدادن آن به نحوۀ ارتباط با مشتری |
||
|
ایجاد تعهد، دلبستگی شناختی و عاطفی و رفتاری و هنجاری به برند |
||
|
استفادهکردن از روشهایی برای حفظ ارزشهای سازمانی و انتقال آن به مشتری |
||
|
فرهنگسازی برای عموم و مخاطبان سازمان در موضوع اهمیت و چیستی وقف |
نهادینهسازی فرهنگ وقف در میان مخاطبان از طریق نهادهای آموزشی |
|
|
شناسایی گروههای مخاطبان هدف برای تبلیغ و ترویج وقف |
||
|
ارائۀ گزارش عملکرد مبتنی بر شفافیت به مردم در سطح ملی و محلی |
ارائۀ گزارشهای عملکرد دورهای و مؤثر به مردم در خصوص درآمدها، هزینهها و عملکردهای سازمان اوقاف |
|
|
اطلاعرسانی موردی و منطقهای دربارۀ تمام موقوفات به اهالی منطقه |
||
|
پیمایش مستمر از وضعیت نگرشی مردم نسبت به وقف و سازمان اوقاف و امور خیریه |
پیمایش مستمر و انجام طرحهای نظرسنجی به صورت دورهای برای بررسی نگرش مردم و ارائۀ بازخوردهای اصلاحی در صورت لزوم |
|
|
راهاندازی پایگاه دادۀ داخلی برای ثبت شکایات، انتقادات و پیشنهادات و تحلیل مستمر آن |
||
|
طراحی سازوکارهای جدید وقف به ویژه وقف همگانی و سهولت اجرای آن در جامعه |
امکانپذیری وقف جمعی از طریق توسعۀ وقفهای جدید |
|
|
بهرهگیری از فضای مجازی برای توسعۀ وقف همگانی |
||
|
دیپلماسی سازمانی برای تعامل با دستگاههای دولتی و غیردولتی مرتبط با سازمان اوقاف و امور خیریه برای ارتقای تصویر سازمان |
بهبود روابط با سازمانهای دولتی در موضوعات و مسائل مورد اختلاف بین آنها و سازمان اوقاف و امور خیریه |
|
|
تعامل سازنده با دستگاههای غیردولتی مرتبط با وقف |
||
|
تقویت واحد ارتباط با خیریههای غیردولتی و طراحی سازوکارهای مؤثر برای همکاری با سازمان اوقاف و امور خیریه |
||
|
رفع مسائل و شبهات در دستگاههای اجرایی در خصوص سازوکارهای اجرایی وقف |
||
|
برگزاری نشستهای تخصصی مشترک با دستگاههای دولتی مرتبط |
||
4-6 پیامدها
پیامدها خروجیهای حاصل از استخدام راهبردها هستند. انجام یا عدم انجام یا تعاملی معین در پاسخ به امر یا مسئلهای یا به منظور اداره یا حفظ موقعیتی موجب پدیدآمدن پیامدهایی میشود برخی از این پیامدها خواسته و برخی ناخواسته هستند. پیامدها را همواره نمیتوان پیشبینی کرد و الزاماً همانهایی نیستند که افراد قصد آن را داشتهاند. همچنین، این امکان وجود دارد که آنچه در برههای از زمان پیامد به شمار میرود، در زمان دیگر به بخشی از شرایط و عوامل تبدیل شود. در واقع، منظور از پیامدها نتایج ناشی از بهکارگیری اقدامات مربوط ارتقای تصویر برند سازمان اوقاف و امور خیریه است. در این بُعد، 7 مقوله و 21 مفهوم شناسایی شدند که ابتدا نمونهای از کدگذاریها (جدول 11) و سپس جدول نهایی این بخش (جدول 12) ارائه میشود.
جدول 11. نمونۀ کدگذاری از پیامدها
Table 11. Example of coding from consequences
|
متن مصاحبه |
کدهای بهدستآمده |
|
الان بحث وقف مشارکتی به وجود آمده که هر کس با هر مقدار پولی که دارد بیاد در بخشهای مختلف مشارکت کند. ولی به صورت شبکهای نیست، وقف پول مجاز است. برندسازی برای سازمان میتواند زمینۀ وقفهای جدید و مشارکتی را ایجاد کند. |
- امکانپذیرشدن شکلهای جدید وقف مانند وقف جمعی و مشارکتی |
جدول 12. پیامدها
Table 12. Consequences
|
مقوله |
مفهوم |
|
افزایش سرمایۀ اجتماعی سازمان |
حل شبهات و پرسشها علیه وقف و سازمان اوقاف و امور خیریه |
|
افزایش شفافیت عملکردی در سازمان |
|
|
مشتریمدارشدن سازمان (اربابرجوعمحورشدن سازمان) |
|
|
ایجاد تصویر مثبت از سازمان و تمایل مردم برای وقف |
جذبشدن خیرین بالقوه |
|
فراهمشدن بستر برای توسعۀ وقفهای خرد و مشارکتی |
|
|
افزایش تبلیغات مثبت دهانبهدهان در میان مردم دربارۀ وقف و سازمان اوقاف |
|
|
توسعۀ موقوفات و افزایش درآمدهای وقف |
احیای موقوفات از طریق افزایش سرمایهگذاریهای بیرون از سازمان |
|
سوق پیدا کردن خیرین و مردم به وقف و ایجاد موقوفات جدید |
|
|
افزایش درآمدهای سازمان ازطریق موقوفات برای اجرای نیات |
|
|
ایجادشدن زنجیرۀ ارزش و بهرهورکردن موقوفات فاقد درآمد |
|
|
افزایش همکاریهای بینبخشی و بیندستگاهی با سازمان اوقاف و امور خیریه |
افزایش همکاری و تعامل بینبخشی با دستگاهها و سازمانهای دیگر |
|
خوشنامشدن سازمان در میان سازمانهای غیرانتفاعی و مخاطبان |
|
|
کاهش فقر و سهمبری بیشتر وقف در حل مسائل جامعه |
ایفای نقش وقف به گونهای مؤثر در کمک به نیازمندان |
|
برقراری عدالت توزیعی و کاهشدادن فاصلۀ طبقاتی از طریق کمک به نیازمندان |
|
|
فراهمآمدن بستری برای کارآفرینی و اشتغال افراد نیازمند |
|
|
افزایش انگیزه و شوق در میان کارمندان سازمان اوقاف و امور خیریه |
افزایش احساس مفیدبودن در میان کارمندان |
|
افزایش احساس تعلق سازمانی |
|
|
افزایش مسئولیتپذیری و تکلیفپذیری سازمانی |
در قالب شکل 1، میتوان مدل مفهومی بهدستآمده برای ارتقای برند و تصویر سازمان اوقاف و امور خیریه را نشان داد.
|
شرایط علّی · اطلاعرسانی به مردم و مخاطبان سازمان اوقاف · نهادینهشدن ضرورت ارتقای تصویر برند · سازوکار نظارتی و کنترلی بر عملکرد مدیران و کارکنان · مشارکت و همافزایی واحدهای سازمان در برنامههای برندسازی · استفاده از ظرفیت خارج از سازمان برای برندسازی |
|
شرایط زمینهای · اهتمام ویژه به مراجعهکنندگان در میان کارکنان سازمان · بهبود مسیرهای ارتباطی با ارباب رجوع در فضای مجازی · توجه به نظام انگیزشی برای توانمندسازی و پرورش کارکنان · ارتقا و بهبود نظام جذب و نگهداشت سرمایۀ انسانی در سازمان · وجود برنامهریزی برای ارتقای تصویر سازمان اوقاف و امور خیریه |
|
مقولۀ محوری بهرهگیری از ابزارها و روشهای نوین برای برندسازی |
|
راهبردها · بهرهگیری از روشها و ابزارهای نوین تبلیغاتی برای ترویج وقف · تحول در منابع انسانی سازمان در حوزۀ برندسازی و ارتقای تصویر · فرهنگسازی برای عموم و مخاطبان سازمان در موضوع وقف · ارائۀ گزارش عملکرد مبتنی بر شفافیت به مردم · پیمایش مستمر از وضعیت نگرشی مردم نسبت به وقف و سازمان · طراحی سازوکارهای جدید وقف به ویژه وقف همگانی · دیپلماسی سازمانی برای تعامل با دستگاههای دولتی و غیردولتی |
|
پیامدها · افزایش سرمایۀ اجتماعی سازمان · ایجاد تصویر مثبت از سازمان و تمایل مردم برای وقف · توسعۀ موقوفات و افزایش درآمدهای وقف · افزایش همکاریهای بینبخشی و بیندستگاهی با سازمان · کاهش فقر و سهمبری بیشتر وقف در حل مسائل جامعه · افزایش انگیزه و شوق در میان کارمندان سازمان |
|
شرایط مداخلهگر · محدودیتهای داخلی · محدودیتهای خارجی
|
شکل 1. مدل مفهومی ارتقای برند و تصویر سازمان اوقاف و امور خیریه
Figure 1. Conceptual model for promoting the brand and image of the Endowment and Charity Affairs Organization
5- نتیجهگیری
ارتقای برند و بهبود تصویر سازمان یکی از مسائل ضروری برای سازمانهای غیرانتفاعی است. سازمان اوقاف و امور خیریه به عنوان متولی اصلی ادارۀ موقوفات در کشور از این ضرورت بهرهمند نشده است. در این پژوهش تلاش شد تا مدلی برای برندسازی و بهبود تصویر سازمان اوقاف و امور خیریه ارائه شود.
برای تحقق برندسازی، عواملی تحت عنوان شرایط علّی شناسایی شدند. اطلاعرسانی جامع و دقیق به مردم از جملۀ آنهاست. بخشی مهم از شبهات ایجادشده در اذهان مردم ناشی از سکوت سازمانی و عدم توجه به جنبههای اطلاعرسانی است. همچنین، به وجود آمدن احساس نیاز و ضرورت مقولۀ برندسازی از جملۀ شرایط علّی و مهم است. متأسفانه، بررسیهای انجامشده نشان میدهد چنین ضرورتی آنطور که شایسته و لازم است در سازمان درک نشده است و طبیعی است که تا چنین نیازی احساس نشود، عملاً نمیتوان هیچ برنامل تحولی در حوزۀ برند و تصویر را طراحی و اجرا کرد. طراحی سازوکار نظراتی و کنترلی بر عملکرد مدیران نیز از لوازم برندسازی است. موضوع مهم دیگر در این مقوله رویکرد تیمی و همافزا برای مقولۀ برندسازی در سازمان است. در واقع باید توجه داشت که همۀ سازمان باید جزئی از برنامۀ برندسازی در نظر گرفته شود تا بتوان به موفقیت در آن رسید. حتی در صورت لزوم باید امکان استفاده از ظرفیتهای خارجی برای کمک به سازمان در این مقوله فراهم باشد.
اما برای شرایط زمینهای سه مقولۀ اصلی شناسایی شدند که شامل مشتریمداری در میان کارکنان سازمان، ارتقای نظام انگیزشی و توامندسازی منابع انسانی و برنامهریزی جامع و منسجم در خصوص برندسازی هستند. اگر سازمان اوقاف و امور خیریه میخواهد به دنبال ارتقای تصویر باشد، فرهنگ سازمانی اوقاف باید کاملاً بر مدار مشتریگرایی تنظیم شود. حل مشکلات منابع انسانی در سازمان و ایجاد نظام انگیزشی در کارکنان از بسترها و لوازم ارتقای تصویر و برند در سازمان است. سومین بستر مورد نیاز در این زمینه وجود یک برنامۀ منسجم علمی و جامع و تقسیم کار و تأمین بودجۀ لازم برای آن است. دو دسته مداخلهگر شامل محدودیتهای داخلی و خارجی شناسایی شدند که میتوانند بر تحقق راهبردهای پیشنهادی اثرگذار باشند. اما شش راهبرد اصلی پیشنهادی برای ارتقای تصویر سازمان اوقاف و امور خیریه عبارتاند از:
5-1 پیشنهادها
از جملۀ پیشنهادها برای پژوهشهای آتی میتوان به طراحی سازوکارهای اجرایی هر یک از راهبردها اشاره کرد. این پیشنهادها میتوانند در امتداد پژوهش حاضر به توسعۀ برند و ارتقای تصویر سازمان اوقاف کمک کنند:
یافتههای این پژوهش با پژوهش معصومی و مسعودی پور(1402) همراستاست که بر ضرورت شفافیت مالی، دیپلماسی سازمانی، مدیریت شبهه و پاسخگویی به آنها و ارتقای منابع انسانی در سازمان اوقاف تأکید دارد. همچنین، پژوهش حسینی و دیگران (1392) که بر بهبود شیوههای نوین مدیریت موقوفات و افزایش بهرهوری موقوفات تأکید دارد، میتواند همراستا با یافتۀ این پژوهش تلقی شود که بر احیای موقوفات تأکید دارد و آن را بر برندسازی مؤثر میداند.
[1] Roberts-Wray
[2] tapp
[3] D’Souza
[4] Sepulcri
[5] Leijerholt
[6] Leijerholt
[7] Glaser & Strauss
[8] Grounded Theory
[9] Corbin
[10] Lincoln & Guba
[11] Credibility
[12] Transferability
[13] Dependability
[14] Confirmability
[15] Member Checking